آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۵۴۲۵
۱۲:۳۹

۱۴۰۵/۰۴/۲۸
خاطره‌‌ای از شهید «مصطفی صفری»

در دو راهی زبیدات و کردستان؛ انتخابی که سرنوشتش را رقم زد

برادر شهید شهید تعریف می‌کند: چند ماهی از دوران سربازی‌اش گذشته بود که در یکی از مرخصی‌ها احساس می‌کردم می‌خواهد چیزی بگوید، اما انگار نمی‌توانست. سرانجام بعد از مدتی حرف دلش را به زبان آورد و گفت؛ می‌خواهم به جبهه بروم. برای ادامه خدمتم دو منطقه را پیشنهاد داده‌اند؛ زبیدات و کردستان، و باید یکی را انتخاب کنم.


به گزارش نوید شاهد هرمزگان، شهید «مصطفی صفری» نهم آبان ۱۳۴۵، در شهرستان میناب دیده به جهان گشود. پدرش علی، کارگر بود و مادرش مریم نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. به عنوان سرباز ژاندارمری در جبهه حضور یافت. بیست و نهم تیر ماه ۱۳۶۵، در زبیدات عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در بهشت‌زهرای زادگاهش واقع است.

ی

مادر، نگران من نباش؛ من هم می‌روم

مادرم خاطره‌ای از برادر شهیدم برایم تعریف کرد. می‌گفت: «زمان رفتنش به خدمت سربازی فرا رسیده بود. برای همین به ژاندارمری رفت و ثبت‌نام کرد. از اینکه قرار بود به سربازی برود، بسیار خوشحال بود.

چند روزی منتظر ماند تا اینکه برای گذراندن دوره آموزشی به شهرستان جهرم اعزام شد. پس از پایان دوره آموزشی، به خانه بازگشت و چند روزی در کنارمان ماند، سپس دوباره به محل خدمتش رفت.

چند ماهی از دوران سربازی‌اش گذشته بود که در یکی از مرخصی‌ها احساس می‌کردم می‌خواهد چیزی بگوید، اما انگار نمی‌توانست. سرانجام بعد از مدتی حرف دلش را به زبان آورد و گفت: «می‌خواهم به جبهه بروم. برای ادامه خدمتم دو منطقه را پیشنهاد داده‌اند؛ زبیدات و کردستان، و باید یکی را انتخاب کنم.»

او منطقه زبیدات را انتخاب کرد و با آرامش به مادرم گفت: «مادر، نگران و ناراحت من نباشید. همان‌طور که دیگران رفتند، من هم می‌روم.»

(به نقل از برادر شهید، عباس صفری)

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه