آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۵۳۰۳
۱۱:۲۸

۱۴۰۵/۰۴/۲۷

خاطرات/ سحری که با ناهار افطار شد

برادر شهید «شعبان حسن زاده» می‌گوید: برای مان تعریف می‌کرد زمانی که در زمان شاه خدمت می‌کرد سرباز‌ها حق روزه گرفتن نداشت ولی ایشان بدون این که آن‌ها متوجه شوند ناهار خود را برای افطار و شام را برای سحر نگه می‌داشت و روزه می‌گرفت.


به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید «شعبان حسن زاده» هفتم خرداد ۱۳۳۳، در شهر آمل به دنیا آمد؛ نام پدر رزاق و مادرش سیده نرجس نام داشت. وی از سوی بسیج به جبهه رفت و در تاریخ بیست و هفتم تیر ماه ۱۳۶۱، در شلمچه بر اصابت تیر مستقیم به سر به شهادت رسید.

خاطرات/ سحری که با ناهار افطار شد

چند خاطره‌ای از شهید «شعبان حسن زاده»:

مادر شهید: بچه‌ی بسیار با محبتی است وقتی از جبهه می‌آمد موقع خواب برایش رختخواب پهن می‌کردم تشک را بر می‌داشت می‌گفت: «من روی تشک بخوابم و شما روی زمین؟» قبول نکرد و برای خودش پتو پهن کرد. صبح رفتم بیدارش کنم دیدم پتو کنار رفت و تمام تنش وصله زده است گفتم مادرت بمیرد تنت چرا این طوری است؟ گفت: «مادر این چه حرفیه. این حرف را نزن. ما آن جا با سنگر عراقی‌ها ۲۰ متر فاصله داریم اگر ما سر بلند کنیم ما را می‌زنند به خاطر همین سینه خیز می‌رویم تمام ریگ و سنگ بدن ما را زخمی می‌کند شما ناراحت نباش ما آن جا رفتیم که خدمت کنیم جان مردم و زندگی آن‌ها در خطر است.»

ایشان وقتی ازدواج کردند ۲ سال پیش ما زندگی کردند بعد به آمل رفتند. زمانی که برای خانه خودش خرید می‌کرد برای ما هم خرید می‌کرد می‌آورد میوه، سبزیجات، گوشت و آب را هم برای ما با تانکر می‌آورد و می‌گفت: «من آن جا آن آب را بخورم شما این آب را؟» خیلی مهربان و دلسوز بود.

حسن- برادر شهید: شهید بسیار متین، متدین بود. برای مان تعریف می‌کرد زمانی که در زمان شاه خدمت می‌کرد سرباز‌ها حق روزه گرفتن نداشت ولی ایشان بدون این که آن‌ها متوجه شوند ناهار خود را برای افطار و شام را برای سحر نگه می‌داشت و روزه می‌گرفت. یکبار فهمیدند که ایشان روزه می‌گیرد ایشان را تنبیه کردند و دیگر مانع روزه داری ایشان می‌شدند ولی باز ایشان بدون سحر روزه می‌گرفت.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه