آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۵۳۰۱
۱۱:۵۴

۱۴۰۵/۰۴/۲۷

تجدید میثاق با آرمان‌های شهید «محمدباقر امین» در سالروز شهادت

سال‌ها از لحظه‌ای که شهید محمدباقر امین در لبیک به ندای حسین زمانه، راهی جبهه‌های حق علیه باطل شد می‌گذرد، اما پیام روشن او در وصیت‌نامه‌اش همچنان در گوش تاریخ می‌پیچد. او که در زمستان سال ۱۳۶۰ با قلبی سرشار از ایمان و با بصیرتی عمیق نسبت به جریان‌های سیاسی زمانه، جان خود را تقدیم اسلام کرد، در وصیت‌نامه‌اش بر اهمیت «صبر انقلابی» و «اطاعت از ولایت» تأکید ویژه‌ای دارد. امروز همزمان با سالروز شهادتش، بازخوانی این مکتوب ارزشمند، تجدید میثاقی است با آرمان‌های پاک او.


به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید محمدباقر امینی، فرزند ولی، سال ۱۳۳۵ در شهرستان اهر متولد شد. او از دوران کودکی در حفظ قرآن و احادیث ممتاز بود و در فعالیت‌های مذهبی و انقلابی حضوری فعال داشت. پس از آغاز جنگ تحمیلی، در پدافند هوایی فرودگاه تبریز خدمت کرد و چندین‌بار به جبهه اعزام شد. سرانجام ۲۴ تیر ۱۳۶۱ در جبهه شرق بصره به شهادت رسید و پیکرش مفقودالاثر ماند.

تجدید میثاق با آرمان‌های شهید «محمدباقر امین» در سالروز شهادت

در متن وصیت نامه این شهید بزرگوار میخوانیم :

به نام خداوند بخشنده مهربان؛ خداوندی که زنده می‌گرداند و می‌میراند.

«رهبر ما همان طفل سیزده‌ساله‌ای است که با نارنجک، خود را به زیر تانک دشمن انداخت، آن را منفجر کرد و چند نفر از آن‌ها را کشت و خود نیز به فیض شهادت نائل آمد.»

الحمدلله که در خانواده‌ای مسلمان به دنیا آمدم و شکر خدا را که جنایت‌های ازخدابی‌خبران را دیدم. به درگاه خداوند عزوجل دعا می‌کنم که بر من منت نهاد، راه راست را نشانم داد و مرا به احکام مقدس قرآن و حریم پربرکت اسلام و مسلمانان راهنمایی کرد.

حمد و ثنا به پیشگاه خداوندی که دوران حیاتم را در این صحنه تاریخی مقرر فرمود؛ دورانی که حق از باطل به‌خوبی تمیز داده می‌شود و جبهه اسلام و کفر، مانند روز روشن، مشخص است. رهبران اسلامی و امام بت‌شکن مسلمانان نیز از پیشوایان دروغین و رهبران ضلالت و گمراهی، آشکار و متمایز شده‌اند.

امام خمینی، فرزند راستین اسلام، از اولاد رسول اکرم و وارث امام حسین است و تمامی اعمال و گفتارش، قرآن ناطق است. شکر خدای را که نعمت انقلاب را به ما عطا فرمود؛ انقلابی که یکی از نعمت‌های آن، رهبری و دیگری، وحدت، اخوت و برادری است. نعمت‌های خداوند بیرون از شمار است و ما از شکرگزاری آن‌ها عاجز هستیم.

باز هم خرسندم که فریب حرکت‌های خفیف سیاسی منافقین را نخوردم. به روحانیت ارادت کامل داشته و دارم و براساس اراده خداوند تبارک‌وتعالی، این قشر محترم را روزبه‌روز موفق‌تر و پیروزتر و منافقین، احزاب و گروه‌های منحرف را رو به زوال و نابودی می‌دانم.

با این بینش که مختصری از آن را بیان داشتم، من نیز مانند سایر رزمندگان اسلام، برای احیای اسلام عزیز و نابودی دشمنان آن ـ که دشمن انسانیت، شرف، حیثیت، حریت و آزادی هستند ـ قدم در این راه گذاشته‌ام؛ تا مستضعفان جهان به یاری خداوند متعال نجات یابند و قوانین قرآن و پرچم اسلام را بر سراسر جهان برافراشته گردانیم، ان‌شاءالله؛ که این اراده خداست:

«الإسلامُ یَعلو و لا یُعلى علیه»

اسلام برتر است و هیچ‌چیز بالاتر از آن نیست.

از خداوند مهربان طلب آمرزش می‌کنم و از درگاهش می‌خواهم که با لطف بی‌کران خود، افتخار شهادت را به من اعطا فرماید. امیدوارم مرگ من و خون ناچیزم بتواند کمکی به پیشبرد انقلاب اسلامی و درنهایت، پیروزی اسلام بر کفر در تمامی جهان باشد.

برای گمراهان، منحرفان و راه‌گم‌کردگان، توفیق پیروی از دستورات نجات‌بخش اسلام و اطاعت از بت‌شکن زمان، امام خمینی، را از درگاه خداوند خواهانم. خداوندا، گواه باش که اگر به جبهه می‌روم، برای رضای تو، برای تو و برای نجات اسلام است و این راه را به دلخواه خود انتخاب کرده‌ام.

«هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنی؟»

این ندای حسین، فرزند علی است که در ظهر عاشورا سر داد: «کیست که مرا یاری دهد؟» امروز نیز حسین زمان، خمینی، نایب امام زمان، برای نجات اسلام ندای «هل من ناصر ینصرنی» سر داده است؛ یعنی چه کسی برای نجات اسلام و میهن اسلامی مرا یاری می‌دهد؟

بر ماست که به این ندای حسین زمان پاسخ دهیم و به یاری او بشتابیم. باید این پیرمرد سالخورده را که مانند یک جوان، با استکبار جهانی و منافقین داخلی به مبارزه برخاسته است، یاری کنیم و اسلام عزیز را که در این ایام بیش از هر زمان دیگری در خطر است، نجات دهیم؛ زیرا نابودی انقلاب، نابودی اسلام را به همراه دارد.

پس بر گردن ماست که این مسئولیت را انجام دهیم. من نیز برای انجام این مسئولیت، خون ناقابل خود را برای آبیاری درخت شکفته اسلام بر زمین می‌ریزم؛ تا شاید تمام این منافقین به خود آیند، در مسیر این انقلاب سنگ نیندازند و منافقانه با اسلام نجنگند.

بر دوستان و آشنایان است که این راه را ادامه دهند و اسلام، امام و روحانیت مبارز را تنها نگذارند؛ زیرا در غیر این صورت، منافقین بر سر کار می‌آیند و اسلام، این مکتب نجات‌بخش مستضعفان، را به بازی گرفته و نابود می‌کنند.

در پایان، به پدر، مادر، خواهران و برادرانم سفارش می‌کنم که سر خود را بالا گرفته و با افتخار از من یاد کنند. در هیچ‌یک از مراسمی که برگزار می‌کنند، گریه نکنند و در تشییع جنازه‌ام لباس مشکی بر تن نکنند؛ زیرا دشمن خوشحال می‌شود.

عزیزانم، با خوشحالی از من یاد کنید؛ چراکه شهادت، آرزوی همیشگی من بوده و هست.

به خواهر بزرگم سفارش می‌کنم که زینب‌وار، فرزندانش را بزرگ کند و آنان را همچون تمام سربازان حقیقی اسلام، برای نجات مستضعفان جهان به میدان مبارزه بفرستد.

به پدر، مادر و برادرانم سفارش می‌کنم که از روحانیت اصیل و مبارز دور نشوند و آنان را تنها نگذارند؛ زیرا نجات اسلام در گرو تلاش روحانیون و همراهی ماست.

به تمامی دوستان و برادران سفارش می‌کنم که مسجد را، که سنگر مبارزه است، هرگز خالی نکنند. از خداوند متعال می‌خواهم که این امام بزرگوار را برای اسلام و مسلمانان جهان حفظ فرماید.

اگر هنگامی که شهید شدم، جنازه‌ام به دستتان نرسید، به مزار شهدا بروید و برای تمامی مبارزان اسلام دعا کنید؛ و اگر جنازه‌ام به دستتان رسید، مرا در وادی رحمت به خاک بسپارید.

باز هم از تمامی خویشان، آشنایان و خانواده‌ام انتظار دارم که صبر انقلابی داشته باشند:

«ای اهل ایمان، در راه خدا صبر کنید، در برابر دشمنان در صبر و جهاد پایداری ورزید، از آنان صابرتر باشید و مرزهای خویش را حفظ کنید.»

در پایان، به پدرم می‌گویم که مرا حلال کند؛ اگرچه او را بسیار اذیت کرده‌ام. اصلاً ناراحت نشو و خدا را شکر کن که فرزندی این‌چنین بزرگ کردی و افتخار کن که او را در راه اسلام هدیه دادی.

والسلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته

۲۷ ربیع‌الاول، مطابق با ۴ بهمن‌ماه ۱۳۶۰
محمدباقر امینی

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه