آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۵۲۸۹
۰۸:۲۵

۱۴۰۵/۰۵/۱۲
برگی از خاطرات؛

نوزادی که لبخند زندگی را ندید/ روایتی از شهادت در بیمارستان عیوض‌زاده

«صدای انفجار که پیچید، خیابان شیخ‌هادی به میدان جنگ تبدیل شد. موشک بعثی‌ها به بیمارستان زنان عیوض‌زاده اصابت کرده بود، اما در دل آوار، نه از درماندگی خبری بود و نه از ترس. دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) و مردم عادی، زنجیره‌ای انسانی تشکیل دادند تا مجروحان را نجات دهند، اما در میان خرابه‌ها، تلخ‌ترین کشف، پیکر بی‌جان کودکی بود که تازه به دنیا آمده و قرار بود فردایی داشته باشد که هرگز نیامد ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات «مجتبی مصطفی‌زاده» است که تقدیم حضورتان می‌شود.


نوزادی که لبخند زندگی را ندید؛ روایتی از شهادت در بیمارستان عیوض‌زاده

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، «مجتبی مصطفی‌زاده» از خاطرات خود می‌گوید: روز دوشنبه دهم اسفند سال ۱۳۶۶ در سومین روز از دور جدید حملات هوایی و موشکی دشمن بعثی به مناطق مسکونی، ساعت ۱۷ الی ۱۹ حمله موشکی به تهران درحال انجام بود و هرازگاهی صدای انفجار شنیده می‌شد.

به همراه تعدادی از هم دوره‌ها در خیابان جمهوری اسلامی بودیم که صدای انفجاری در نزدیکی شنیده شد و بلافاصله به محل انفجار رفتیم و با کمال تأسف مشاهده کردیم محل اصابت موشک بیمارستان زنان و زایمان عیوض‌زاده در خیابان شیخ هادی ما بین خیابان جمهوری و خیابان سپه می‌باشد.

بلافاصله با تعدادی از دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) که معمولاً روز‌های دوشنبه به مرخصی شهری اعزام می‌شدند و در محل حاضر شده بودند زنجیره‌ای دور محل انفجار کشیدیم و به یاری آسیب‌دیدگان شتافتیم که تعدادی مجروح را از میان خرابه‌ها خارج کردیم و تعداد زیادی هم زن و بچه شهید شده بودند.

 بدترین صحنه مربوط به کودکی بود که ظاهراً ساعتی قبل به دنیا آمده بود و بر اثر انفجار موشک به شهادت رسیده بود. صحنه خوب این واقعه هم همدلی مردم در امدادرسانی در کنار نیرو‌های مسلح حاضر در صحنه و همزمان شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر صدام و جنگ جنگ تا پیروزی در محل ذکر شده بود.

منبع: کتاب خاکریز اول (مجموعه خاطرات دفاع مقدس)


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه