روایت جوانی که از مزرعه تا میدان نبرد مردانگی آموخت
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، برگهای زندگی یکییکی از شاخه عمر جدا میشوند؛ برخی زرد و خسته، برخی سبز و پرنشاط و برخی سرخفام و آغشته به خون. در میان این برگهای سرخ تاریخ، نام جوانانی به چشم میخورد که پیش از آنکه فرصت تجربه سالهای طولانی زندگی را پیدا کنند، دفتر عمرشان در میدان دفاع از وطن بسته شد و نامشان در آسمان ایثار جاودانه ماند. شهید محمد قشلاقی پریدری یکی از همین جوانان بود.

شهید محمد قشلاقی پریدری، فرزند محمدعلی، سیام دیماه سال ۱۳۴۷ در روستای نمککور از توابع شهرستان اراک و در خانوادهای متدین و دوستدار اهلبیت(ع) چشم به جهان گشود. او در محیطی ساده و صمیمی روستایی رشد کرد؛ جایی که زندگی با کار و تلاش پیوندی ناگسستنی داشت و کودکان از همان سالهای نخست، در کنار پدر و مادر، معنای زحمت و مسئولیت را میآموختند.
محمد نیز از همان دوران کودکی، در کنار پدر به کار کشاورزی و دامداری پرداخت و با دستانی کوچک، تجربههای بزرگ زندگی را فراگرفت. همراهی با پدر در مزرعه، او را با ارزش کار، تلاش و روزی حلال آشنا کرد و آرامآرام از او جوانی پرتلاش و مسئولیتپذیر ساخت.
مادر محمد نیز در کنار مسئولیتهای خانه، به قالیبافی مشغول بود و با مهر و محبت مادرانه، فرزندش را پرورش میداد. او در فضایی سرشار از محبت خانوادگی و آموزههای دینی و قرآنی رشد کرد و از همان کودکی با معارف اسلامی و محبت اهلبیت(ع) انس گرفت.
محمد تحصیلات خود را در مدرسه روستا آغاز کرد و تا پایان دوره راهنمایی به تحصیل ادامه داد. او جوانی آرام، متین، باوقار و خوشاخلاق بود و اطرافیانش از رفتار سنجیده و شخصیت آرام او به نیکی یاد میکردند.
پس از پایان تحصیل، بیش از گذشته در کنار پدر قرار گرفت و برای کمک به خانواده به کار و تلاش پرداخت. مدتی بعد در حرفه تانکسازی مشغول به کار شد و در این شغل نیز با جدیت و مهارت فعالیت کرد. زندگی برای او در کنار خانواده، کار و تلاش میگذشت تا اینکه زمان خدمت مقدس سربازی فرا رسید.
جدا شدن از خانواده برای محمد آسان نبود. او جوانی وابسته به خانواده و دلبسته به خانه و زادگاهش بود، اما مسئولیتی بزرگتر در پیش داشت. دفاع از وطن و انجام وظیفه در برابر تجاوز دشمن، برای او از هر تعلق دیگری مهمتر بود. از همین رو، با وجود سختی جدایی از خانواده، لباس سربازی بر تن کرد و به لشکر ۷۷ ارتش جمهوری اسلامی ایران پیوست.
حضور در جبهه، فصل تازهای از زندگی این جوان روستایی بود. محمد که از کودکی در مزرعه و دامداری، سختی کار و مسئولیت را آموخته بود، این بار در میدان نبرد نیز همان روحیه را به نمایش گذاشت و در کنار دیگر رزمندگان، برای دفاع از ایران اسلامی ایستادگی کرد.
سرانجام در بیستویکم تیرماه سال ۱۳۶۷، همزمان با تک دشمن و در منطقه عملیاتی پیچانگیزه فکه، این سرباز دلاور به فیض عظیم شهادت نائل آمد و آسمانی شد.
پس از شهادت، پیکر مطهر محمد ماهها در منطقه عملیاتی باقی ماند و خانواده چشمانتظار بازگشت او بودند. انتظار روزهای سختی را برای خانواده رقم زد؛ خانوادهای که آخرین خاطرههای حضور محمد در میان خود را مرور میکردند و امیدوار بودند روزی نشانی از او به دست آورند.
سرانجام پس از ماهها دوری از وطن، پیکر مطهر شهید محمد قشلاقی پریدری در ششم اسفندماه سال ۱۳۶۷ شناسایی شد و به زادگاهش بازگشت. مردم روستای نمککور، پیکر شهید را با شکوه و احترام تشییع کردند و او را در خاک زادگاهش به آرامش ابدی سپردند.
امروز مزار شهید محمد قشلاقی پریدری در روستای نمککور، یادآور جوانی است که زندگی را از میان مزرعهها و در کنار پدر آغاز کرد، با کار و تلاش بزرگ شد و در میدان نبرد، آخرین برگ دفتر زندگیاش را با خون خود نوشت.
او رفت تا ایران بماند؛ رفت تا پرچم این سرزمین برپا بماند و رفت تا نامش، همچون برگ سرخی از دفتر پرافتخار دفاع مقدس، برای همیشه در حافظه مردم زنده بماند.
منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی