مدرسه را به خطر تفکرات مدیران و معلمانش ترک کرد

به گزارش نوید شاهد همدان، شهید سیدمحمود حسینی دانش اول تیر ۱۳۳۷ در شهرستان همدان متولد شد. پدرش سیدرضا و مادرش سکینه بیگم نام داشت. تا سوم متوسطه درس خواند و در سال ۱۳۵۷ ازدواج کرد و صاحب دو دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت و بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۶۵ در فاو عراق براثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکرش در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شده است.
در خاطراتی از این مادر شهید میخوانیم:
با شهید حسین بهادربیگی در یک جبهه بودند و سنگرسازی میکردند، در یکی از روزها هردوباهم مجروح شدند و شهید بهادربیگی به علت شدت جراحات به شهادت رسید و محمود را به بیمارستان اهواز رساندند، با وجود اینکه حال خودش نبود اصرار کرد که از بیمارستان اهواز خارج شود و به بیمارستان دیگری منتقل شود چراکه بیمارستان اهواز پذیرای مجروحان زیادی بود و محمود نمیخواست در آن شرایط باری بر دوش پزشکان بیمارستان باشد.
صبر
از اهواز محمود را به تهران منتقل کردند و ۲۰ روز در آنجا بستری بود، در یکی از روزها دامادم به منزل ما آمد و گفت محمود مجروح شده و در تهران بستری شده است، همسرم با شنیدن این حرف به تهران رفت و من را با خود نبرد چراکه میدانست طاقت دیدن پیکر مجروحش را ندارم، با رفتن آنها من نیز به همراه دخترم راهی شدیم، وقتی به بیمارستان رسیدیم به دخترم گفتم اول نمازم را میخوانم، چون نمیدانم بعد از دیدن محمود چه بلایی سرم بیاید و شاید نمازم قضا شود، بعد از نماز محمود را دیدم که بر روی تخت به سمت اتاق عمل میرود، با دیدنش بیهوش شدم، ولی موقع شهادتش خداوند صبری عجیب به من داد که تعجب همگان را برانگیخت.
مدرسه
زمان شاهنشاه به مدرسه میرفت و تا کلاس ششم بیشتر به مدرسه نرفت، هرچه اصرار کردیم که ادامه تحصیل دهید راضی نشد و میگفت شما نمیدانید که اینها چه کسانی هستند، من اصلا از مسئولان مدرسه خوشم نمیآید! و به هرحال ترک تحصیل کرد و به شغل مکانیکی روی آورد و در عرض یک سال شغل مکانیکی را به صورت فنی یاد گرفت.
سربازی
پس از رسیدن به سن سربازی دفترچه اعزام به خدمت گرفت و به سربازی رفت، در سربازی هم قرار ماندن نداشت و همیشه فرار میکرد وقتی از او علت را میپرسیدیم میگفت شما نمیدانید اینها چه کسانی هستند. تا اینکه امام راحل دستور تخلیه پادگانها را داد و محمود به منزل بازگشت.