«بابالرضا» تا دیارِ خورشید؛ در بدرقهیِ رهبر شهید ایران
به گزارش نوید شاهد خراسان شمالی، بادهای پایتخت، امروز بوی غربت میدهند، اما دلم در هوای مشهد پر میکشد. انگار که تمامِ جادههای ایران، امروز به سمتِ حرمِ امنِ رضوی ختم میشوند. «آقای شهید ایران» برای همیشه از تهران پر کشید و حالا، نوبتِ ماست که در حریمِ امنِ امام مهربانیها، او را به آغوشِ خاک بسپاریم.

من از استانی میآیم که آن را «بابالرضا» مینامند؛ از همانجا که هر صبح، نگاهمان به گنبدِ طلایی توست و قلبمان به عشقِ امام رئوف میتپد. امروز، کولهبارِ غمِ این وداعِ سخت را بستهام و راهیِ مشهدم؛ نه فقط برای زیارتِ ضریح، که برای ادایِ دین به مردی که همهی هستیاش را وقفِ خدمت کرد.
تهران، قابِ عکسهای لبخندهای پدرانهی تو را در آغوش کشیده بود و حالا، مشهد، میعادگاهِ ابدیِ توست. تو «آقای خیابانِ کشورِ دوست» بودی؛ مردی که خستگیناپذیر، گره از کارِ مردم گشود و حالا در سکوتی تلخ، جای خالیات را به سوگ نشستهایم.
رفتنِ تو، تنها یک کوچ نبود؛ پروازِ روحِ مهربانی بود که در کالبدِ این سرزمین جریان داشت. ما از دیارِ بابالرضا میآییم تا بگوییم: «ای شهید! هرچند دیگر صدای قدمهایت را در راهروهایِ خدمت نمیشنویم، اما ردپایِ اخلاصت، راهنمایِ ما در مسیرِ دشوارِ پیشِ رو خواهد بود.»
آقای شهید ایران!
سفرت به سلامت. من از دیارِ بابالرضا میآیم تا در لحظهیِ وداع، شاهدِ آرام گرفتنِ مردی باشم که بزرگی را نه در قدرت، که در فداکاری معنا کرد.
خاکِ مشهد، امروز در تکاپوست تا تو را در آغوش بگیرد؛ امانتی که حالا نامش با «خدمت و اخلاص» در دلِ تمامِ ایرانیان حک شده است.
سفرت به سلامت، خادمِ بیقرارِ ایران.
مشهد، در جوارِ امام رئوف، تا ابد امانتدارِ یادِ تو خواهد ماند.
نویسنده: زهرا نورانی
انتهای پیام/