آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۴۱۶۱
۰۹:۱۳

۱۴۰۵/۰۴/۱۵
گزارش توصیفی،

فریادِ دل در گرمایِ بیعت؛ روایتی از صبحِ داغِ وداع در مصلای تهران

امروز تهران معنایِ جدیدی از حضور را تجربه کرد. از مترویی که مملو از جمعیت بود و نفس‌ها را در سینه حبس می‌کرد، تا خیابان‌هایی که سیلِ جمعیت، حرکت را دشوار کرده بود؛ همه به یک مقصد ختم می‌شد: مصلای امام خمینی(ره). روایتی از صبحِ یکشنبه‌ای که داغِ وداع با رهبر شهید، گرمای طاقت‌فرسای تابستان را در برابرِ سیلِ اشک و عشقِ مردم، رنگ‌باخته کرد.


 
فریادِ دل در گرمایِ بیعت؛ روایتی از صبحِ داغِ وداع در مصلای تهران

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ، از ساعت‌ها پیش از طلوعِ آفتاب، شهر بیدار بود. سیلِ عاشقان یا شب را در جوارِ مصلی به صبح رسانده بودند و یا از نیمه های شب، پا در رکابِ این سفرِ دشوار گذاشته بودند. مسیرِ منتهی به مصلی، تصویری از یک اراده‌ی آهنین بود؛ جمعیت آن‌چنان فشرده بود که گاه در واگن‌های مترو، هوا برای نفس کشیدن کم می‌آمد، اما هیچ‌کس از نیمه‌راه بازنگشت. این نه یک حرکتِ عادی، که یک میعادِ همگانی بود.
 
وقتی خورشیدِ تیرماه بر سرِ عزاداران سایه انداخت، گرما به اوج خود رسید؛ اما این حرارتِ سوزان، در برابرِ گرمایِ محبتی که در قلب‌های مردم موج می‌زد، هیچ بود. مصلی دریایی از انسان‌هایی بود که هرکدام به شیوه خود، راهی برای ورود و ایستادن یافته بودند.
 
فریادِ دل در گرمایِ بیعت؛ روایتی از صبحِ داغِ وداع در مصلای تهران
 
ساعت ۸ صبح، زمانِ اقامه نماز بر پیکرِ رهبر شهید و خانواده‌اش فرا رسید. این لحظه، نقطه اوجِ حماسه بود. فضایِ معنویِ حاکم، چنان سنگین و در عین حال پرشور بود که گویی آسمان و زمین با هم می‌گریستند. صدایِ هق‌هقِ بی‌امانِ مردم، در میانِ صف‌های طولانی نماز، بلندتر از هر نوایی به گوش می‌رسید. وقتی نماز آغاز شد، صدایِ ضجه‌ها و گریه‌هایِ ممتدِ نمازگزاران، صدایِ امام جماعت را در خود می‌بلعید؛ گویی هرکس به تنهایی مشغولِ گفتگو با رهبر شهید بود و این بغض‌های فروخورده، در لحظه‌ی نماز، راهِ گلو گشوده بود.
 
در آن لحظات، کمتر کسی به گرما فکر می‌کرد. همه غرق درِ وداع بودند. پیر و جوان، در صف‌هایی که دیگر نظمِ معمول را نداشت و فقط با عشق چیده شده بود، قامت به نماز بستند. چهره‌ها اگرچه از گرما برافروخته بود، اما چشمانشان از خیسِ اشک، می‌درخشید.
 
فریادِ دل در گرمایِ بیعت؛ روایتی از صبحِ داغِ وداع در مصلای تهران
 
این خیلِ میلیونی و جمعیتِ غیرقابل‌تصور، که در قابِ هیچ دوربین و لنزی نمی‌گنجد، روایتی عمیق از حقیقتِ قلبیِ مردمی است که با گذر از ازدحامِ نفس‌گیر و سختی‌های مسیر، خود را به میعادگاه رساندند تا با رهبرشان آخرین عهد را ببندند؛ عهدی که نه با کلمات، که با هق‌هقِ نماز بر پیکرِ مطهرِ رهبر شهید، مُهرِ جاودانگی خورد.
 
 جلیلی نسب

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه