آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۴۱۱۰
۱۴:۳۲

۱۴۰۵/۰۴/۱۴

دلنوشته| کربلایی‌تر از این عشق ندیدم هرگز

 محرم امسال چقدر بیشتر از گذشته آتش کشید به جانمان، آقاجان‌ای رهبر شهیدم، با رفتنت گویی امسال داغ حسین (ع) با یادآوری غربت زینب (س) جانمان را بیشتر از همیشه می‌سوزاند.


 به گزارش نوید شاهد ایلام؛ چقدر دلمان سوخت و محرم امسال چقدر بیشتر از گذشته آتش کشید به جانمان. اما آقا دیروز که آماده می‌شدم برای آمدن به مراسم تشییع، اطلاعیه دانشگاه آمد که برای دانشجویان عازم، مراسم بدرقه گرفته اند.

دلنوشته| کربلایی‌تر از این عشق ندیدم هرگز
 همزمان تصاویر موکب های مسیر مصلی را هم تلویزیون پخش می‌کرد. این همه تدارک دیده بودند برای اینکه فقط داغ شهادت شما برای ما زائران کافی بود کسی نمیخواست بیشتر از این اذیت شویم. یا اینکه امروز دیدم پیکر های پاکتان در محفظه های شیشه ای قرار دارد 
دیدم پیکر زهرا در آغوش مادرش است دیدم عمامه تان با عزت و احترام بالای تابوت نشسته یا همین چند روز پیش مراسم ادای احترام سران کشور ها به پیکر های محترم شما آتش به جانم زد.

زینب(س)، انتظار احترام نداشت از آن قوم وحوش فقط کاش می‌گذاشتند خودش پاره های تنش را خاک کند. ما گمان می کردیم حالا داغ حسین(ع) را بیشتر از قبل می‌فهمیم اما نه.  
اینجا برای زائر های شما مراسم بدرقه و اسباب راحتی برپا کرده اند. می خواهند کسی اذیت نشود اما آن روز کسی نگفت این زنان و کودکان هر کدام ده ها داغ دیده اند لااقل کمی مراعاتشان کنیم کوچه به کوچه در گرمای روز و سرمای شب،بردنشان. در حالی که سرهای 
عزیزانشان جلوی کاروان بود حال اینکه ما با دیدن چند تابوت دلمان غصه دارتر شد. 
برای جد شما تابوت و احترام و عمامه و حتی کهنه پیراهنی نمانده بود و رقیه.....،
 زهرا را ببینید چه آرام خوابیده و چشم انتظاری نکشید دختر بچه‌ی قصه ما‌‌....

درگوشمان بخوانید که لا یوم کیومک یا اباعبدالله 
دعا کنید هر چه داغ دیدیم به یاد داغ جدتان و عمه زینب گریه کنیم و غصه دار شویم.

دلنوشته حسنا دارابی دانشجوی شرکت کننده در مراسم وداع با رهبر شهید

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه