سیمین دخت وحیدی، بانویی که شعر انقلابی را زندگی کرد

به گزارش نوید شاهد؛ در روزهایی که دلهای بسیاری از ایرانیان در سوگ رهبر شهیدشان نشسته است، خبر کوچ این بانوی ۹۶ ساله، اندوهی دیگر بر اندوهها افزود. گویی تقدیر چنین رقم زد که همزمان با ایام عزاداری سیدالشهدا(ع)، شاعری که عمر خود را در مدح اهلبیت(ع)، حماسه، ایمان و انقلاب گذراند، به مقتدای خویش، حضرت زینب کبری(س)، بپیوندد و پیش از آنکه شاهد وداعی دیگر باشد، خود راهی سفر ابدی شود.
سیمیندخت وحیدی را باید از نسل شاعرانی دانست که شعر را از متن زندگی جدا نمیدیدند. برای او، واژهها تنها ابزار زیباییآفرینی نبودند؛ مسئولیتی بودند بر دوش شاعری که رسالت خود را در همراهی با مردم، دین و آرمانهایش میدید. از همین رو، شعرهای او نه در اتاقهای بسته، بلکه در متن حوادث بزرگ این سرزمین شکل گرفت؛ از روزهای پرالتهاب انقلاب اسلامی تا سالهای دفاع مقدس، آنجا که در کنار رزمندگان حاضر شد و با شعر، امید و استقامت را زمزمه کرد.
اما شاید بزرگترین میراث او، فراتر از دفترهای شعرش، انسانهایی باشند که در سایه مهر و حمایت او بالیدند. خانهاش تنها یک خانه نبود؛ پناهگاهی برای شاعران جوان، بهویژه بانوانی که نخستین گامهای خود را در وادی شعر برمیداشتند. او با صبوری، تجربه و مهربانی، استعدادهای بسیاری را کشف و همراهی کرد و نشان داد که معلمی، گاه ماندگارتر از شاعری است.
کمتر کسی است که از محافل شعر انقلاب خاطرهای داشته باشد و نام سیمیندخت وحیدی را به یاد نیاورد. وقار، آرامش، متانت و فروتنی او، به اندازه شعرهایش در ذهنها ماندگار شد. بسیاری او را نه فقط شاعری برجسته، که مادری مهربان برای جامعه ادبی میدانستند؛ مادری که بیهیاهو، نسلهای مختلف شاعران را گرد هم میآورد و با نگاهی سرشار از محبت، آنان را به ادامه راه تشویق میکرد.
حضور مستمر او در دیدارهای شاعران با رهبر شهید انقلاب نیز تصویری فراموشنشدنی از این بانوی فرهیخته بر جای گذاشته است. تا زمانی که توان جسمی اجازه میداد، با همان وقار همیشگی در صدر بانوان شاعر مینشست؛ حضوری که تنها یک رسم نبود، بلکه جلوهای از وفاداری زنی اندیشمند به آرمانهایی بود که تمام عمر برای آنها شعر سروده بود. شاید همین وفاداری بود که شخصیت او را برای بسیاری از اهل فرهنگ، فراتر از یک شاعر، به الگویی اخلاقی و فرهنگی تبدیل کرد.
سیمیندخت وحیدی از نسل نخست شاعرانی بود که شعر انقلاب را شکل دادند؛ نسلی که در کنار بزرگانی چون حمید سبزواری، ادبیات متعهد معاصر را بنیان گذاشت و نشان داد شعر میتواند در متن تحولات اجتماعی و تاریخی، نقشآفرین باشد. او با سرودن اشعار آیینی، حماسی و انقلابی، سهمی ماندگار در شکلگیری این جریان داشت و نامش برای همیشه در تاریخ ادبیات انقلاب ثبت خواهد ماند.
هرچند پیکر این بانوی شاعر در بهشت زهرا آرام گرفت، اما حقیقت آن است که شاعران، با رفتن از میان ما نمیروند. آنان در واژههایی که آفریدهاند، در شاگردانی که پرورش دادهاند و در خاطره جمعی یک ملت، به زندگی ادامه میدهند. سیمیندخت وحیدی نیز از همین جنس بود؛ بانویی که شعر را زندگی کرد، ایمان را در کلمات جاری ساخت و مهربانی را در رفتار خود معنا بخشید.
شاید زیباترین بدرقه برای او، همین باشد که بگوییم: بعضی انسانها آنقدر صادقانه زندگی میکنند که مرگ، پایان حضورشان نیست؛ آغاز ماندگاریشان در حافظه یک ملت است. نام سیمیندخت وحیدی، نه فقط در تاریخ شعر انقلاب، که در خاطر همه آنان که ادب را با اخلاق، ایمان را با هنر و شعر را با مسئولیت اجتماعی میشناسند، برای همیشه زنده خواهد ماند.