از پرواز ۶۵۵ تا آوارهای غزه؛ روایت ناتمام یک استاندارد دوگانه
به گزارش نوید شاهد ایلام؛ هفته بازخوانی «حقوق بشر آمریکایی»، فرصتی است تا بار دیگر غبار از چهره شعارهای فریبنده جهانی زدوده شود و واقعیتهای عریان سیاستهای استکباری، بهویژه در خاورمیانه، مورد مداقه قرار گیرد. برای ملت ایران، تیرماه یادآور ایام تلخ و در عین حال الهامبخشی است که در آن، خوی استکباری دولت ایالات متحده در آینهای از خون، بمباران و ترور بازتاب یافته است.

بتول میرزایی، پژوهشگر برجسته حوزه دفاع مقدس و جنگهای تحمیلی، در این گفتوگوی تفصیلی، با نگاهی تحلیلی به رخدادهای دهههای اخیر، از فاجعه بمباران سردشت و پرواز ۶۵۵ تا آوارگی مردم مظلوم غزه و لبنان و ضرورتِ بازدارندگی نظامی، به واکاوی استانداردهای دوگانهای پرداخته است که حقوق بشر را نه به عنوان یک اصل انسانی، بلکه به عنوان ابزاری در دستان قدرتهای سلطهگر تعریف میکند. در این گفتوگو، ضمن بررسی ابعاد مختلف این نقض حقوقِ سیستماتیک، به نقش هدایتگرانه رهبر فرزانه انقلاب در بصیرتافزایی علیه جریان سلطه نیز پرداخته شده است. نوید شاهد به مناسبت هفته حقوق بشر آمریکایی مصاحبه با وی را در ادامه آورده است.
تقویمی که معنای یک واژه را روشن میکند
مرور حوادث تیرماه نشان میدهد که حقوق بشر آمریکایی مفهومی انتزاعی نیست، بلکه در تاریخ معاصر ایران با واقعیتهای تلخ گره خورده است. بتول میرزائی این نویسنده و پژوهشگر حوزه دفاع مقدس اذعان داشت: گاهی برای فهم معنای واقعی یک واژه، لازم نیست به کتابهای قطور نظریه سیاسی مراجعه کنیم؛ کافی است تقویم را ورق بزنیم. برای ملت ایران، تقویم تیرماه یکی از روشنترین فرهنگنامههای جهان است؛ جایی که معنای «حقوق بشر آمریکایی» نه در شعارها و بیانیههای سازمانهای بینالمللی، بلکه در خاطره خون و مظلومیت مردمان این سرزمین ثبت شده است.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تأکید کرد: تیرماه در حافظه تاریخی ایرانیان تنها یک ماه گرم تابستانی نیست؛ مجموعهای از روزهایی است که هر کدام روایتی از رنج، مقاومت و حقیقتی پنهانشده در پس واژههای زیبا را در خود دارد. از ششم تا دوازدهم تیرماه که به نام هفته بازخوانی حقوق بشر آمریکایی نامگذاری شده، تقویم ایران به آیینهای تبدیل میشود که در آن میتوان فاصله عمیق و پر از تناقض میان شعارهای پرزرقوبرق دموکراسی و واقعیتهای تلخ سیاست جهانی را به وضوح مشاهده کرد.
این کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: در این ایام، تاریخ برای ما تنها یادآوری چند حادثه گذرا نیست؛ بلکه بازگشتی است به حافظهای جمعی که نسلهای مختلف ایرانی آن را با تمام وجود لمس کردهاند. حافظهای که در آن صدای آژیر خطر، آسمان سرخ از بمباران، بیمارستانهای پر از مجروح و نگاههای نگران مادرانی که در انتظار بازگشت فرزندشان به خانه ماندهاند، هنوز در تار و پود شهر زنده است.
رهبری فرزانه و زخمِ کهن بر پیکر حقیقت
اشاره به ترور نافرجام رهبر معظم انقلاب در تیرماه ۶۰، گواهی روشن بر کینهتوزی عوامل دستنشانده استکبار علیه مسیر حق است. این محقق حوزه مقاومت بیان داشت: در این میان، نمیتوان از نقش هدایتگرانه و بصیرتبخش رهبر فقید فرزانه انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، در افشای ماهیت حقیقی این استانداردهای دوگانه غافل ماند. ایشان که خود در حادثه ترور ششم تیرماه ۱۳۶۰، طعم تلخ خشونت و تروریسم مورد حمایت غرب را چشیدند و نشانههای آن زخمِ کینهتوزی بر پیکر ایشان، یادگاری ابدی از خوی وحشیانه عوامل دستنشانده «حقوق بشر آمریکایی» است، همواره به عنوان دیدهبان بیدار ملت عمل کردهاند.
این پژوهشگر برجسته یادآور شد: ایستادگی و بقای ایشان پس از آن حادثه تروریستی، برای ما نماد پیروزیِ گفتمان مقاومت بر تفکر تروریسمِ دولتی است. ایشان همواره با تبیین دقیق ماهیت نظام سلطه، به ما آموختند که حقوق بشر در قاموس آمریکا، صرفاً پوششی برای سرکوب ملتهای آزاده است و تلاش دشمن برای حذف فیزیکی ایشان، نشان از هراس آنها از همین بصیرت و رهبری الهی دارد؛ و البته شهادت ایشان در اسفند ۱۴۰۴ باز هم دلیلی بر پوچ بودن نظریات بشردوستانه آمریکا و همدستانش است.
وقتی شهرها هدف جنگ قرار گرفتند
بررسی سالهای جنگ تحمیلی نشان میدهد که قدرتهای جهانی با سکوت خود، عملاً در کنار ناقضان حقوق بشر ایستاده بودند. این پژوهشگر حوزه جنگهای تحمیلی افزود: سالهای جنگ، برای مردم ایران تنها یک نبرد نظامی نبود؛ آزمونی سخت برای صبر و پایداری یک ملت بود. در آن سالها بسیاری از شهرهای ایران بارها هدف موشکبارانهای بیامان قرار گرفتند و خانههایی که باید مأمن آرامش خانوادهها میبودند، در یک لحظه به تلی از خاک و خون تبدیل میشدند. در همان زمان، قدرتهایی که امروز خود را پرچمدار دفاع از حقوق بشر معرفی میکنند، نه تنها در برابر این حملات واکنش قاطعی نشان ندادند، بلکه با تأمین تسلیحات، عملاً در این جنایات شریک بودند. حتی در مواردی که استفاده گسترده از سلاحهای ممنوعه شیمیایی علیه مردم بیدفاع گزارش میشد، واکنشهای جهانی آنقدر ضعیف و تشریفاتی بود که نتوانست مانع از تکرار این جنایتهای ضدبشری شود.
وی افزود: یکی از تلخترین این خاطرات، بمباران شیمیایی شهر سردشت است؛ شهری که مردمش نه در میدان جنگ بودند و نه در معادلات نظامی نقشی داشتند. اما آن روزها آسمان شهر با ابری از گازهای سمی پوشیده شد و صدها انسان بیگناه، قربانی سکوت مرگبار مدعیان حقوق بشر شدند؛ زخمی که هنوز هم سالها پس از آن حادثه، نفسهای بازماندگان را به شماره میاندازد.
پروازی که هرگز به مقصد نرسید
فاجعه هواپیمای مسافربری ایرانایر در سال ۶۷، سند دیگری بر جنایات مستقیم آمریکا علیه ملت ایران است. این نویسنده حوزه دفاع مقدس اظهار داشت: دوازدهم تیرماه ۱۳۶۷ یکی از تلخترین برگهای تقویم معاصر ماست؛ روزی که هواپیمای مسافربری ایرانایر در آسمان خلیج فارس، بدون هیچ دلیل منطقی هدف موشک قرار گرفت و ۲۹۰ انسان بیگناه، در یک لحظه به شهادت رسیدند. در میان مسافران آن پرواز، کودکان بسیاری حضور داشتند؛ کودکانی که شاید نخستین سفر هوایی زندگیشان را تجربه میکردند. آنها نه سرباز بودند و نه درگیر هیچ میدان نبردی؛ تنها مسافرانی بودند که قرار بود چند ساعت بعد در مقصد خود فرود بیایند، اما آن پرواز هرگز به زمین نرسید و در اعماق خلیج فارس به ابدیت پیوست.
این تحلیلگر مسائل بینالملل تصریح کرد: درد ماجرا تنها در همان لحظه انفجار خلاصه نشد؛ آنچه این حادثه را به نمادی تاریخی از خوی استکباری تبدیل کرد، واکنش جهان به آن بود. بسیاری انتظار داشتند چنین فاجعهای با محکومیتی قاطع همراه شود، اما آنچه رخ داد، سکوتی سنگین و توجیهاتی سخیف بود. همین تجربه برای بسیاری از ایرانیان به نمادی شفاف از فاصله میان ادعاهای حقوق بشری و واقعیت رفتار قدرتهای جهانی تبدیل شد.
بازدارندگی در برابر تجاوز؛ از انرژی هستهای تا اقتدار نظامی
غرب با اتکا به استانداردهای دوگانه، حق دفاع مشروع ملتها را برنمیتابد و پیشرفتهای بومی ایران را با عینکِ تهدید مینگرد. این تحلیلگر مسائل راهبردی تصریح کرد: یکی از آشکارترین نمودهای استانداردهای دوگانه غرب، برخورد با حق مسلم ملتها برای دستیابی به فناوریهای نوین و تقویت بنیه دفاعی است. در حالی که قدرتهای استکباری با در اختیار داشتن زرادخانههای عظیم اتمی، امنیت جهان را به بازی گرفتهاند، حق غنیسازی اورانیوم برای مقاصد صلحآمیز و علمی را بر ملت ایران برنمیتابند. آنها در اتاقهای فکر خود طراحی کردهاند که «توانمندی» برای یک ملت آزاده، مساوی با «تهدید» است تا بدین وسیله راه را برای تضعیف و وابستگی کشور هموار کنند.
میرزائی کارشناس مسائل دفاع مقدس اذعان داشت: ما در دوران دفاع مقدس با تمام وجود لمس کردیم که نبودِ بازدارندگی نظامی، چگونه شهرها و بیدفاعترین مردمان ما را به سیبل حملات دشمن تبدیل میکند. امروز اگر ایران به سمت تقویت توان نظامی و توسعه تسلیحات بومی حرکت کرده است، تنها برای یک هدف بوده و آن «بازدارندگی» است. تجربه تلخِ موشکباران شهرها و بیدفاع ماندن مردم در برابر هجوم دشمن، به ما آموخت که در دنیایی که گرگها در آن حاکماند، «ضعف» خودِ بزرگترین جرم است.
وی همچنین افزود: غرب سعی دارد روایت «تهدید» را بر توان نظامی ایران سوار کند، اما واقعیت این است که قدرت موشکی و دفاعی جمهوری اسلامی، تضمینکننده آرامش و ثبات در منطقهای است که پیوسته آبستن توطئههای آمریکایی-صهیونیستی بوده است. آنها از این خشمگیناند که ایرانِ مستقل، به جای تکیه بر زرادخانههای بیگانه، بر دانش بومی خود در عرصه هستهای و نظامی تکیه کرده است. این پیشرفتها، نه برای تجاوز، که سپری در برابر تجاوز است؛ سپری که نمیگذارد دوباره سردشتهای دیگری در تاریخ این مرز و بوم تکرار شود.
غزه؛ شهری زیر آوار و استمرار جنایت
بحران غزه، امروز به میدان اصلی افشای ادعاهای دروغین حقوق بشر در جهان تبدیل شده است. میرزائی محقق حوزه دفاع مقدس بیان داشت: امروز اگر نگاه جهان به نقطهای از نقشه خاورمیانه خیره شده باشد، آن نقطه غزه است؛ جایی که سالها محاصره، جنگ و فشار اقتصادی، زندگی میلیونها انسان را به دشوارترین وضعیت انسانی ممکن تبدیل کرده است. در ماههای اخیر، تصاویر منتشر شده از این منطقه به دردناکترین روایت بشری تبدیل شده است؛ خانههایی که در چند ثانیه ویران میشوند، بیمارستانهایی که حتی برای یک جراحی ساده امکانات ندارند و خانوادههایی که در میان آوارها، به دنبال تکههایی از عزیزانشان میگردند.
میرزائی ضمن اظهار تأثر از این مسائل افزود: تکاندهندهترین تصویر، چهره کودکان است؛ کودکانی که اسباببازیهایشان زیر آوار مانده و دفترهای مدرسهشان در میان گرد و غبار گم شده است. این کودکان بیآنکه سیاست را بشناسند، به نمادهای زنده نقض حقوق بشر تبدیل شدهاند. در این میان، جنایت علیه مدارس و دانشآموزان -از غزه تا شهادت مظلومانه دانشآموزان مدرسه شجره طیبه در میناب- گواه و شاهدی حقیقی است بر نقض سیستماتیک حقوق بشری که مستکبران از آن دم میزنند.
سخن پایانی
خانم میرزائی نویسنده و محقق حوزه مقاومت در پایان گفت: «حقیقت، نوری است که هیچگاه خاموش نمیشود، حتی اگر در زیر آوارهای سیاست و استانداردهای دوگانه دفن شده باشد. از خلیج فارس تا سردشت، از غزه تا هر نقطه دیگری که صدای مظلومی به آسمان بلند است، ما باید فریاد عدالتخواهی باشیم. این بازخوانیها تنها مرور گذشته نیست؛ بلکه تلاشی است برای زنده نگه داشتن وجدان بیدار بشری. بدانید که صدای مظلوم دیر یا زود، طوفانی خواهد شد که کاخهای پوشالی ظالمان را در هم میکوبد. ما به راهی که رهبر فرزانه انقلاب ترسیم کردهاند ایمان داریم؛ راهی که مقصدش نه در سازش با ظالم، بلکه در استقامت تا رسیدن به طلوع خورشید عدالت است. وعده الهی حق است و ستمکاران، هرچند به ظاهر قدرتمند، در نهایت در برابر اراده ملتهای آزاده شکست خواهند خورد.»
انتهای پیام/