امام شهید امت، سلاحش یقین بود
حجت الاسلام و المسلمین براتی رئیس انسجام بخشی امور فرهنگی و دینی، در گفتگو با نوید شاهد خراسان شمالی، وقتی از رهبر شهید حرف میزند، صدایش رنگ میگیرد؛ نه رنگِ اندوهی زودگذر، بلکه رنگِ نوعی وقارِ برخاسته از یقین. در این روزهای میانهی انتظار، پیش از آنکه خیل عظیم جمعیت برای وداع راهی شود، از او میپرسم که این روزهای پیشِ رو را چگونه میبیند. او در سکوتِ سنگینِ این روزها، نگاهی به دوردست میاندازد و میگوید:

ببینید، این روزهایی که در آستانهی وداع هستیم، برای ما فقط مقدمهای برای یک تشییعِ پیکر نیست. اگر بخواهم صادقانه بگویم، حس میکنم در انتظارِ بازگشتِ جانی هستیم که انگار هیچوقت به این خاک تعلق نداشت؛ جانی که حالا به سوی خورشیدِ حقیقت برمیگردد. ما در حال وداع با انسانی هستیم که انگار مرز میانِ بشر بودن» و «ملکوت» را با همان خون و اشک فرو ریخت.
سلاحش یقین بود
او مکثی میکند؛ انگار دارد تمامِ آن روزهای پرآشوب و فتنهها را در ذهنش مرور میکند و میگوید: خیلیها از سلاح و قدرت حرف میزنند، اما او به ما درس دیگری داد. او وقتی در تلاطمِ فتنهها میایستاد، سلاحش آهن و فولاد نبود؛ سلاحش همان «یقین» بود. باورش این بود که ایستادن، یک حرکتِ سیاسیِ صرف نیست، بلکه اصلاً ضرورتِ وجودیِ ماست برای اینکه بگوییم هنوز کرامت انسانی زنده است.
اکنون که سایهی این تشییع بر آسمانِ ایمانِ همهی ما سنگینی خواهد کرد، باید از خودمان بپرسیم: آیا ما نیز آن «یقین» را در قلبهایمان حفظ کردهایم؟ او رفت تا ما در مسیرِ حق، تنها نمانیم؛ رفت تا ردی از عدالت، در تاریکیهای روزگار، برای ما باقی بگذارد. تشییع او تنها یک مراسم است، اما تجدید میثاق با او، ضرورتی برای زنده ماندنِ ماست.
براتی کمی به جلو خم میشود، گویی میخواهد از چیزی که در آینده نزدیک رخ خواهد داد، با اطمینان بیشتری سخن بگوید، ادامه میدهد: من میدانم که بهزودی، صدای گامهای مردمی که در انتظارِ دیدنِ پیکرِ حقطلب هستند، در گوشِ تاریخ طنینانداز میشود. این روزهایی که به مراسم نزدیک میشویم، برای من انگار روزهای بازخوانیِ تمامِ آن ایستادگیهایی است که او در پیشگاهِ تاریخ ثبت کرد. او کسی بود که در سختترین لحظات، نه برای خود، که برای آزادیِ ملت و عزتِ دین ایستاد. او به ما نشان داد که چطور میتوان در برابر طوفانهای ظلم، همچون کوهی استوار بود، اما در برابرِ فرمانِ خدا، همچون قطرهای فروتن.
مشعل هدایت
او با لحنی که حالا از اطمینان لبریز است، سخنش را به پایان میبرد و می افزاید: تشییع او، تکرارِ همان مسیرِ خونین و پرشکوهی است که او با تمامِ وجود طی کرد. ما در آن روز، نه برای سوگ، که برای تجدید عهد با آن مشعلِ هدایت، در راهِ او گام برمیداریم.ای شهید، تو نرفتهای؛ تو در تار و پودِ این خاک و در جانِ این امت، چنان ریشه دواندهای که جداییات محال است. ما در انتظارِ آن روز هستیم تا ثابت کنیم مشعلِ تو در دستِ ما روشن خواهد ماند.