آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۳۷۲۰
۰۹:۵۲

۱۴۰۵/۰۴/۰۹

مردی که مهران، زادگاه آسمانی‌اش شد

به گواهی شناسنامه، «شهید علیرضا اکبرزاده» از اهالی تهران است، اما به راستی او متولد مهران بود؛ جایی که آسمانی شد.


به گزارش نوید شاهد سمنان، به گواهی شناسنامه، علیرضا از اهالی تهران است، اما به راستی او متولد مهران بود؛ جایی که آسمانی شد و نقطه پروازش بود. «شهید علیرضا اکبرزاده» بیست وهفتم آذرماه ۱۳۴۱ در خانواده‌ای که سهم مهربانی پدر و مادر باید میان چهار برادر و پنج خواهر تقسیم می‌شد، چشم به جهان گشود.

مردی که مهران، زادگاه آسمانی‌اش شد

شکوفایی در بهار انقلاب

پدرش پیمانکار آزاد شرکت نفت و راننده کامیون بود و تمام جاده‌های زندگی را با چرخ‌های همت و تلاش در کسب روزی حلال طی می‌کرد. از سال‌های تحصیل او در مقطع متوسطه، زمان زیادی نگذشته بود که آن مرد الهی، روح خدا، در بهمن، بهارآیین آمد و در‌های باغ معنا را به روی مشتاقان گشود. او نیز در صف جوانانی قرار گرفت که دلشان برای خاک وطن می‌تپید و بدین‌ترتیب، جان علیرضا نیز در بهار انقلاب شکوفا شد.

تربیت دینی و روحیه خدمت

رشد و تربیت در خانواده‌ای متدین و مذهبی، زلف آرزو‌های او را با شهادت گره زد. در کنار پدر، مشق زندگی می‌کرد؛ هم کار می‌کرد و هم در کمیته‌های مردمی برای خدمت‌رسانی به مردم، حضوری فعال داشت. علیرضا در کار‌های فنی، مانند تعمیر رادیو و تلویزیون، مهارت ویژه‌ای داشت. وسایل همسایگان و اهالی محل را به‌صورت رایگان تعمیر می‌کرد.

سال‌های حضور در جبهه

از ابتدای جنگ تحمیلی تا تیرماه ۱۳۶۵ بار‌ها به جبهه رفت. بیش از پنج سال در سپاه گیلانغرب حضوری فعال داشت و به عضویت سپاه درآمد. علیرضا آرامش را در کنار دوستانش و در نوازش گلوله، خمپاره و ترکش، بار‌ها و بار‌ها تجربه کرده بود. زخم‌های بسیار، نشان افتخار او شد تا در پیشگاه خداوند تهیدست نباشد. هرچند موج انفجار منطقه نفت‌شهر تمام توان و حس پای راستش را گرفت و او را حدود یک ماه مهمان بیمارستان تهران کرد، اما میدان مبارزه تنها میعادگاه او بود و دوستان مبارزش. جنب‌وجوش فراوانش سبب شده بود تا میان دوستان به «علی چرچیل» معروف شود.

آرامش در کنار خانواده

دی‌ماه ۱۳۶۲ ازدواج کرد. حالا زمزمه‌های عاشقانه‌اش را در کنار همراهی مهربان، در گوش زمین و آسمان می‌خواند. علیرضا پدری مهربان بود و مسافری بی‌قرار. همسر، فرزند و جسم زخمی و ناتوانش، گواه تمام بی‌قراری‌های او بودند. سال ۱۳۶۴ عضو پلیس قضایی شد، اما همچنان مسافری بود با کوله‌ای از جنس شهادت. کربلای یک و خاک مهران، میعادگاه او شد. دهم تیرماه ۱۳۶۵ پایان شش سال تلاش و انتظارش فرا رسید. مسافر، هیچ ردی از خود بر جای نگذاشت. تنها نشان زمینی او، سنگ مزاری است که در روستای مؤمن‌آباد دامغان، او را از اهالی بهشت معرفی می‌کند.

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه