خاطره/ به وقت دلتنگی
به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید «سیدرضا سیدحسینی» در پنجم اسفند ۱۳۸۵ در شهرستان اهواز در خانوادهای مذهبی دیده به جهان گشود. پدرش سید حسن و مادرش سهام نام داشت. وی پس از اخذ مدرک دیپلم در سال ۱۴۰۴ به خدمت سربازی اعزام شد و دوره آموزشی خود را در شهرستان کازرون استان فارس گذراند پس از آن برای ادامه خدمت به استان کردستان منتقل شد و در لباس سرباز ارتش جمهوری اسلامی ایران مشغول انجام وظیفه بود. سرانجام بر اثر حمله موشکی صهیونیستی و آمریکایی به شهادت رسید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای بهشتآباد اهواز به خاک سپرده شد.

متن خاطره:
چند روز قبل از شهادت سیدرضا خواهرش با او تماس تصویری برقرار کرد.
سیدرضا به او گفت: «آبجی، برو تو اتاقم و یه تصویر ازش بهم نشون بده، میخوام اتاقمو ببینم.»
وقتی که دخترم خواست اتاقش را به او نشان بدهد چراغ اتاقش خاموش بود به خواهرش گفت: «چرا چراغ اتاقم را خاموش کردید، من که نیستم چراغ را خاموش نکنید، همیشه چراغ اتاق من را روشن بگذارید.»
بعد از اینکه اتاقش را دید، به خواهرش گفت: «برو کمدم را باز کن، دلم برای وسایلم حسابی تنگ شده.»
من که صدای مکالمه آنها را میشنیدم به دخترم گفتم: «مامان جان؛ داداشت هر چی میگه بهش نشان بده، هرکاری میخواهد ازت براش انجام بده»
وقتی که دخترم کمد وسایل هایش و اتاقش را به او نشان داد به خواهرش گفت: «آجی برو تو حیاط میخواهم حیات را هم ببینم.»
خواهرش به حیاط رفت و آنجا را به او نشان داد؛ حتی کوچه را نیز بهش نشان داد.
همان موقع جایی که سیدرضا بود داشت برف میبارید؛ او با لحنی مهربانه گفت: «مامان نگاه کن اسم آبیجیامو رو برف نوشتم، ببین چقد قشنگن نوشتم.»
بهش گفتم: «آره پس اسم من چرا ننوشتی؟»
خندید و گفت: «الان اسم تورو هم مینویسم.»
وقتی که تماس را قطع کرد درجا تصویری از غروب آفتاب را استوری کرد، به خواهرش گفتم: «استوری سیدرضا را دیدی فکر کنم دلش گرفته بخاطر همین این تصویر رو گذاشت»
من خیلی ناراحت شدم و دلگیرش شدم.
انتهای پیام/