روایت جانگداز حضرت زینب (س) از صحرای کربلا در سوگ برادر
به گزارش نوید شاهد ایلام؛ ای برادرای حسین منای تکیه گاه دل شکستهام در هجوم این داغ بی پایان این چه صحنهای ست که پیش چشمانم گستردهاند تو را بر خاک سوزان بیابان رها کردهاند تن پاکت غرق در خون است.

کاش پیش از این نگاه ناتوانم زمان میایستاد کاش دست غارت گر ظلم به خیمههای عطش نزدیک نمیشد کاش من به جای این همه آه سپر نیزهها میشدم و نمیدیدم که خورشید خاندان رسول خدا چنین بی پناه بر خاک افتاده است.
حسینم تو در غربتی عجیبتر از همیشهای نه صدایی برای پاسخی نه دستی برای یاری و نه آبی برای شستن گرد و غبار از چهره ات.
کاش میتوانستم آفتاب سوزان را از سر تو پنهان کنم یا مرهمی را بر زخمهای بی شمارت بگذارم، اما تنها چیزی که دارم اشکهای خشکیده و دلی است که میان این بیابان آتش گرفته است.ای برادر تشنه لبمای که جانت فدای حق شد و تن ات نثار جلال الله من در این میان نه تنها شاهد این مصیبت عظیم و بی انتها هستم بلکه بینندهی حقیقتی هستم که در خونهای ریخته شده بر شنهای کربلا نوشته شده است.
اما بدان اگر چه قامت من در این مصیبت خم شد و دل من در آتش این ماتم سوخت، اما پیام تو را خاموش نخواهند کرد خون تو تاریخ را بیدار خواهد کرد و نام تو تا همیشه قلب آزادگان جهان را به درد خواهد آورد.
آری رفتن حضرت زینب (س) از صحرای کربلا در روز عاشورا بی آنکه امکان دفن پیکر مطهر امام حسین (ع) فراهم باشد مصیبتی بود که تاب تحمل نداشت ایشان در اوج این فاجعه برای آنکه دشمن را ناامید کند و نشانهای از ضعف از خود بروز ندهد با دیدن پیکر به خون آغشتهی برادر رو به آسمان کرد و این کلمات را بر زبان جاری ساخت: خدایا این قربانی را از ما قبول فرما.
سپس با قلبی شکسته سوگواری خود را با این فریادهای جان سوز آغاز کرد: وا محمداه صلی علیک ملیک السماء هذا الحسین بالعراء، مرمّل بالدماء، مقطّع الأعضاء...ای پیامبر خداای که غمت بر جان من سنگین است، باشد که خداوند فرمانروای آسمانها بر تو درود و رحمت بفرستد (اماای پیامبر این چه مصیبتی است که بر تو نازل شد) این حسین توست که در بیابانی بی سایه و بی پناه رها شده او را چنان به خون کشیدهاند که پیکر نازنینش در میان خاک و خون غلتیده، وای از این غم که دشمن با پیکر او چه کرد که هر عضوی از تن مطهرش بر اثر ضرب نیزهها و شمشیرها پاره گشته است...
و این چنین شکوههای حضرت زینب (س) دل زمین و زمان را به درد میآورد اشکها را جاری میسازد و عرش آسمان و زمین را به لرزه در میآورد از آن روز تا امروز پژواک آن نالهها در تاریخ باقی مانده تا همگان بدانند که ظلم هر زمان و در هر لباس همان ظلم است و ظالم همیشه ظالم خواهد ماند تا انسانها بیاموزند که انسان پاک و آزاده در برابر ستم سر فرود نمیآورد و تن به ذلت نمیدهد بلکه با ایمان، مقاومت و فداکاری راه حق را زنده نگه میدارد.
انتهای پیام/