در برابر چشمانمان ۲۵ اسیر را به رگبار بستند»؛ روایت کیومرث کرمی از روزهای تلخ اسارت

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، من کیومرث کرمی، از نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران بودم. در سال ۱۳۶۷ به همراه تعدادی از همرزمانم در منطقه بین سرپلذهاب و قصرشیرین مشغول انجام مأموریت بودیم که به محاصره نیروهای بعثی عراق درآمدیم. شرایط بسیار سخت و پیچیده بود و راهی برای خروج از محاصره وجود نداشت. سرانجام به همراه حدود ۵۰ نفر از نیروهای ایرانی به اسارت دشمن درآمدیم.
پس از اسارت، عراقیها یک نفربر غنیمتی متعلق به نیروهای ایرانی را برای انتقال ما آوردند. ظرفیت خودرو محدود بود و تنها امکان جابهجایی بخشی از اسرا وجود داشت. ۲۵ نفر را سوار کردند و ۲۵ نفر دیگر پایین ماندند. ما تصور میکردیم برای انتقال بقیه اسرا خودروی دیگری خواهند آورد، اما ناگهان صحنهای دردناک و فراموشنشدنی رقم خورد.
نیروهای بعثی همرزمان ما را در مقابل چشمانمان به رگبار بستند و به شهادت رساندند. دیدن این صحنه برای ما بسیار سنگین و جانکاه بود. هنوز پس از گذشت سالها، تصویر آن لحظات از ذهنم پاک نشده است.
در میان اسیران، تعدادی از نیروها بر اثر اصابت ترکش مجروح شده بودند. در طول مسیر نیز برخی از مجروحان به دلیل شدت جراحات از ادامه راه بازماندند، اما نیروهای عراقی هیچ توجهی به وضعیت آنان نداشتند و بعضی از مجروحان را در کنار جاده رها کردند.
یکی دیگر از صحنههای تلخ آن روز مربوط به یکی از اسرا بود که از شدت تشنگی طاقت نیاورد و برای نوشیدن آب به سمت تانکری که در مسیر قرار داشت رفت. اما نیروهای عراقی بدون هیچ رحمی او را هدف گلوله قرار دادند. این رفتارهای غیرانسانی بخشی از سختیهایی بود که ما در روزهای نخست اسارت تجربه کردیم.
سالهای اسارت با دشواریهای فراوان، کمبود امکانات، شکنجههای روحی و جسمی و دوری از خانواده همراه بود، اما ایمان به خداوند و عشق به میهن باعث شد در برابر همه این سختیها ایستادگی کنیم. امروز هرگاه به آن روزها فکر میکنم، یاد همرزمان شهیدم در قلبم زنده میشود؛ عزیزانی که جان خود را برای دفاع از ایران اسلامی فدا کردند و نامشان برای همیشه در تاریخ این سرزمین ماندگار خواهد بود.
در ادامه فیلم گفتوگو را میبینید:
انتهای پیام/