سالها پس از آزادی هم خود را در اردوگاه اسرا میدیدیم

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، من «سلیمان قزوینه»، جانباز و آزاده دوران دفاع مقدس هستم. به عنوان سرباز لشکر ۹۸ اهواز، هجدهم فروردین سال ۱۳۶۶ به خدمت سربازی اعزام شدم. پس از گذراندن دوره آموزش و حضور در مناطق عملیاتی، سرانجام چهارم تیرماه سال ۱۳۶۷ در جزیره مجنون به دست نیروهای عراقی به اسارت درآمدم.
روزهای نخست اسارت بسیار سخت و طاقتفرسا بود. نیروهای عراقی با اسرا رفتار مناسبی نداشتند و تا جایی که میتوانستند ما را مورد آزار و اذیت قرار میدادند. هنگام انتقال، دستها و پاهای ما را بسته بودند و در خودروهایی که ظرفیت حدود ۱۵ نفر را داشت، بین ۵۰ تا ۶۰ اسیر جای میدادند. در تمام مسیر نیز با فحاشی، تهدید، توهین و رفتارهای خشن مواجه بودیم.
در همان روزهای ابتدایی اسارت، یکی از افسران عراقی که درجه سرگردی داشت نزد ما آمد و با قسم و آیه و قرآن میگفت که فردا آزاد خواهید شد و به کشورتان بازمیگردید. اما تعدادی از اسیران قدیمی که پنج تا ده سال در اردوگاههای عراق اسیر بودند، حقیقت را برای ما روشن کردند. آنان گفتند این شیوه همیشگی عراقیهاست؛ با وعدههای دروغین تلاش میکنند روحیه اسرا را تضعیف کنند و با روان آنان بازی کنند.
پس از شنیدن صحبتهای آن آزادگان باتجربه، کمکم برای همه ما روشن شد که دوران اسارت به این زودی پایان نخواهد یافت و باید خود را برای روزهای طولانی و سخت آماده کنیم. از آن پس، امید و صبر تنها سرمایه ما در برابر دشواریهای اسارت بود.
سالهای اسارت تأثیر عمیقی بر روح و روان آزادگان گذاشت. زمانی که به میهن بازگشتیم، هنوز باور نمیکردیم که از زندانهای عراق رها شدهایم. حتی تا حدود یک سال پس از آزادی، بسیاری از ما احساس میکردیم همچنان در اردوگاههای اسرا زندگی میکنیم. شیوه نشستن، غذا خوردن و بسیاری از رفتارهای روزمره ما تحت تأثیر سالهای اسارت بود.
خانوادهها بارها به ما میگفتند: «اینجا ایران است، راحت باشید.»، اما رهایی از آثار روحی و روانی آن سالهای دشوار زمان زیادی میخواست. با وجود همه سختیها، ایمان، استقامت و امید به آینده باعث شد آزادگان دوران اسارت را پشت سر بگذارند و با سربلندی به آغوش میهن بازگردند.
در ادامه فیلم گفتوگو را میبینید:
انتهای پیام/