آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۲۹۸۴
۱۰:۴۱

۱۴۰۵/۰۳/۳۱

قرار بود شما هم همسرِ شهید باشید و هم من شهید شوم

همسر شهید «مجتبی رضایی‌دوست» روایت می‌کند: «روز نهم فروردین‌ماه سال ۱۴۰۵، در میانِ غبارِ اندوهِ تشییعِ شهیدِ سرافراز شهید حمید صفری یکی از پاسداران پادگان بیدگنه ملارد، حال و هوای عجیبی حاکم بود. نگاهِ من به همسرِ شهید بود؛ با دو فرزندِ خردسال که در آغوش داشت، اما کوهی از صلابت بود. بی‌اختیار به مجتبی گفتم: «احسنت به این همسر شهید! با این دو بچه کوچک، چقدر با صلابت و قوی قدم برمی‌دارد…»


قرار بود شما هم همسرِ شهید باشید و هم من شهید شوم

به گزارش نوید شاهد شهرستان‌های استان تهران، شهید «مجتبی رضایی‌دوست»، دهم دی ماه سال ۱۳۶۸ به دنیا آمد. چهاردهم فروردین ماه ۱۴۰۵ در حمله رژیم صهیونیستی به مقر ایست بازرسی با موشک کروز در حال وضو گرفتن به شهادت رسید.

همسر شهید «مجتبی رضایی‌دوست» روایت می‌کند:

روز نهم فروردین‌ماه سال ۱۴۰۵، در میانِ غبارِ اندوهِ تشییعِ شهیدِ سرافراز شهید حمید صفری یکی از پاسداران پادگان بیدگنه ملارد، حال و هوای عجیبی حاکم بود. نگاهِ من به همسرِ شهید بود؛ با دو فرزندِ خردسال که در آغوش داشت، اما کوهی از صلابت بود. بی‌اختیار به مجتبی گفتم: «احسنت به این همسر شهید! با این دو بچه کوچک، چقدر با صلابت و قوی قدم برمی‌دارد…»

مجتبی نگاهی به آن بانو انداخت، لبخندی ملیح زد و آرام گفت: «این صبر، ارثیه بی‌بی زینب (س) است که به ایشان رسیده…» سپس مکثی کرد و در حالی که نگاهش به دوردست‌ها گره خورده بود، انگار که خاطره‌ای قدیمی را در ذهنش ورق می‌زند، رو به من کرد و گفت: «می‌دانی؟ قرار بود شما هم همسرِ شهید باشید و هم من شهید شوم، اما… قسمت نشد.»

با تعجب پرسیدم: چطور؟ مجتبی به روزی اشاره کرد که بچه‌های جهادی شهرقدس، میان‌وعده پادگان «بیدگنه» ملارد را تدارک دیده بودند. او و رفیقش آن میان وعده‌ها را به پادگان بردند. شهید صفری، همان‌جا مجذوبِ طعمِ آن لقمه شده بود و با اصرار می‌گفت: خیلی خوشمزه است، اگر می‌شود یکی دیگر هم به من بده.

مجتبی می‌گفت: به شهید صفری گفتم سهمیه هر نفر یکی است و اجازه ندارم بیشتر بدهم. اما او آنقدر اصرار کرد که دلم نیامد دست رد به سینه‌اش بزنم. لقمه‌ی خودم را از جیبم درآوردم و با لبخند به او دادم.

شهید مجتبی رضایی، با همان آرامشِ همیشگی‌اش ادامه داد: «به شهرقدس که برگشتیم، تنها نیم ساعت نگذشته بود که خبر رسید پادگان بیدگنه هدف قرار گرفته است. همان‌جا بود که با خودم گفتم:‌ای دل غافل! من لقمه‌ی شهادتِ خودم را به شهید صفری تعارف کردم و قسمتِ او شد که آسمانی شود و سهمِ من، ماندن در این دنیا…

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه