رامین به آرزویش رسید؛ همیشه میگفت برای دفاع از وطنم میجنگم

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، همسر شهید میگوید: من و آقا رامین دخترخاله و پسرخاله بودیم. چیزی که از همان ابتدا در وجودش برایم پررنگ بود، صبوری، آرامش و پشتکارش بود. رامین انسان متین و باحوصلهای بود و همین ویژگیهای اخلاقیاش باعث شد بیشتر دوستش داشته باشم.
خردادماه سال ۱۳۹۳ به عقد هم درآمدیم و پس از آن زندگی مشترکمان را آغاز کردیم. بعد از آن، رامین مشغول فعالیت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و با همان روحیه مسئولیتپذیر، مسیر خدمت را ادامه داد.
رامین همیشه حضور پررنگی در مسجد داشت و علاقه خاصی به خاندان اهلبیت (ع) نشان میداد. در ایام دهه محرم همیشه در هیئتها حضور پیدا میکرد و ارادتش به اهلبیت (ع) را با عمل ثابت میکرد.
همیشه میگفت: «اگر کسی کاری خیر انجام میدهد، نباید آن را بازگو کند؛ باید به خدا توکل داشته باشد و خوبیهایش را هیچوقت نگوید.» خودش هم همینگونه بود؛ کارهای خیرش را بیسروصدا انجام میداد و حتی نذریها را خودش آماده و بین مردم تقسیم میکرد.
رامین همیشه فرزندمان را همراه خودش به مراسمهای مذهبی میبرد و دوست داشت او با این مسیر آشنا شود. هر چیزی که فرزندمان از پدرش میخواست، تا جایی که توان داشت برایش فراهم میکرد و وقت زیادی برای او میگذاشت.
پسرم همیشه از بازی کردنهای پدرش برایم میگوید؛ اینکه رامین وقتی از سر کار به خانه برمیگشت با او بازی میکرد. وقتی به مأموریت میرفت به او میگفت: «الان تو مرد خانه هستی» و وقتی برمیگشت میگفت: «من خودم مرد خانه هستم.»
فرزندم باور دارد که خدا پدرش را دوست داشته که او را به جمع شهدا رسانده است. میگوید: «پدرم هنوز روحش در خانه ماست، به او میگویم دوستت دارم و خیلی دوست داشتم دوباره تو را بغل کنم.»
بعد از شهادت رامین، خودم را با یاد حرفهایش آرام میکنم. او همیشه میگفت اگر روزی جنگ شود، برای کشورم و دفاع از وطنم میجنگم. رامین به چیزی که همیشه آرزویش را داشت رسید؛ به آرزوی دفاع از وطن و خدمت در راه خدا.
در ادامه فیلم را میبینید:
انتهای پیام/