آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۲۵۹۴
۱۰:۳۸

۱۴۰۵/۰۳/۱۸

شهادت برادرم مرا رو روضه خوان کرده است

نویسنده زنجانی از خاطرات خود با خانواده شهید طوماری می گوید: خواهر شهید زینب وارانه می گوید: «من قبل این حادثه حرف نمی‌زدم، شهادت برادرم من رو روضه خوان کرده، راسته که میگن امان از دل زینب.» خواهر شهید با تمام توانش فریاد می‌زند: «تنها چیزی که این داغ و آروم میکنه نابودی اسرائیله!»


 

 

 

به گزارش نوید شاهد زنجان، روایت حدیث محمودی از نویسندگان جوان استان؛ از لحظات حضور و هم‌صحبتی با خانواده معظم شهید حمید طوماری در پی تجاوز ددمنشانه رژیم صهیونسیتی را با هم می خوانیم؛

 

قرار بود بعد از ظهر، برای سر سلامتی و عرض تسلیت سری به خانه «شهید حمید طوماری» بزنند.

 

بغض سنگینی بیخ گلویم نشست بود و بین رفتن به کلاس و رفتن به خانه شهید مردد بودم.

اگر رفتن به خانه شهید را انتخاب می‌کردم با دیدنشان بغض سفت چند روزه ام می‌شکست، پس سخت‌تر از قبل بغضم را قورت دادم و تصمیم گرفتم پیش شاگردانم بروم که خدا می‌داند در این چند روز، برای بار چندم قلب کوچکشان بعد از شنیدن صدای انفجار تپیده بود.

بروم و جسم کوچکشان را در آغوش بکشم و بهشان بگویم:

«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا  وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

 

دم رفتن، دست‌های معصومه را توی دستم فشار دادم و برای بار چندم از او خواستم که صحبت‌های خانواده شهید را واو به واو برایم ضبط کند.

 

سر  کلاس مدام این شعر توی ذهنم مرور می‌شد:

هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای؟

من در میان جمع و دلم جای دیگر است

 

با همه‌ی این‌ها تمام سعی‌ام را کردم که به بچه‌ها بفهمانم پایه‌های ظلم سست است و خدا بزرگتر از همه چیز.

 

کلاس که تمام  شد، بهار دوید توی بغلم و کاغذی را گرفت سمتم.

 

وسط کاغذ دو تا آدمک خندان کشیده بود که به گفته خودش من و او بودیم بعد از جنگ که به جای آتش، زیر باران رحمت قرار گرفته‌ایم.

 

به خانه که رسیدم، چند بار پیام‌رسان را بالا و پایین کردم تا بالاخره مصاحبه به دستم رسید.

 

صدای قرآن پس‌زمینه صحبت‌های خواهر شهید طوماری است.

 

خواهر شهید مویه کنان میگوید: «برادرزاده ام پا تو دنیا نگذاشته، یتیم شده است.»

 

به همسر شهید فکر می‌کنم که سال‌ها بعد در جواب سوال کودک توی شکمش که از او می‌پرسد: بابا کجاست؟

و او هربار جواب می‌دهد توی آسمان.

بغض سفت چند روزه ام به هق‌هق کشداری تبدیل می‌شود.

 

خواهر شهید زینب وارانه ادامه می‌دهد: «من قبل این حادثه حرف نمی‌زدم، شهادت برادرم من رو روضه خوان کرده، راسته که میگن امان از دل زینب.»

 

صدای گریه‌های قاطی صداهای توی فایل صوتی می‌شود.

خواهر شهید با تمام توانش فریاد می‌زند: «تنها چیزی که این داغ و آروم میکنه نابودی اسرائیله!»

 

جمعیت اطرافش یکصدا و از ته دل جواب می‌دهند: «الهی آمین.»

دستم را روی قلبم می گذارم و می گویم الهی آمین.

 

 

 


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه