دل نوشته شهید ناواستوار «شکری»
میکنم آغاز با نام آن خدایی که همیشه پابرجاست
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند نام و خداوند جای
خداوند روزی ده رهنمای
بسم الله الرحمن الرحیم
شروع میکنیم این شعر کریم:
کیست مادر، کیست این مرد بزرگ پدر، پدر آن بزرگ مرد، پدر آن مهربان مرا، پدر شیر دلاور
مادرم تویی، مادرم تویی، مادرم تویی، آن گل لاله که میگویند تویی.
میبوسم دستان پرمهر پدر را که صدها پیله بسته، میبوسم صورت زیبای مادر که بارها گریه کرده.
آرزومندم، دعا دارم دعا. میکنم هر شب گلایه من به پیش خدا، حال چرا برای چه؟
برای آنکه باشد خانواده سربلند، برای آنکه باشد آن پدر، آن مادر سربلند و سلامت و عمر گران مایهشان بلند. سخن آخر چنین گویم بندهی حقیر که نباشد خانواده سرافکنده و فقیر و در آخر هیچ چیز خانواده نمیشود. پدر مادر نعمت هستند و بس.
هرچه گویم هرچه گویم باز کم گفتم از این نعمت که قدرش را بدانید. آری قدرش را بدانید.
خب کلام پایانی گویم که آیا راضی هستید از من؟
به پایان آمد این دفتر
حکایت همچنان باقیست

انتهای پیام/