آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۱۱۷۵
۱۱:۲۶

۱۴۰۵/۰۳/۱۰

«دشمن امروز صلح را گدایی می‌کند»؛ افشای چهره واقعی دشمن در وصیت‌نامه شهید بهروز مرادی

شهید "بهروز مرادی" در بخشی از وصیت‌نامه خود با نگاهی صریح و روشنگرانه، از تزویر و تبلیغات فریبنده دشمن پرده برمی‌دارد و تأکید می‌کند که دشمنی که روزی با سودای فتح آمده بود، امروز در اوج ضعف، صلح را گدایی می‌کند و می‌کوشد چهره جنایتکار خود را پشت نقاب صلح‌طلبی پنهان سازد.


به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید بهروز مرادی قهدریجانی فرزند قربانعلی، اول دی ۱۳۳۵ در خرمشهر و در خانواده‌ای مذهبی و خون‌گرم متولد شد؛ پس از اخذ دیپلم، در رشته صنایع دستی وارد دانشگاه شد و همزمان با اوج‌گیری انقلاب اسلامی در تظاهرات و راهپیمایی‌ها حضوری فعال داشت. او پس از پیروزی انقلاب به شغل معلمی روی آورد، اما با آغاز جنگ تحمیلی و هجوم به زادگاهش، به عنوان بسیجی راهی جبهه‌های جنوب شد و بخش عمده سال‌های دفاع مقدس را در خطوط مقدم گذراند؛ حتی شهادت پدر در سال ۱۳۵۹ و شهادت برادرش فرزاد در عملیات ثامن‌الائمه نیز او را از میدان دور نکرد. این رزمنده باسابقه که تا سطح فرماندهی گردان رزمی در قرارگاه کربلا مسئولیت داشت، سرانجام چهارم خرداد ۱۳۶۷ در جریان تک دشمن در خرمشهر به شهادت رسید و پیکرش در زادگاهش خرمشهر به خاک سپرده شد.

«دشمن امروز صلح را گدایی می‌کند»؛ افشای چهره واقعی دشمن در وصیت‌نامه شهید بهروز مرادی

متن وصیتنامه 

بسم الله الرحمن الرحیم

اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله

این جانب بنده گناهکار بهروز مرادی به زبان امام امت و به عنوان بسیجی در جنگ وارد و به خود خودم و به خاطر حراست از خون پاک شهداى اسلام و دفاع از جمهورى اسلامى ایران برخاسته و با خود عهده نموده‌ام تا من سلطه ابرقدرت‌ها و نابودى نجات‌بخش دین به حریم استقلال و آزادى جمهورى اسلامى استقامت و پایدارى نمايم و اکنون نیز مى‌دانم که چرا باید به دشمن هجوم برد و بر اساس همین آگاهى است که در عملیات شرکت مى‌کنم.

معتقد هستم که ما پیروز خواهیم شد و برای رسیدن به پیروزی نیز باید از همه چیز گذشت و دنیا را برای اهلش گذاشت و از سوراخ‌های تنگ و تاریک محافظه‌کارى باید بیرون آمد.

دشمن امروز صلح را گداوی مى‌کند و با حیله و تزییر و تبلیغات سرسام‌آور جهانى، در صدد پوشاندن چهره کریه خود است و خوش‌بینان راحت‌طلب و عافیت‌جو که با هر مخالفتى موافقت دارند و تاکنون هم نه تنها هيچ قدمى در راه پيروزى اين انقلاب بر نداشته‌اند، بلکه هميشه در اولين فرصت در صدد ضربه زدن به آن بوده‌اند یا عمدا یا سهوا به اين ساز رقصیده‌اند و در هر محفلى چه اينجا و چه در خارج از دایره انقلاب پاى میز شراب و هرزگى به عنوان ایرانى وطن‌پرست! یاسازمان دمکراتيک فلان یا رادیو و روزنامه بهمن و یا در دفاع از من بسیحى که اصلا او را فنون ندارم و براى او هم پشیزى ارزش قائل نيستم نزد اربابان و مدعيان دروغين حقوق بشر يا مدعيان صلح دايه عزيز تر از مادر شده و اشک تمساح مى‌ريزند و فرياد وا اسلاما سر مى‌کشند و هر روز يک دروغ را توی بوق مى‌کنند و آنقدر صدايش را بلند مى‌کنند… تا جایى که امر بر خودشان هم مشتبه مى‌شود و قداست مى‌گويند.

دشمن که اين چنين کريه و جانى است از بيرون به انقلاب حمله مى‌کند و آنها که اين چنين منافق و رياکار و دغل‌کارند از درون انقلاب را نشانه رفته‌اند. در اين ميان ما مى‌مانيم و يک مبارزه جانانه و همه‌جانبه عزيزان من بايد مبارزه کرد، بايد دشمن را از ميدان بدر کرد، بايد علف‌هاى هرز را از ريشه بيرون آورد و منطقه را سم‌پاشى کرد تا مزرعه انقلاب از آفات در امان بماند.

دشمن به قصد نابودى انقلاب به مرزهاى ما هجوم آورد و رؤياى فتح سه روزه‌اش به کابوسى وحشتناک تبديل شد و او را مصداق الغريق تيشه به کل کرده است. آن روز که غرق در خودکامگى و سرمست از باده پيروزى بود، خوزستان را عربستان و متعلق به خاک عراق مى‌دانست و ادعای مالکيت اروند رود را داشت و قرارداد الجزاير را پاره‌پاره کرد و از مرزهاى جغرافيايى کشور ما گذشت و هر آنچه خواست و توانست انجام داد که همه مى‌دانيد.

و امروز که در اوج ضعف و زبونى قرار گرفته باز هم قوانينى را که از خودشان آن را بين‌المللى و لازم‌الاجرا مى‌دانند زير پا نهاده و با وقاحت کامل شهرهاى ما را بمباران و در جبهه‌ها بمب شيميايى به کار مى‌برد و گاه و بيگاه هم هواپيماهاى مسافربرى را تهديد يا مرور هجوم قرار مى‌دهد و با اين پرده‌درى‌ها، ادعای صلح‌طلبى او و اربابان جانى‌اش (آمريكا و شوروى) گوش فلک را کر کرده و براى ما هم که در جبهه‌ها در حال ستيز با او اراده کرده، اين تا نسل افلقى‌ها را از روى زمين بريکنيم. اعلاميه پخش مى‌کنند و عکس صدام خون‌آشام را در حالى که قرآن مى‌خواند؟ با هواپيماهاى بر آسمان منطقه پخش مى‌کنند. آيا جز اين چنين حرکات احمقانه‌اى از شخص ديوانه‌اى چون صدام بايد انتظار ديگرى داشت؟

چه شده رهبر قادسيه اين چنين فيلم‌هاى پيروزى‌هايش را که در اوايل جنگ به سراسر دنيا مى‌فرستاد بايگانى کرده و مفلسانه به دريوزگى افتاده و قرآن بر سر نيزه مى‌کند؟ نکند خداى ناکرده تاريخ دوباره تکرار شود و ما غافل شويم. امروز به بركت وجود امام عزيز هوشايرى ملت و رزمندگان ما بيشتر از آن است که دشمن با توسل به حيله‌هاى زنگ‌زده و ابزارهاى از کار افتاده و بچه‌گانه بتواند گونى بر سر ما بکشد.

کوتاه کنم که وقت تنگ است و عمليات هم ساعاتى ديگر شروع مى‌شود و خدا مى‌داند چه خواهد شد. هم او که مى‌گويد اليس صبح بقريب. ما به اين پيروزى معتقديم زيرا خدا خود وعده آن را به ما داده است.

کسب پيروزى همت مى‌خواهد.

…مادر عزيزم اميدوارم که هرچه از من ديده‌اى به بزرگى خودت ببخشى. از همه شما خداحافظى مى‌کنم و اميدوارم که مرا به عنوان سومين شهيد خانواده خود بپذيريد. اگر خداى ناکرده کسى به امام و انقلاب توهين کند شما موظف هستيد دهان او را ببنديد.

در مورد مراسم عزا و اين طور حرف‌ها به هيچ عنوان نبايد مراسمى برگزار کنيد و هيچ کس هم حق ندارد پولى خرج يا مجلسى براى من برگزار کند و آنچه را که مى‌خواهيد خرج کنيد بهتر است به فقرا و مستمندان بدهيد يا به جبهه کمک کنيد. 500 تومان بابت خمس بدهکار هستم که به امام جمعه بدهيد.

در ضمن حرف‌هايى را که به مهرداد زده‌ام فراموش نکنيد. ما را هم از ضدانقلاب‌ها جداست و همنشين با آنها جز سياه کردن قلب ثمره‌اى ندارد. اميد دارم که مينا حجاب خودش را حفظ کند. چيزى براى نوشتن ندارم فقط در صورتى که مفقود الاثر شدم کنار قبر فرزندان در آبادان برايم يک سنگ قبر کوچک بگذاريد.

از برادران سپاه خرمشهر هم خداحافظى مى‌کنم برادرانى که هميشه دوستشان خواهم داشت و دست تک تک آنها را مى‌بوسم. خدايا به اميد تو به سمت دشمن مى‌روم و راضى هستم به آنچه که تو راضى هستى.

والسلام

منطقه عملياتى كربلاى 5 - شلمچه – خرمشهر

بهروز مرادى

 

منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه