آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۰۶۷۲
۱۱:۱۲

۱۴۰۵/۰۳/۰۳

آقابزرگ؛ ستاره‌ای که در بهارِ خرمشهر طلوع کرد

او با دستانِ هنرمندش، خنکایِ آرامش را به خانه‌هایِ مردم در تهران می‌برد، اما وقتی دید که خاکِ وطنش در آتشِ تجاوز می‌سوزد، ابزارِ کار را زمین گذاشت و به «قرارگاهِ نصر» رفت تا در گرمایِ طاقت‌فرسایِ خرمشهر، خنکایِ آزادی را به قلبِ ایران بازگرداند. شهید «آقابزرگ آقاجان‌نژاد»، روایتگرِ عشقی است که از کوچه‌هایِ نوشهر تا دروازه‌هایِ خرمشهر امتداد یافت.


به گزارش نوید شاهد البرز؛ سال ۱۳۴۲ بود که در شهرستانِ سرسبزِ نوشهر، نوزادی در خانواده‌ای مذهبی و ساده‌زیست چشم به جهان گشود که او را «آقابزرگ» نامیدند؛ نامی که گویی تقدیرش را با بزرگی و کرامت پیوند زده بود. پدرش، مردی کارگر و زحمتکش بود که نانِ حلال بر سرِ سفره می‌برد و مادرش با مهری مادرانه، او را در دامانی پاک پرورش داد. آقابزرگ دورانِ کودکی و ابتدایی را در نوشهر گذراند و با وجودِ مشکلاتِ اقتصادی، با تلاشی ستودنی خود را به مقطع سوم راهنمایی رساند.

آقابزرگ؛ ستاره‌ای که در بهارِ خرمشهر طلوع کرد

در سال‌هایِ ۵۷ و ۵۸، زمانی که موجِ خروشانِ انقلابِ اسلامی ایران را فرا گرفته بود، خانواده‌ی آقاجان‌نژاد به تهران نقل‌مکان کردند. در تهران بود که آقابزرگِ جوان، مسیرِ کار و تلاش را برگزید. او در مغازه‌ای مشغول شد و با پنجه‌هایِ هنرمندش، به سرویس و تعمیرِ وسایلِ برقی، به‌ویژه کولر پرداخت. او در آن سال‌ها، نه تنها یک کارگرِ ساده، بلکه جوانی بود که از همان دورانِ مدرسه‌اش، با حضور در راهپیمایی‌ها و فعالیت‌هایِ انقلابی، دغدغه‌یِ آینده‌ی کشورش را داشت.

                                                         فراخوانِ عشق در قرارگاهِ نصر

سال ۱۳۶۰ نقطه‌ی عطفی در زندگیِ آقابزرگ بود. او که روحش با سادگی و تدینِ خاصی آمیخته بود، نمی‌توانست آرام بگیرد. صدایِ نبرد، ندایی بود که از اعماقِ جانش برمی‌آمد. با حضور در سپاه پاسداران و گذراندن دوره‌های آموزشی، خود را برای بزرگ‌ترین آزمونِ زندگی‌اش آماده کرد. در حالی که دوستانش در تهران به فکرِ ساختنِ زندگی بودند، او کوله‌بارِ سفر به سویِ کربلایِ ایران را بست.

سرانجام در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱، او برای آخرین بار راهیِ جبهه شد. این بار مقصد، خرمشهر بود؛ شهری که در انتظارِ حماسه‌سازانی چون او لحظه‌شماری می‌کرد. آقابزرگ در آنجا به عنوان نیرویِ «انتظاماتِ قرارگاهِ نصر» مشغول به خدمت شد. او که در زندگیِ شخصی‌اش فردی ساکت، آرام و بی‌ادعا بود و همواره از حقِ خود در برابرِ دیگران می‌گذشت تا دلی را نشکند، در خرمشهر نیز با همان روحیه‌ی فداکارانه، برایِ آزادیِ خاکی تلاش می‌کرد که ناموسِ ملیِ ایران بود.

                                                              عروج در بهارِ آزادی

سرانجام در سوم خردادماه ۱۳۶۱، در روزهایی که ایران در تب و تابِ آزادیِ خرمشهر می‌سوخت، تقدیرِ آقابزرگ بر بلندایِ آسمان رقم خورد. اصابتِ ترکش، پایانی بود بر همه‌ی زحماتِ زمینیِ او و آغازی بر حیاتِ جاویدانش. او که همواره اهلِ عبادت، نماز و دستگیری از مستمندان بود، سرانجام جانِ پاکش را در راهِ حق تقدیم کرد.

امروز، آرامگاهِ او در بهشتِ زهرا، میعادگاهِ دل‌هایِ عاشقی است که به یادِ آن جوانِ آرام و بی‌ادعایِ نوشهری، فاتحه‌ای می‌خوانند. آقابزرگِ قصه‌ی ما، اگرچه فرصتِ تکیه بر جایگاه‌هایِ دنیوی را نیافت، اما با فداکاری‌اش، در جایگاهِ والایِ شهیدانِ وطن، جایگاهی ابدی برای خود برگزید.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه