امیر اقتدار، سپهبد مردم، سیدالشهدای ارتش

به گزارش خبرنگار نوید شاهد، آیین چهلمین روز شهادت مظلومانه و مقتدرانه امیر دلیر و خستگی ناپذیر ارتش جمهوری اسلامی، اسطوره خلوص و صفای مومنانه و اسوه تفکر بسیجی و روحیه و رزم جهادی در نیروهای مسلح، حلقه پیوند ایران و جبهه جهانی مقاومت اسلام در میدان مصاف با دشمن آمریکایی، صهیونی، سپهبد شهید سید عبدالرحیم موسوی، فرماندهی ستاد کل نیروهای مسلح و فرماندهی کل پیشین ارتش جمهوری اسلامی ایران، در شرایطی از راه رسیده که آمادگی و اقتدار مدافعان و حافظان حریم کشورمان و فضاحت و فرسودگی ماشین جنگی و دستگاه تبلیغاتی و رسانه ای نظام سلطه استکباری و به گل نشستن همه تهدیدها و توییت های رعب افکنانه و ترفندهای رذیلانه ارتجاع عرب منطقه در پیوند با کودک کشان غزه، از هر زمان دیگری بر همه جهانیان آشکارتر شده است. سید شهید همراه امام شهدا در همان اولین لحظه تهاجم و تجاوز دشمن و در اولین دقایق شروع جنگ تحمیلی سوم به دست دشمن خبیث و سفاک آمریکایی، صهیونی به شهادت رسید و در این دنیا و به چشم ظاهر ندید که ثمرات و برکات این خونهای مقدس، چه کرد و این ملت مبعوث شده و بیدار، چگونه پشت دلاوران میدانش ایستاد و خیابان را هم تبدیل به جبهه جنگی دیگر کرد و پرچم سه رنگ اقتداری را که مزین به خون شهید، از رهبرش تا سرداران و سرانش و تا کودکان مظلوم میناب و تا مجتبای سه ماهه اش بود، بر بلندای تاریخ نشاند و بیرق هدایت و کرامت انسان در همه جهان کرد. اما روح بلندش بر فراز زمان و مکان، در جوار جاودانگی قرب معبودش نظاره گر است که این ملت و فرزندان رشید و غیرتمند ایران، که او همیشه می گفت صمیمانه و از عمق جان دوستشان دارد، چگونه بزرگترین حماسه دوران را رقم زدند و جبهه جهانی شیاطین زمین را در برابر اراده و ایمان بزرگشان و در برابر خون امام شاهد و یاران و فرزندان شهیدش، زمینگیر کردند و فاتحان عصر ظهور در ظلمت آخرالزمان شدند.
سید شهیدان تاریخ ارتش توحیدی، ولایی، این امیر سرافراز راه عزت و اقتدار، دلباخته ایران و عاشق مردم بود. شیفته شهادت بود و در طلب وصال دوست و پیوستن به یاران و همرزمان شهیدش بال و پر می زد و بیقرار بود. سپهبد شهید موسوی از مردمی ترین، مخلص ترین و بی ادعا و بی ریاترین فرماندهان و امیران ارتش در تمام ۴۷ سال پس از انقلاب بود. او از محله های فقیرنشین و کوچه های خاکی قم، از کار در کوره های آجرپزی و گچپزی، راه خود را به تصدی عالیترین جایگاه فرماندهی نظامی در جمهوری اسلامی ایران، آنهم در سخت ترین و بحرانی ترین شرایط گشود و تقدیرش آن بود که ماموریتی تاریخی را برعهده گیرد. حیات و شهادت او در این مسیر، معنا شده بود. به قول خودش بچه سیدی که از محله های فقیرنشین و کوچه های خاکی قم تا مقام اولی ارتش جمهوری اسلامی ایران رسید، خدا او را تا این نقطه آورد تا شرمنده شهدایش نکند...
از محله های فقیرنشین قم تا کارگری کوزه های آجرپزی، گچپزی، بلیط فروشی و...
سید عبدالرحیم موسوی در سال ۱۳۳۹ در یکی از محله های فقیرنشین شهر قم متولد شد. به گفته خودش از ۶ سالگی در کنار پدر به کار مشغول بود و تجربه مشاغل مختلفی همچون کار در کورههای آجرپزی، کوره های گچپزی، کارخانه نختابی، کارگری چاپخانه و بلیتفروشی را پشت سر گذاشت. از خود امیر شهید بشنویم:
در خانواده و محله ای فقیر در قم بدنیا آمدم و از همان ۶ سالگی کار می کردم. سر کوره آجرپزی کار کردم. سر کارخانه نخ تابی کار کردم. سر چاپخانه کار کردم. سر کوره گچ پزی کار کردم. اصلا به اینچیزها فکر هم نمی کردم که یک روز فرمانده بشوم. گاهی با خودم فکر می کنم که خدا یک بچه سید پابرهنه را از آن محل و آن کوچه ها تا نفر اول ارتش جمهوری اسلامی ایران کشید، تا اینجا آورده تا شرمنده شهدایش نکند.
انتهای پیام/