خندقِ امروز و «دفاعِ مقدسی» که تکرار شد

به نام خداوندی که مدافعان را وعدهٔ نصرت داده است
تاریخ را که ورق بزنیم، تقابل جبههٔ نور و ظلمت را نه یک استثنا، که سنتی همیشگی می یابیم. قصهٔ امروزِ ما، قصهٔ غریبی نیست. چشمهایمان را که ببندیم، بوی دود خندقهای مدینه از لا به لای تصاویر تلویزیونها به مشاممان میرسد. آن روز، تمام احزاب و گروههای کفر بر علیه پیامبر خدا (ص) و حصار کوچک مدینه متحد شده بودند؛ امروز نیز به سرکردگی آمریکای جنایتکار و اسرائیل غاصب، مهرههای نفاق و شیخنشینهایی که خود را مسلمان مینامند، در خندقی به وسعت خاورمیانه صفآرایی کردهاند. آنها با طمع تجزیهٔ ایران و تغییر نظام الهی ما، آتش جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان را افروختند.
اما یک نکتهٔ روشن در دل این غبار سهمگین، مرز میان ما و آنان را ترسیم میکند: ما هرگز آغازگر جنگ نبوده ایم و نیستیم. این از باورهای قطعی ماست. ما نه دنبال کشورگشایی که دنبال قدسیم و نه شیفتهٔ تجاوز به سرزمین دیگران. دستان ما از ازل بر قبضهٔ شمشیر نرفته، مگر برای حفظ جان و مکتب. امروز نیز هر آنچه رخ میدهد، دفاع است؛ دفاع از سرزمینمان که این مدعیان دروغین، آسمانشان را در اختیار بیگانگان گذاشتند تا عزیزان ما را مظلومانه به خاک و خون بکشند.
امروز اگر بغض داریم، برای دانش آموزان معصوم «مدرسهٔ شجرهٔ طیبه میناب» است، برای جوانان سرافراز ناوگروه «دنا»، برای سرداران پرافتخار امنیت و برای رهبر شهید و عظیم الشانمان. این خنجر را شیوخی زدند که زلالی خلیج فارس را به اردوگاه متجاوزین فروختند.
اما بشنوید حرف آخر تاریخ را؛ صدای شکست محاصرهٔ احزاب هنوز در گوش زمانه زنگ میزند. دشمنی که با خیال خام تجزیه، تغییر حکومت و ایجاد اختلاف به میدان آمد، در همان قدمهای اول به هدف نخورد و نخواهد خورد. این شکستِ دشمن، خود بزرگترین نشانهٔ قطعیِ نصرت الهی است. ببینید مردم ما را؛ منسجمتر و متحدتر از همیشه در کنار هم ایستاده اند. این پیروزیِ امروز است و نصرت نهایی، به برکت خون آن مظلومان و بویژه رهبر شهیدمان، در راه است.
دیوارههای این خندق جدید نیز فرومی ریزد؛ چرا که مدافعِ بحق، در سنگرِ اعتقاد و دفاع، تسلیم شدنی نیست. والسلام.
به قلم: حجتالاسلام احمد ملکی