آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۹۵۲۳
۱۱:۵۹

۱۴۰۵/۰۲/۲۷
روایت پدر شهید همایون زینلی، شهید دانش آموز مدرسه شجره طیبه میناب:

پدر شهید دانش آموز مینابی: همایون 7ساله تازه یاد گرفته بود بنویسد «ایران»

در دل گرم خلیج فارس، وقتی پدر برای حفاظت از منابع ایران در دریا مشغول به کار بود، پسرک ۷ ساله‌اش در کلاس اول مدرسه شجره طیبه میناب نشسته بود که ناگهان آسمان بی‌رحمِ جنگ بر سر بی‌گناهانش آوار شد. همایون زینلی، همان کودک وابسته به پدر که هر بار پدر به مأموریت می‌رفت، روز‌های رفتنش را می‌شمرد، در حمله عمدی آمریکا و اسرائیل به شهادت رسید.


پدر در تنگه هرمز، همایون در آسمان

به گزارش خبرنگار نوید شاهد، شهید همایون زینلی، کودکی ۷ ساله، متولد ۹ شهریور ۱۳۹۸ بود. کلاس اول دبستان می‌رفت. نه سنش به سربازی رسیده بود و نه به کنکور. فقط تازه بلد بود بنویسد «ایران». اما دشمنی که از غیرت پدرانِ مدافع تنگه هرمز که پدر همایون هم در منطقه سکو‌های حفاری پارس جنوبی جم مشغول به کار بود؛ به وحشت افتاده بود، مدرسه را در میناب هدف قرار داد تا شاید پدر همایون از خط مقدم برگردد. اما پدر این شهید ۷ ساله، با داغی تازه، راهی جز ایستادن انتخاب نکرد. دو هفته بعد، برای پدر این شهید و همه مردم ایران محرز شد که این حمله بی‌هدف نبوده؛ دشمن می‌خواسته با نشاندن غم از دست دادن فرزند بر قلب پاسداران مدافع مرز‌های آبی، آنها را از سنگرشان دور کند. اما پدر همایون و بسیاری از پدران دیگر، با وجود اشک‌های بی‌امان و داغی که هرگز التیام نمی‌یابد، وظیفه خود را رها نکردند و همچنان از خاک و ناموس این سرزمین دفاع می‌کنند. همایون رفت تا بگوید کوچک‌ترین بچه‌های این سرزمین هم سرباز وطن‌اند.

پدر در تنگه هرمز، همایون در آسمان

همایون پسر بی اذیت و خوش خنده خانواده

در ادامه آقای مسلم زینلی از فرزند شهید خود میگوید: همایون فرزند من بود. کلاس اول دبستان، نیمه اولی و هفت سالش بود. تقریباً اگر ده روز دیرتر به دنیا آمده بود، نیمه دومی می‌شد. من و خانواده خوشحال بودیم که همایون نیمه اولی است، چون در مراحل بعدی زندگی مثل سربازی یا کنکور، یک سال فرصت بیشتری دارد. اما این حادثه آمد و همان کلاس اول به شهادت رسید. همایون کلاً پسر خوبی بود. در تمام مراحل زندگی‌اش هیچ وقت ما را اذیت نکرد. همیشه همین حرف را می‌زنم که واقعاً پسر بی‌اذیتی بود.
بیشترین وابستگی را به من داشت. هر بار که می‌خواستم بروم سر کار که معمولاً چهارده روز طول می‌کشید، همایون مدام از من می‌پرسید چند روز طول می‌کشد برگردی؟ همیشه دلتنگم بود. حتی در مدرسه هم این وابستگی به من تأثیر گذاشته بود روی رفتارش.
آخرین خاطره‌ای که از همایون دارم؛ قبل از اینکه بروم سرکار است. می‌خواستیم به جایی برویم و دیر شده بود. من مجبور شدم همایون را پشت موتور سوار کنم. موقع رفتن، موتور یک کمی لرزش داشت. مادرش گفت قلقلکش بده. من این کار را کردم. همایون می‌خندید. وقتی بیشتر می‌زدم، بیشتر می‌خندید. پسر خوش خنده‌ای بود. همیشه با هم خوش بودیم. تمام وقت مرخصی‌ام را می‌گذاشتم برای همایون.

پدر در تنگه هرمز، همایون در آسمان

همایون کلاس اول بود، همان کلاس اول به شهادت رسید

آقای زینلی از نحوه شهادت فرزندش میگوید: صبح آن روز من روی سکو‌های حفاری پارس جنوبی در دریا مشغول کار بودم. داشتم کار می‌کردم که خبر رسید بیت رهبری مورد حمله قرار گرفته است. خیلی هم طول نکشید که دوستانم به من گفتند میناب و مدرسه شجره طیبه را زدند. رفتم و زنگ زدم به همسرم. در محیط مدرسه بود و داشت گریه می‌کرد. هر چی گفتم چی شده چی شده نتوانست با من صحبت کند. فقط صدای ازدحام و شلوغی می‌آمد. وقتی اصرار کردم توانست بگوید که مدرسه را زدند و همایون هم داخل مدرسه بود. همایون ما در همان کلاس اول به شهادت رسید.
واقعیت این است که این حمله عمدی بود. دشمن می‌خواست خانواده‌ها را در دفاع از کشور سست و به چالش بکشد خصوصا پدرانی که در مناطق دریایی و نقاط حساس از جمله جزایر سه گانه و اطراف مناطق پارس جنوبی جم مشغول به کار بودند.
حالا این حرف را خطاب به آمریکا جنایتکار و رژیم کودک کش صهیونیستی می‌گویم که شما همیشه ادعا می‌کنید آخرین و بهترین نوع سلاح دنیا را دارید و از این لحاظ صد سال از همه کشور‌ها جلوتر هستید، اگر حالا بیایید و بگویید اشتباه کرده‌ایم و عمدی نبوده، ما حرفتان را قبول نداریم. هدف خودتان را خودتان گفتید. ولی بدانید که ما از خدا قدرت گرفته‌ایم و انتقام خون همایون و همه فرزندان این سرزمین را خواهیم گرفت.

انتهای پیام/س


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه