آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۷۲۱۰
۱۱:۲۷

۱۴۰۵/۰۵/۱۸
به مناسبت روز خبرنگار 

«هنا آبادان... اینجا آبادان می‌ماند»؛ روایت اولین شهید خبرنگار صداوسیما از دل حماسه و خون

«هنا آبادان... اینجا آبادان می‌ماند»؛ روایت اولین شهید خبرنگار صداوسیما از دل حماسه و خون
روز خبرنگار، یادآور مجاهدت‌های خاموش و بی‌ادعای قلم‌ به دستان و روایتگرانی است که جان خود را در مسیر آگاهی‌بخشی و انتقال حقیقت نثار کردند. در میان شهدای والامقام این عرصه، شهید غلامرضا رهبر، اولین گزارشگر شهید صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، چهره‌ای ماندگار و اسطوره‌ای برای اهالی رسانه است. او که با صدای گرم و آیه‌های قرآن در گزارش‌هایش، نماد مقاومت آبادان در دوران محاصره بود، سرانجام در عملیات کربلای ۵ به آرزوی دیرینه‌اش رسید و پیکر پاکش برای همیشه مفقود شد.


به گزارش خبرنگار نوید شاهد؛ شهید غلامرضا رهبر در سال ۱۳۳۶ در شهرآبادان متولد شد و اولین خبرنگار و گزارشگر شهید صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، است. پدرش عبدالحسین رهبر، از پرسنل شرکت نفت و خبرنگار روزنامه اطلاعات در آبادان بود و غلامرضا از کودکی به گویندگی و خبرنگاری علاقه‌مند شد و در سنین کودکی، برنامه کودک رادیو نفت آبادان را اجرا می‌کرد .
پس از اخذ دیپلم و طی دوره سربازی، به خدمت در جهاد سازندگی آبادان مشغول شد؛ اما به دلیل علاقه و استعداد ذاتی در امر خبرنگاری و گویندگی، فعالیت خود را در رادیو نفت و سپس رادیو آبادان ادامه داد . او در سال ۱۳۵۸ به‌عنوان گزارشگر در صدا و سیمای مرکز خوزستان مشغول به کار شد . شهید رهبر متاهل و دارای یک فرزند دختر به نام فاطمه بود. جنگ که آغاز شد، غلامرضای جوان با تمام وجود در مسیر جهاد و روشنگری گام نهاد و دیگر هرگز از این راه بازنگشت. سرانجام، این خبرنگار بی‌ادعا در ۲۱ دی‌ماه ۱۳۶۵ و در سن ۲۹ سالگی، در جریان عملیات کربلای ۵ در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر پاکش برای همیشه در خاک آن منطقه مفقودالاثر ماند . مزار یادبود این شهید والامقام در قطعه شهدای آبادان قرار دارد.

مبدع سبکی نو در خبرنگاری جنگ

شهید رهبر نه فقط یک خبرنگار، بلکه یک مبدع و الگو در حوزه خبرنگاری جنگ در ایران به شمار می‌رود . او در خطوط مقدم حضور می‌یافت و با شجاعتی وصف‌ناپذیر، از دل سنگرها و مناطق عملیاتی، گزارش‌هایی می‌فرستاد که نه تنها برای مردم، بلکه برای فرماندهان جنگ نیز منبعی معتبر و قابل اعتماد بود. به‌گونه‌ای که محسن رضایی، فرمانده سپاه در دوران دفاع مقدس، اعلام کرده بود تا وقتی خبری توسط غلامرضا رهبر مخابره نمی‌شد، از صحت آن اطمینان نداشت .
ویژگی بارز گزارش‌های او، تلفیق هنرمندانه حماسه با آیات قرآن کریم و صدایی گرم و تأثیرگذار بود. در روزهای سخت محاصره آبادان، جمله ماندگار او: «هنا آبادان... اینجا آبادان است؛ اینجا آبادان می‌ماند»، همچون مرهمی بر دل‌های رزمندگان و مردم مقاوم نشست و اتحاد و ایستادگی را در آن منطقهٔ محاصره‌شده، فریاد زد . او این جمله را به عربی نیز بر زبان می‌راند تا دشمنِ بعثی نیز بشنود که این خاک، تا پای جان ایستاده است. روایت های او از سالهای دفاع، حضور او در خط مقدم، با میکروفنی که همیشه در دست داشت، موجب بلوغ و رشد سبک و تفکری به نام خون نگاران شد؛ وقتی هم شهید شد، خون نوشته های بسیاری از او به جای ماند.


مجاهدتی بی‌ادعا تا آخرین نفس

با وجود لیاقت و شایستگی‌های فراوان، شهید رهبر هرگز به مدیریت و پشت میز نشینی قناعت نکرد. پس از مدتی که به سمت مدیر خبر و سپس نماینده صداوسیما در قرارگاه‌های کربلا و خاتم‌الانبیاء منصوب شد، باز هم به عنوان پیشتاز اکیپ‌های خبری در خطوط مقدم نبرد حاضر می‌شد و از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کرد .او به عنوان نماینده صدا و سیما و هماهنگ‌کننده اکیپ‌های خبری صدا و سیما به مناطق جنگی اعزام شد و بارها از  دلاوری‌های رزمندگان اسلام تصاویر زیبایی تهیه نمود که هنوز از آن گزارش‌ها به عنوان الگوی خبرنگاری جنگ یاد می‌شود. او در عملیات والفجر ۸ به شدت مجروح شد و آسیب جدی به گوش‌هایش وارد آمد؛ اما پس از بهبودی نسبی، دوباره به سوی جبهه‌ها شتافت تا رسالت خود را به انجام برساند . اطرافیانش می‌گویند که او همواره آرزوی شهادت داشت و این آرزو را بارها با دوستانش در میان می‌گذاشت .

کربلای ۵ و مفقود شدن در شلمچه

سرانجام، این آرزوی دیرینه در ۲۱ دی‌ماه ۱۳۶۵ و در جریان عملیات کربلای ۵ در منطقه شلمچه به وقوع پیوست. او که برای تهیه گزارش از حساس‌ترین نقطه‌های نبرد حضور یافته بود، مورد اصابت ترکش قرار گرفت. بر اساس نقل قول‌ها، پس از مجروحیت، او را سوار بر نفربر زرهی کردند تا به پشت جبهه منتقل کنند؛ اما در میانه راه و در جابه‌جایی‌های پراکنده جنگی، پیکر مطهرش گم شد و هیچ‌کس دیگر از سرنوشت او آگاه نشد.بیژن نوباوه، از همکاران نزدیکش در آن دوران، در این باره می‌گوید: یکی از زیبایی‌های شهادت غلامرضا رهبر این است که هیچ‌کس از آن اطلاعی ندارد...یعنی زمانی که وی زخمی شده و او را در یک نفربر زرهی قرار میدهند، دیگر هیچ کس نمی‌داند که چه بر سر پیکر او می آید. اصلاً در جابه‌جایی‌ها مشخص نیست که او هدف قرار گرفته و آخرین تصاویر هم که از او موجود است، زخمی شده و او را بر روی نفربر زرهی قرار می‌دهند.
یادگاری برای تاریخ

شهید غلامرضا رهبر در سن ۲۹ سالگی به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر پاکش برای همیشه در خاک شلمچه مفقودالاثر ماند، اما نام و آوازه‌اش در تاریخ این مرز و بوم ماندگار شد. وصیت‌نامه‌اش نیز همچون خودش، سرشار از ایمان و عشق به راهی بود که برگزیده بود.در بخشی از وصیت‌نامه شهید رهبر آمده است: دنیای آبادان با دنیای خارج از آن تفاوت دارد. آبادان برای ما دنیای معنویات و الهیات و این جنگ برای ما کلاس درس است.این راه الهی است که خود انتخاب کرده ام و از خدا میخواهم که اگر کشته شدم و یا زخمی گشتم فقط به خاطر او و درراه او بوده باشد.
به همسرش مینویسد تو یکی از همسران خوب جهان هستی. صفات بسیار خوب و پرمعنا در تو وجود دارد به خودت امیدوار و ثابت قدم باش و پس از مرگم غمگین نباش. به مستضعفین و مستحقین کمک نمایی اگر به سختی هایی که در زندگی با من کشیده ای، مطمئناً اجرش را برده ای، بعد از من سعی کن فکرت را آزاد کنی و از همه دوستان و آشنایان و خانواده برایم حلالیت طلب کن.


امروز که هفدهم مرداد، روز خبرنگار، در تقویم این مرزوبوم ورق می‌خورد، بیش از هر زمان دیگری به سنگینی رسالت خبرنگاری و خطرپذیری در مسیر روشنگری پی می‌بریم. شهید غلامرضا رهبر، با آن صدای گرم و دلنشین و با آن ایمان راسخ، ثابت کرد که خبرنگار واقعی، نه فقط یک ناظرِ بیرونی، که یک کنشگرِ میدانی و یک مجاهدِ تمام‌عیار در عرصهٔ فرهنگ و آگاهی است. او از میان آتش و خون، حقیقتی را روایت کرد که امروز، سندِ افتخارِ یک ملت است. راه او، راهِ هر خبرنگارِ متعهدی است که قلم را نه برای شهرت، که برای زنده‌نگهداشتن یاد شهدا و ترویج ارزش‌های اسلامی به دست می‌گیرد.

انتهای پیام/ آرش سلیمی‌فر


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه