دعوت به ایمان، تبعیت از ولایت و پایداری در راه جهاد
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید حسن مکرمی در سوم شهریور ۱۳۴۳ در خمین دیده به جهان گشود و در فضای مذهبی و انقلابی این شهر پرورش یافت. او تحصیل را تا مقطع راهنمایی ادامه داد، اما برای کمک به خانواده مدرسه را ترک کرد. با آغاز دفاع مقدس، پس از گذراندن آموزش نظامی راهی جبهه شد و سپس به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. این رزمنده جوان در چندین مرحله در جبهههای نبرد حضور یافت و در عملیاتهای مختلف شرکت کرد. سرانجام پس از عملیات خیبر، در حالی که به عنوان فرمانده گروهان در گردان روحالله از لشکر ۱۷ علیبنابیطالب(ع) خدمت میکرد، در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۳ در جاده اهواز ـ آبادان به شهادت رسید و پیکر مطهرش در خمین به خاک سپرده شد.

متن وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلَّذینَ آمَنوا وَ هاجَروا وَ جاهَدوا فی سبیلِ اللهِ بِاَموالِهِم وَ اَنفُسِهِم اَعظَمُ دَرَجَةً عِندَاللهِ، اُولئِکَ هُمُ الفائِزونَ.
آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند، آنان را نزد خدا مقامی بلند است و آنان، بهخصوص، رستگاران و سعادتمندان دو عالمند.
وصیتنامه را با کلامالله، آن ذات بیهمتا، شروع میکنم. درود بیپایان به مهدی صاحبزمان و امام امت، به این نایب برحقش خمینی بتشکن، و با سلام به شهیدان گلگونکفنان که با خون پاکشان قلب امام زمان را شاد کردند.
ای شهیدان، درود خداوند بر روان پاکتان که خون خود را فدای اسلام عزیز کردید. ما همسنگرانتان که عاشق راه شما هستیم، به راهتان ادامه میدهیم.
ای شهیدان، ای عاشقان راه حسین که شتافتید به سویش، ما از شما میخواهیم که از خداوند بخواهید ما هم در راهش شهید شویم. و ای امام حسین(ع)، ما از تو میخواهیم وقتی که در راه الله شهید شدیم، سر ما را در بغل بگیری؛ همانگونه که سر قاسم را در بغل گرفتی.
انشاءالله بتوانم این راه را ادامه بدهم تا سرحد پیروزی؛ پیروزی حق علیه باطل و این کفر جهانی را به یاری حق تعالی از بین ببریم.
و اینک بقیه وصیتنامه:
اینجانب حسن مکرمی، یکی از خدمتگزاران اسلام، به فرمان الله و به یاری روحالله به سوی دیار عاشقان، کربلای ایران، شتافتم و به ندایی که از آسمان طنینافکن بود پاسخ مثبت دادم و به ندای رهبرم، این نور جماران، لبیک گفتم و به سوی دیار عاشقان شتافتم.
ای مسلمین جهان، به ندای نایب برحق امام زمان، خمینی بتشکن، لبیک گویید و اسلام عزیز را از چنگال خونآشامان شرق و غرب نجات دهید.
تنها راه سعادت، که قرآن کریم میفرماید، همان جهاد با نفس و سپس جهاد با کافران است. زیرا ای عزیزان، کسی که خود را نشناخته باشد و ایمان به خداوند نداشته باشد، چگونه میخواهد این دشمن زبون و ازخدا بیخبر را بیرون کند؟
پس در مرحله اول ایمان به خدا و داشتن تقواست که ما را به پیروزی کامل میرساند؛ همان تقوایی که حضرت علی(ع) در وصیتنامهاش برای پیروانش بیان فرموده است.
از شما ملت غیور ایران میخواهم که این روحانیت اصیل را تنها نگذارید؛ زیرا امام عزیزمان درباره آنان فرمودند این روحانیت باید مردم را از خواب غفلت بیدار کنند، همانطور که روح خدا درباره سید شهیدان، بهشتی، فرمودند: «بهشتی یک ملت بود برای ملت ما».
پس ای مسلمانان، از روحانیت اصیل انقلاب جدا نشوید که خداوند همواره نگهدار چنین افرادی است.
از خواهرانم میخواهم که مواظب مجتبی و قاسم باشند و نماز را کاملاً به آنان یاد بدهند تا انشاءالله وقتی بزرگ شدند، دو سرباز مهدی را تحویل آقا امام زمان دهند.
و بعد سلام بر شما، ای پدر و مادر عزیز که مرا بزرگ کردید و در این راه روانه کردید. درود خدا بر شما باد، ای عزیزان. شما بر گردن من حق بزرگی دارید. از شما میخواهم مرا حلال کنید.
از تمام فامیل و تمام شیعیان خاص اهلبیت(ع) میخواهم که مرا ببخشند.
ای پدر و مادر، بدانید که من فدایی قرآن هستم و هدفم فقط الله است که به پیش میروم و این دشمن را از پای درمیآورم.
فقط از خداوند میخواهم صبری به پدر و مادر این شهیدان عطا فرماید تا هنگامی که به آنان خبر دادند راه کربلا باز شد، بفرمایید؛ ای عزیزان بفرمایید، از پدر و مادر شهیدان بفرمایید، به زیارت آقایمان حسین(ع).
پدر و مادر، راهی که ما در پیش داریم همان راهی است که حسین(ع) رفته است. ما این راه را میرویم تا همچون سرور شهیدان نبرد کنیم و تعداد زیادی از این مزدوران را به هلاکت برسانیم.
و اگر خداوند خواست که در راهش شهید شویم، ما را میکشد و خودش میگوید: خونبهای شما خودم هستم.
منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی