آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۹۱۸۱
۱۰:۴۲

۱۴۰۵/۰۲/۱۵
وصیت‌نامه شهید سیدمجتبی موسوی؛

دعوت به تقوا، ولایت‌مداری و انجام تکلیف

شهید "سیدمجتبی موسوی" در وصیت‌نامه خود با زبانی سرشار از ایمان و اخلاص، همگان را به کسب تقوا، عمل برای رضای خدا، تبعیت از ولایت فقیه و پایبندی به جهاد و انجام وظیفه الهی فرا می‌خواند. او هشدار می‌دهد که غفلت از جنگ و تکلیف، انسان را به ذلت می‌کشاند و یادآور می‌شود که یاد خدا، اخلاص در عمل و پیروی از ولیّ زمان راه نجات و سعادت حقیقی است.


به گزارش نوید شاهد استان مرکزی،  شهید سیدمجتبی موسوی در اول خرداد ۱۳۴۴ در شهر اراک و در خانواده‌ای مؤمن و صمیمی دیده به جهان گشود. او تحصیلات خود را تا پایان دوره متوسطه در رشته علوم تجربی ادامه داد و از دوران دبیرستان همراه با برادرش در فعالیت‌های بسیج حضور داشت. پس از دریافت دیپلم در سال ۱۳۶۵ راهی جبهه‌های نبرد شد و پس از مدتی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد. این رزمنده مخلص به طور متناوب در جبهه حضور داشت و در نهایت هنگام خدمت به عنوان مسئول پرسنلی گردان قمر بنی‌هاشم(ع) در منطقه شلمچه در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۶ بر اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن به شهادت رسید. پیکر مطهر او در گلزار شهدای اراک و در کنار برادر شهیدش سیدمهدی موسوی که در عملیات بدر به شهادت رسیده بود، به خاک سپرده شد.

دعوت به تقوا، ولایت‌مداری و انجام تکلیف

متن کامل وصیت‌نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمد رسول الله، اشهد ان امیرالمومنین علی ولی‌الله.

اگر این بدن‌ها برای مرگ آفریده شده است، پس کشته شدن مرد در راه خدا چه بهتر.

امام حسین (ع)

با سلام به یگانه منجی عالم بشریت حضرت بقیه‌الله اعظم، حجت ابن‌الحسن (عج) و نایب برحقش حضرت امام خمینی، چند کلامی به عنوان وصیت می‌نویسم.

حال که توفیق جهاد و شهادت فی سبیل‌الله نصیبم شده است، بسیار خرسندم و امید آن دارم که خداوند ما را نیز به خیل شهدای در راه خودش بپذیرد تا بلکه با شهادتمان، همان‌طور که خود حضرت حق تعالی فرموده است، گناهانمان بخشیده شود. چرا که تا در دنیای فانی بودم معصیت فراوان مرتکب شده‌ام و از وظیفه خود در قبال پروردگار و مردم و خانواده سرباز زدم و این زندگی ۲۱ سالم را با گناهان و معصیت‌های فراوان سپری کردم. اکنون تنها دلخوشی که دارم این است که خداوند مرگم را در راه خودش بداند و مقام شهادت را به این حقیر عنایت فرماید.

خداوندا! تو خود می‌دانی که ما هیچ هستیم و ما نیز می‌دانیم هرچه هست تویی و جزو خودت چیزی موجود نیست. هیچ امری واقع نمی‌گردد و هیچ پدیده‌ای رخ نمی‌دهد مگر صلاح تو در آن باشد.

باید در تمام زندگی این را در نظر داشت که همه امور بستگی به نظر حق تعالی دارد و هر امری، اگرچه از نظر ما بسیار ساده و پیش پا افتاده باشد، انجامش به خداوند بستگی دارد. این مطلب را همیشگی در زندگی باید مد نظر داشت و اگر این مطلب برای انسان جاافتاده باشد بسیاری از مسائل را می‌توان به راحتی حل کرد. با این اصل است که انسان می‌تواند سختی‌ها و ناملایمات زندگی را برای خود گوارا سازد. امید آن دارم که این موضوع را قلباً احساس کرده و بعد به شهادت رسیده باشم.

باید تمام کارها و فعالیت‌های خود را برای رضای خدا انجام داد و دور از خودخواهی و هوای نفس، اموراتی که به کسی محول می‌شود به نحو احسن انجام دهد. اگر این‌طور شد، کار با موفقیت انجام می‌گیرد و در درگاه ایزد متعال بسیار ارجمند است و حتی اگر موفقیت ظاهری نیز به همراه نداشته باشد، برای شخصی که کار خود را برای رضای خدا انجام داده موفقیتی بزرگ است، چون می‌داند که وظیفه خود را انجام داده است و در درگاه الهی شرمنده نیست.

لذا باید در کارها کمتر به فکر مطرح شدن خود بود و کوشش خود را متمرکز کرد تا کار به نحو احسن صورت گیرد و شخص منتظر این نباشد که اگر کاری انجام داد اطرافیان از وی تشکر و قدردانی کنند، چرا که او باید به این فکر باشد که با این امر رضایت خداوند را جلب نماید. امید آن دارم که توانسته باشم با شهادتم رضایت پروردگار را به دست آورده باشم و شهادت سبب شود که گناهانم بخشیده شود.

همچنین باید این موضوع را نیز در نظر داشت که در کارها همیشه از خداوند کمک بخواهید و سعی نمایید خود را از تکبر و غرور در هر زمینه‌ای مبرا سازید، چرا که با وجود این مسائل موفقیت حاصل نمی‌گردد و خداوند خود نیز فرموده است که: «به یاد من باشید تا یادتان کنم.»

لذا همیشه در کارها یاد خدا را فراموش نکنید و در مواقع حساس و سخت و در حال برخورد با مشکلات به یاد او باشید که اوست کسی که فریادرس فریادکنندگان و پناه‌دهنده بی‌پناهان است.

مسئله دیگری که باید متذکر شوم این است که در طول زندگی خود باید همیشه به دنبال کسب تقوا و معرفت بوده و سعی داشته باشیم با منیت خود مبارزه کنید و نفس سرکش خود را سرکوب نمایید. باید خوی حیوانی خود را از خود مبرا کرد و زندگی را در چند عمل غریزی محدود نساخت و مقام عالی انسانیت را بازیافت.

اما در جهت این امر ما محتاج فردی ارشادکننده و مصلح هستیم تا به هدف خود دست یابیم و به بیراهه نرویم که این فرد نیز مقام ولایت فقیه است. باید خیلی مراقب اعمال خود بود، چرا که خداوند برای هدایت آدمیان پیامبران و امامان زیادی فرستاده است و هم‌اکنون نیز پروردگار حجت خود را برای آخرالزمان ذخیره نموده است و نایب برحق ایشان در مقام ولایت فقیه را هم‌اکنون برای هدایت و راهنمایی مردم قرار داده است.

وای بر ما اگر غافل باشیم و به فرامین ایشان گوش فرا ندهیم، چرا که در آن دنیا مورد سؤال واقع می‌شویم که چرا با وجود نعمت رهبری و ولایت، راه حق و حقیقت را تشخیص نداده‌اند و به گمراهی راه پیموده‌اند. امیدوارم آخرین لحظه زندگی را نیز با عشق به ولایت اهل‌بیت و پیروی از مقام رهبری سپری کرده باشم.

اما چند کلامی برای مردم و به‌خصوص دوستان: گوش به فرمان امام عزیز بوده و سعی شود اطرافیان را نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی که رخ می‌دهد مطلع ساخت تا با وجود خود در صحنه انقلاب، تداوم انقلاب را تضمین نمایند.

مسئله دیگری که خیلی مهم است این است که جنگ فراموش نشود، در رأس همه امور قرار گیرد و باید دانست که اگر پشت به جنگ کنیم هم خوار و ذلیل می‌شویم و هم تکلیف شرعی خود را انجام نداده‌ایم؛ همان‌طور که امام عزیز نیز فرمودند: «جنگ از اهم واجبات الهی است.» پس مواظب باشیم خدا نکرده این دنیا ما را گول نزند و به بهانه‌های واهی تکلیفمان را از یاد ببریم.

چند کلامی نیز برای خانواده می‌نویسم. در آغاز باید از زحمات بی‌دریغ شما تشکر و قدردانی نمایم، چرا که فکر می‌کنم شما خوب امانت‌داری کردید و سعی خود را تا سر حد امکان برای تربیت من انجام دادید. اما در من عادت‌ها و رفتارها و نقاط منفی زیادی وجود داشت که مقصر وجود همه آنها خودم بودم و شما تقصیری نداشتید و باید از شما معذرت‌خواهی کنم و خاضعانه بخواهم که مرا ببخشید و حلالم نمایید، زیرا من نتوانستم دین خود را نسبت به شما ادا نمایم و در قبال شما کوتاهی‌های فراوانی از من سر زده است که امیدوارم با بزرگی خودتان این حقیر گناهکار را ببخشید.

بعد از شهادت مهدی از نبود او دلتنگ بودم و زمانی که به فکر قدیم فرو رفتم به یاد آوردم برخوردها و رفتاری که با مهدی داشتم و اکنون نیز که می‌روم تا به او بپیوندم، امید آن دارم که او نیز مرا حلال نماید و از سر تقصیراتم درگذرد، زیرا که نسبت به او نیز بسیار کوتاهی کرده‌ام.

اما سخنی که با اقوام و آشنایان دارم این است که کمی بیشتر عاقبت‌اندیش بوده و به فکر آخرت باشند، چرا که خداوند در آن دنیا تمام اعمال را مورد بازخواست قرار می‌دهد.

احمد و مهدی جان خود را نثار حق و حقیقت کردند؛ حرفی زدند و تا نثار خون خود روی حرف خود ایستادگی کردند و حسین‌وار شهید شدند، ولی هنوز می‌دیدم که افرادی وجود دارند که نسبت به همه مسائل بی‌تفاوت‌اند؛ خون آنها و پیام خونشان هیچ تأثیری در آنها نگذاشت.

امید آن دارم که همگی بیدارتر و هشیارتر باشید و افرادی که هنوز تنها به فکر این دنیای فانی هستند به خود آیند و بفهمند این دنیا مقدمه‌ای است برای آخرت و ما به وجود نیامده‌ایم که بمیریم و تمام شویم، بلکه بعد از این دنیا باید جوابگوی همه اعمال خود باشیم؛ که امیدوارم همگی در آن دنیا سربلند بوده و دفتر اعمالمان را به دست راستمان بدهند، ان‌شاءالله.

والسلام

سید مجتبی موسوی

65/4/8

 

منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه