آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۸۴۷۵
۱۰:۳۰

۱۴۰۵/۰۲/۱۵

خرداد سال ۱۳۶۴ بعلبک / خاطره روزنوشت شهید خداداد قشقایی «۹»

شهید «خداداد قشقايی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: « دیروز یکی از بچه‌ها رفت زینبیه و ما سه نفره بودیم من پاس اول بودم از ساعت ۶ تا ۱۰:۵ دقیقه خوابیدم. ظهر همراه ماشین غذا مسئول آتش‌بار نیز آمد. گفت که قرار است جایمان را عوض کنند...» متن کامل خاطره نهم این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.


خاطره روزنوشت شهید خداداد قشقایی «۹»

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «خداداد قشقایی» یکم دی‌ماه ۱۳۴۴ در شهرستان دوگنبدان چشم به جهان گشود. هفت ساله بود که قدم در راه مدرسه گذاشت و تا پایان کلاس سوم ابتدایی در دوگنبدان تحصیل کرد. پس از آن همراه خانواده به شیراز نقل مکان کرد و ادامه دوران تحصیل خود را در آنجا سپری کرد. او دوره ابتدایی را در دبستان شهید یوسفی پشت سرگذاشت و پس از گذراندن مقاطع راهنمایی و دبیرستان، موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. با آغاز جنگ تحمیلی راهی جبهه شد و سرانجام در هفتم اردیبهشت‌ماه ۱۳۶۵ مصادف با شب نوزدهم ماه مبارک رمضان بر اثر اصابت ترکش خمپاره به فیض شهادت نائل آمد.

متن خاطره «۹» :

 ۲۹ خرداد سال ۱۳۶۴ بعلبک... دیروز یکی از بچه‌ها رفت زینبیه و ما سه نفره بودیم من پاس اول بودم از ساعت ۶ تا ۱۰:۵ دقیقه خوابیدم. ظهر همراه ماشین غذا مسئول آتش‌بار نیز آمد. گفت که قرار است جایمان را عوض کنند. در ضمن گفت که فردا یعنی امروز دو تا از بچه‌ها بروند روی توپ میثم تا اینکه نیرو‌های میثم را تعویض کند. عصر هم سلیمان رفت پهلوی نیرو‌های سوری. من هم رفتم مقداری هیزم جمع کردم برای شب. چون دو سه شب است هوا سرد است. دیشب تا صبح بیدار بودیم من و سلیمان صبح بعد از نماز خوابیدم و ۹ از خواب بیدار شدم.


۱۰:۳۰ دقیقه رفتم روی پاس تا ۱۱:۳۰ در ضمن امروز تعویض عقب افتاده حاجی هم رفت زینبیه من و سلیمان از ۱۱:۳۰ تا عصر را با هم روی توپ بودیم یک دقیقه من بعد او ساعتی با هم و خلاصه تا عصر نگهبانی را گذراندیم ظهر هم به نوبت رفتیم حمام و به نوبت نماز خواندیم. بعدازظهر من همان‌جا کنار توپ ساعتی خوابیدم. ساعت ۵، سه تا از بچه‌های لبنانی آمدن پیشمان آنها تا ساعت ۶:۳۰ اینجا بودند و بعد رفتند. 

الان ساعت ده و نیم است حاجی به همراه یکی از دوستان سلیمان از زینبیه آمدن سلیمان خوابیده من هم از توی رختخواب و زیر پتو بلند شدم تا اینها را بنویسم می‌خواهم زودتر بخوابم، چون فردا باید دو نفره پاس بدهیم در ضمن پاس اول هم هستم.

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه