آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۸۴۵۳
۱۳:۱۲

۱۴۰۵/۰۲/۰۶

مسافر همیشه‌جبهه سوسنگرد

امروز، سالروز شهادت جوانی است که با دست‌های پینه‌بسته کار کرد، شب‌ها درس خواند و با آغاز انقلاب و جنگ، آرام و قرار را به جبهه‌ها سپرد. رحیم حاجی حسن‌پور، رزمنده‌ای که حتی در لحظه دیدار خانواده، دل‌نگران دلِ فرزندان شهدا بود، سرانجام پس از اقامه نماز، در ششم اردیبهشت ۱۳۶۱ در سوسنگرد قهرمان، آسمانی شد.


به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید رحیم حاجی حسن‌پور در سال ۱۳۴۴ خورشیدی در یکی از محله‌های شهر تبریز و در خانواده‌ای مذهبی و مؤمن چشم به جهان گشود. از همان دوران کودکی در دامان پدر و مادری خداجو و با تربیتی اسلامی پرورش یافت.

مسافر همیشه‌جبهه سوسنگرد

تحصیلات خود را از پنج‌سالگی با ورود به کودکستان آغاز کرد و سپس وارد دبستان «ابن‌سینا» شد. تا پایان دوره ابتدایی در این مدرسه به تحصیل پرداخت. پس از آن، دوره راهنمایی را در مدرسه «فرمانفرماییان» گذراند و تا پایان سال دوم ادامه داد؛ اما به دلیل شرایط زندگی، مدتی ترک تحصیل کرد و در یک مغازه زرگری مشغول به کار شد. یک سال بعد، بار دیگر تحصیل را از سر گرفت و روزها کار می‌کرد و شب‌ها درس می‌خواند تا اینکه دوره راهنمایی را به پایان رساند.

در همان سال‌ها، انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) در حال شکل‌گیری بود. رحیم و برادرش، شهید کریم حاجی حسن‌پور، همراه بسیاری از جوانان انقلابی، وارد صحنه مبارزات شدند. پس از پیروزی انقلاب، او در کنار دوستان خود در کانون فرهنگی المهدی به فراگیری مبانی دینی و اسلامی پرداخت و در مقابله با انحرافات فکری و گروه‌های مخالف از جمله حزب خلق مسلمان و منافقین نقش فعالی داشت.

با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، رحیم حاجی حسن‌پور پس از طی دوره آموزشی کوتاهی در پادگان تبریز، در نخستین گروه اعزامی این شهر به جبهه آبادان رفت. پس از مدتی به تبریز بازگشت و در مسجد محل، به فعالیت‌های فرهنگی و بسیجی مشغول شد؛ اما عشق به جهاد و عمل به فرمان امام مبنی بر حضور همگانی در جبهه‌ها، او را آرام نگذاشت. به همین سبب، بار دیگر به جبهه سرپل‌ذهاب اعزام شد و در آن‌جا از ناحیه دست و پا مجروح گردید.

پس از بهبودی، دوباره راه جبهه را در پیش گرفت؛ این بار به مناطق جنوبی کشور. در عملیات ثامن‌الائمه شرکت کرد و مجدداً از ناحیه دست زخمی شد. پس از مدتی استراحت و درمان در بیمارستان، به فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی در تبریز ادامه داد، اما آرزوی جهاد در راه خدا دوباره او را به میدان نبرد کشاند تا در عملیات فتح‌المبین حضور یابد. با پیروزی رزمندگان اسلام در این عملیات، او به تبریز بازگشت و با استقبال گرم خانواده روبه‌رو شد.

در میان آن صحنه‌های شوق و دیدار، نکته‌ای از معنویت و انسانیت شهید در ذهن خانواده‌اش جاودانه شد. وقتی پدر علت بغل نکردن برادر کوچک را از او پرسید، رحیم گفت:

«مگر نمی‌دانی فرزندان شهدا اینجا هستند؟ اگر من برادرم را در آغوش بگیرم، آنها ناراحت می‌شوند.»

این جمله، عمق ایمان و خلوص روح او را نشان می‌داد؛ روحی سرشار از عشق به خدا و مردم.

مدت کوتاهی پس از آن، بار دیگر راهی جبهه شد. این بار مقصد سوسنگرد قهرمان بود. سرانجام این رزمنده مؤمن در ۶ اردیبهشت ۱۳۶۱، پس از اقامه نماز و در اثر اصابت مین، به همراه پنج تن از یاران هم‌سنگرش در منطقه سوسنگرد به مقام والای شهادت نائل آمد و نامش در شمار شهیدان سرافراز دفاع مقدس جاودانه شد.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه