آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۷۸۴۸
۱۳:۰۷

۱۴۰۵/۰۱/۳۱

من به یاری حق و برای انجام وظیفه می‌روم

وصیت‌نامه‌ای که پیش رو دارید، واپسین نوشته حبیب حسن‌زاده است؛ جوانی که با ایمان و باور قلبی خود راهیِ جبهه شد و سخنانش را برای خانواده، مردم و همراهانش به یادگار گذاشت. امروز سالگرد شهادت اوست.


به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید حبیب حسن‌زاده ششم بهمن۱۳۳۷، در شهر شرفخانه از توابع شهرستان شبستر به دنیا آمد. پدرش قربانعلی، کارمند اداره راه‌آهن بود و مادرش سکینه نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. سال ۱۳۶۰ ازدواج کرد. به عنوان پاسدار خدمت می‌کرد. سی و یکم فروردین ۱۳۶۱، در شهرستان هریس هنگام آموزش نظامی بر اثر انفجار به شهادت رسید. پیکر او را در گلزار شهدای شهر هادیشهر تابعه شهرستان جلفا به خاک سپردند.

من به یاری حق و برای انجام وظیفه می‌روم

در متن وصیت‌نامه این شهید بزرگوار، چنین آمده است:

بسم ربّ الشهدا و الصدیقین

«وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سبیلِ الله أمواتاً بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون»

سلام و درود بر رهبر بزرگ انقلاب و شهیدان راه حق.

«إِنّا لِلّه و إِنّا إِلَیهِ راجِعون»؛ از سوی او آمده‌ایم و بازگشت‌مان نیز به سوی اوست.

آیا بهتر نیست راهی را که سرانجام همه در پیش دارند، خود از روی آگاهی برگزینیم؟ آیا شایسته‌تر نیست جان و تن خویش را در راه ایمان و حقیقت هدیه کنیم؟ از خدا می‌خواهم عمر پرنور رهبرمان را افزون گرداند. زندگی شیرین است، اما راه حق شیرین‌تر. مادر مهربان است، اما خدا از همه مهربان‌تر.

به همه ملت مسلمان ایران و جهان، که سالیان طولانی زیر بند ستم و بی‌عدالتی زیسته‌اند، می‌گویم: برخیزید؛ زمان امتحان فرا رسیده است. همچون شاگردی که باید آزمون دهد تا به مرتبه‌ای بالاتر برسد. از صدای توپ‌ها و ترورها ناامید نشوید؛ اینها نیز آزمایش‌های الهی‌اند تا میزان استقامت و صداقت آنان که دم از ایمان می‌زنند آشکار گردد.

اگر کسی می‌پندارد می‌تواند از چنگ مرگ بگریزد، در خطاست؛ همانند دانشجویی که بی‌درس خواندن، ادعای مدرک می‌کند. امتحان را بدهید؛ پذیرفته شدن، نزد خداست.

من برای خدا و رضای او و برای انجام وظیفه‌ای که بر دوش دارم به جبهه می‌روم. از آنان که راه خطا رفته‌اند می‌خواهم لحظه‌ای با خود بیندیشند. با ترور، با کشتن انسان‌ها، با انفجار بناها، نمی‌توان حقیقت را از میان برد. بازگردید و به آیه شریفه «إنا لله و إنا إلیه راجعون» عمل کنید؛ که مقصد و حقیقت در آن نهفته است.

به فرموده امام عزیز، «مکتبی که شهادت دارد اسارت ندارد». ملتی که شهادت را سعادت می‌داند چگونه می‌توان با او مبارزه کرد؟

سلام من به مادرم، به خواهرانم؛ به‌ویژه خواهرم که در مسیر علم است. از او می‌خواهم مکتب استقامت را برگزیند و پیام این راه را همچون زینب(س) به گوش جهانیان برساند. و شما که اهل علم و دانش هستید، هرچه می‌سازید، پیش از همه روح خویش را استوار سازید؛ از مکتب آزادگی درس بگیرید.

پروردگارا، شهادت را روزی‌ام کن؛ می‌خواهم ایستاده بمیرم. خدایا، از عمر من بر عمر رهبرم بیفزا.

ای دشمنان حقیقت، در هر لباس و جایگاه، ابتدا هدایت شوید و اگر هدایت نشدید، به دست بندگان مؤمنت از ظلم بازایستید.

خانواده عزیزم، از رفتنم اندوهگین نشوید. راهی را که انسان با اختیار و ایمان برگزیند پشیمانی ندارد؛ آن هم راهی که سالار آزادگان پیمود.

اگر شهید شدم، مادر عزیزم مرا ببخش که نتوانستم چندان خدمتی کنم.

و اما همسرم… می‌دانم روزهای کمی از زندگی مشترک ما گذشته و تلخ است که فرزندم را نبینم. از تو می‌خواهم فرزندمان را با عزت و استواری پرورش دهی. اگر پسر بود نامش را «قاسم» بگذار و اگر دختر بود «حمیده»، تا یادآور روح صلابت و پیام‌رسانی باشد.

گریه نکن؛ شاد باش، که استواری تو شادی آنان خواهد بود که بر راه حق می‌ایستند.

سرباز کوچک اسلام / حبیب حسن‌زاده  ۸ / ۱ / ۱۳۶۰

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه