مشقِ آخر: شهادت

به گزارش نوید شاهد هرمزگان؛ محمدامین عالیپور فعال رسانهای هرمزگانی در یادداشتی در مورد حمله موشکی آمریکاییها به مدرسه شجره طیبه میناب نوشت: صدای خنده در راهروهای مدرسه گم شد و جای آن را بوی باروت و خون گرفت. در پی جنایت تروریستی علیه دانشآموزان مینابی، واژهی "شهادت" آخرین تکلیف شبِ کودکانی شد که به دیدار حق شتافتند.
شهادت جانسوز نو گلان باغ دانش در دبستان «شجره طیبه» شهرستان میناب، زخمی عمیق بر پیکره احساس و وجدان بشریت نشاند. این جنایت هولناک که در پی حملات ددمنشانه و ناجوانمردانه متجاوزان آمریکایی صهیونی به وقوع پیوست، بار دیگر چهره بیرحم استکبار را عریان ساخت. جایی که قرار بود مأمن الفبا و آرزوهای کوچک باشد، ناگهان به قربانگاه معصومیت مبدل شد و نام «شجره طیبه» با خون پاکترین بندگان خدا بر جریده عالم ثبت گردید.
تصور لحظهای که صدای خندههای کودکانه در میان غرش مهیب کینه گم شد، قلب هر انسانی را به درد میآورد. دانشآموزانی که بعضی از آنها با دهان روزه و جانهایی معطر به عطر ماه مبارک رمضان به مدرسه آمده بودند، ناگهان بال در بال ملائک گشودند. آنها پیش از آنکه الفبای زندگی را به پایان برسانند، زیباترین واژه هستی، یعنی «شهادت» را با خون خود سرخنویسی کردند و افطارشان را در سفره الهی و در آغوش پروردگار باز نمودند.
در میان این طوفان غم، حکایت مادری که چهار پاره تنش را یکجا تقدیم آرمانهای میهن کرد، ستونهای صبر را به لرزه درآورد. او که صبحگاه با بوسه بر پیشانی چهار گلِ بوستانش، آنها را راهی کانون دانایی کرده بود، اکنون با پیکرهای نحیفی روبرو شده که بوی بهشت میدهند. این ایثار زینبگونه، داغی است که هرگز سرد نخواهد شد و شکوهی است که تا ابد بر تارک تاریخ میناب خواهد درخشید.
مراسم تشییع پیکرهای مطهر این فرشتگان، تجلی وحدت و خشم یک ملت بود. همه آمدند؛ از پیر و جوان، از میانه دشتها تا کرانههای خلیج فارس، گویی تمام ایران در میناب جمع شده بود تا تابوتهای کوچکِ معصومیت را بر دوش بگیرند. دریای خروشان جمیعت، با اشکهای شوق وصال و فریادهای استکبارستیزی، شهادت دادند که راه این کودکانِ تشنه لبِ رمضان، هرگز بی رهرو نخواهد ماند.
اگر چه برخی مجامع بینالمللی با بیداری وجدان، این جنایت هولناک را محکوم کردند و واکنش نشان دادند، اما هیچ محکومیتی نمیتواند جای خالی صندلیهای دبستان شجره طیبه را پر کند. این واکنشها گواهی بر این حقیقت است که خون مظلوم، حتی در دنیای پر از هیاهوی امروز، راه خود را برای بیدار کردن دلهای خفته پیدا میکند و رسوایی متجاوز را فریاد میزند.
خانوادههای داغدار میناب، در حالی که سفرههای افطارشان با جای خالی فرزندانشان صفایی دیگر یافته، با صبری جمیل ایستادهاند. آنها میدانند که فرزندانشان در بهترین ماه خدا و در مقدسترین سنگر که همان سنگر علم است، به ملکوت پیوستند. این داغ، اگرچه کمرشکن است، اما پیوند میان مردم و آرمانهای بلندشان را مستحکمتر از پیش ساخته و ارادهها را برای مقابله با بیداد، پولادین کرده است.
دشمنان بدانند که با خاموش کردن چراغ یک کلاس، نمیتوانند خورشید دانایی و مقاومت را در این مرز و بوم از بین ببرند. هر قطره خون این دانشآموزان، بذری خواهد شد در دل خاک پاک ایران که هزاران سرو بلند قامت از آن خواهد رویید. یاد و خاطرهی این شهدای کوچک، در تکتک واژههای کتابهای درسی نسلهای بعد تکثیر خواهد شد و مشعل راه مبارزه با ظلم باقی خواهد ماند.
ما با دلی سرشار از غم و ارادهای استوار، عهد میبندیم که نگذاریم یاد «شجره طیبه» فراموش شود. یادداشتهای ناتمام آن کودکان را با قلم ایستادگی به پایان خواهیم برد و مسیر دانایی را با شکوهی دو چندان ادامه میدهیم. میناب سرافراز، همواره به یاد فرزندان شهیدش خواهد گریست، اما از پس این اشکها، صبح پیروزی و انتقام سخت از ظالمانِ زمان، بزودی طلوع خواهد کرد.
انتهای متن/