آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۴۳۳۹
۱۱:۰۷

۱۴۰۴/۱۲/۲۱

نذر می‌کرد که روزه‌اش را بگیرد

«اگر در منطقه هم بودیم نذر می‌کرد که روزه‌اش را بگیرد من که در جریان میزان وابستگی او به آب بودم. یک روز پرسیدم شما که شما این‌قدر به آب وابسته‌اید چطور روزه می‌گیرید؟ می‌گفت خدا خودش کمک می‌کند ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات شهید «مصیب مرادی‌کشمرزی» است که تقدیم حضورتان می‌شود.


نذر می‌کرد که روزه‌اش را بگیرد

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، شهید مصیب مرادی‌کشمرزی، دهم فروردین ماه سال ۱۳۲۹، در روستای خاکعلی از توابع شهر آبیک چشم به جهان گشود، پدرش علی، کشاورز بود و مادرش فاطمه‌سلطان نام داشت، تا پایان دوره کاردانی در رشته علوم و فنون نظامی درس خواند، پاسدار بود، ازدواج کرد و صاحب یک پسر و دو دختر شد. این شهید بزرگوار بیست‌وهشتم تیر ماه سال ۱۳۸۴، در دیواندره هنگام پاکسازی مناطق جنگی بر اثر انفجار مین و اصابت ترکش به کمر و پا، شهید شد، مزار مطهرش در زادگاهش واقع است و برادرش حسن نیز به شهادت رسیده است.

جواد فتحی و همرزم شهید مصیب مرادی روایت می‌کند: همیشه به خاطره ریه‌اش، یک بطری آب همراهش بود و مرتب آب می‌خورد. زمانی که تشنگی به او فشار می‌آورد. بی‌حال می‌شد و حالش به هم می‌خورد.

با این وجود دیده بودم با اینکه مسیر قزوین - تهران را هر روز رفت‌وآمد می‌کرد از دو ماه قبل از ماه رمضان، روزه گرفتن را شروع می‌کرد. اگر در منطقه هم بودیم نذر می‌کرد که روزه‌اش را بگیرد من که در جریان میزان وابستگی او به آب بودم. یک روز پرسیدم شما که شما این‌قدر به آب وابسته‌اید چطور روزه می‌گیرید؟ می‌گفت خدا خودش کمک می‌کند.

منبع: کتاب آقا مصیّب (۴ فصل از زندگی سردار شهید مصیب کشمرزی‌مرادی)


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه