آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۳۰۱۶
۰۹:۰۷

۱۴۰۴/۱۲/۰۹

«حجله من سنگر است»؛ روایت مادر شهید «علی هاتفی» از دامادی که عروسی‌اش را شهادت دانست

مادر شهید «علی هاتفی» با مرور خاطرات فرزندش می‌گوید: «از همان کودکی می‌دانستم این پسر مال ما نیست؛ گلی بود که به دست ما سپرده شد و دوباره از ما گرفتند. همیشه می‌گفت؛ حجله من سنگر است و عروس من تفنگ.»


به گزارش نوید شاهد خراسان شمالی، شهید «علی هاتفی» در حالی که تنها کلاس پنجم ابتدایی بود، درس را رها کرد تا کمک‌حال پدرش باشد. روحیه مسئولیت‌پذیر و غیرتش از همان سال‌ها در رفتار و تصمیم‌هایش نمایان بود.

مادر این شهید با اشاره به روز‌هایی که خانواده برای منصرف کردن او از حضور در جبهه تلاش می‌کردند، می‌گوید: «پدرش گفت برایش همسر بگیریم شاید دیگر به جبهه نرود، اما پسرم گفت حجله من سنگر است و عروس من تفنگ؛ برای من زن نگیرید. وقتی اشک پدرش را دید، گفت اشکالی ندارد زن بگیرید، اما بدانید این ازدواج برای شماست نه برای من.»

سرانجام خانواده برای او همسری برگزیدند، اما زندگی مشترکشان تنها پنج ماه در دوران عقد ادامه داشت. مادر شهید ادامه می‌دهد: «وقتی از مرخصی برگشت، گفتیم جشنی بگیریم تا به خانه خودشان بروند و فکر جبهه از سرش بیرون برود. اما گفت وقتی همسایه‌مان که از اقوام هم بود شهید شده، چطور می‌خواهید برای من جشن بگیرید؟»

وی می‌افزاید: «لباس دامادی برایش آوردیم، نپوشید. حنا آوردیم، خندید و گفت عروسی من شهادت است. گفت فقط یک ولیمه بدهیم و برویم خانه خودمان.»
مادر شهید با اشاره به زخمی که هرگز از آن سخن نگفت، خاطرنشان می‌کند: «سیب و نار آوردیم که رسم عروسی را انجام دهد. پرسید باید با دست راست باشد؟ گفتیم بله. گفت دست راستم گیر ندارد، نمی‌توانم. ما گفتیم فرقی ندارد با دست چپ بینداز. بعد‌ها فهمیدم کتف سمت راستش تیر خورده بود، اما چیزی نگفته بود.»

سرانجام شهید «علی هاتفی» به آرزویش رسید و دامادی‌اش را نه در حجله، که در سنگر جشن گرفت؛ همان‌گونه که خود گفته بود، عروسی‌اش شهادتش شد.

کد ویدیو

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه