«بانگ جرس ز شوق به منزل رسیدن است»: غزلی از امام خامنهای (قدس سره) در آستانه شهادت
به گزارش نوید شاهد البرز، در ایام گرامیداشت یاد و خاطره رهبر شهید، بخشی از سرودههای ناب ایشان که بیانگر عمق معرفت و آمادگی برای پرواز است، مرور میشود. این غزل که از جوهر وجودی ایشان نشأت گرفته، ترسیمگر حالات عارفانه فردی است که تمام تعلقات را رها کرده و تنها در فکر رسیدن به مقصد اعلی است.
متن غزل:
دل را ز بیخودی سرِ از خود رمیدن است
جان را هوای از قفسِ تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سَر دادهام فغان
بانگ جرس ز شوق به منزل رسیدن است
دستم نمیرسد که دل از سینه بَر کَنم
باری علاج شکر گریبان دریدن است
شامم سیهتر است ز گیسوی سرکِشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است
سوی تو ای خلاصهٔ گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پَر کشیدن است
بگرفته آبورنگ ز فیض حضور تو
هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است
با اهلِ درد، شرح غم خود نمیکنم
تقدیر قصهٔ دل من ناشنیدن است
آن را که لب به جام هوس گشت آشنا
روزی «امین» سزا لبِ حسرت گزیدن است
این شعر با تخلص «امین» به پایان میرسد که بیانگر حالت تواضع شاعر در برابر عظمت مقصد است. این کلمات حکایت از آن دارد که سفر معنوی این بزرگوار همواره با نگاهی به ملکوت و آرزوی پرواز همراه بوده است، امری که شهادت، تحقق غایی آن بود.
انتهای پیام/