آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۲۸۰۵
۰۹:۵۴

۱۴۰۴/۱۲/۰۵

صبر نصفی از ایمان است

شهید «عبدالله اسدی» در وصیت‌نامه خود می‌نویسد: خانواده عزیزم صبور باشید که صبر نصفی از ایمان است به همه بگوئید که عبدالله نزد خدا رفته است و مهمان عزیز خداست به دوستانم بگوئید که عبد الله کربلائی شده است عزیزانم همیشه اعمالتان برای خدا باشد و فریب شیطان لعین و رجیم را نخورید.


به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید «عبدالله اسدی» متولد چهارم شهریور ۱۳۴۷، در شهرستان محمودآباد به دنیا آمد. پدرش فرج الله نام داشت و تا مقطع راهنمایی درس خواند و سرانجام در تاریخ پنجم اسفند ماه ۱۳۶۲، در دهلران بر اثر اصابت تیر و ترکش به شهادت رسید پیکر بزرگوار این شهید تا کنون مفقود الاثر می‌باشد.

صبر نصفی از ایمان است

فرازی از وصیت نامه شهید گرانقدر «عبدالله اسدی»:

پدرم من هیچ گاه زحمات شایان شما را فراموش نخواهم کرد من متوجه زندگی آن طوری که باید نشدم و بیش‌تر باعث ناراحتی شما می‌شدم، اما امروز دیگر می‌دانم زندگی یعنی چه زندگی جهاد یعنی مبارزه شهادت.‌ای پدرم و مادرم مرا ببخشید، چون رضایت پدر و مادر شرط است. پیامبر باز می‌فرماید بهشت زیر پای مادران است. پدرم در شهادتم گریه و زاری چنان نکنید که دشمنان اسلام خوشحال شوند شما کسانی را الگو و سرمشق خود قرار دهید که چندین فرزند خویش را فدای انقلاب اسلامی نمودند سلام بر مادر عزیزم که نور دو چشمان منی. اجر شما با جناب حضرت فاطمه (س).

خانواده عزیزم صبور باشید که صبر نصفی از ایمان است به همه بگوئید که عبدالله نزد خدا رفته است و مهمان عزیز خداست به دوستانم بگوئید که عبد الله کربلائی شده است عزیزانم همیشه اعمالتان برای خدا باشد و فریب شیطان لعین و رجیم را نخورید.

رضا جان برادر عزیز و یگانه چراغ روشن خانواده‌ام، باید چشم و چراغ خانواده، حزب اللهی واقعی و سرباز اسلام باشی تا خداوند تبارک و تعالی نیز از تو راضی باشد رضا جان خواهرانم را زینب گونه تربیت کن تا ادامه دهندگان راه برادر حسینی خود عبدا... باشند عروسم از اینکه همانند عروس حضرت قاسم شدی مبارکت باشد. خودت به خوبی می‌دانستی که چگونه عاشق یاری و فداکاری برای اسلام بودم و به همین خاطر روانه‌ی جبهه‌های نور و محل عروج عاشق حضرت حق شدم و در این راه هر گونه بلا را به جان خریدار شدم، همسر گرامیم امیدوارم، چون عروس حنظله باشی که وقتی شوهرش در صبح دم فردای شب عروسی عازم نبرد احد می‌شد و به معراج شهادت پر می‌کشید. او بدون کوچک‌ترین ناراحتی می‌گوید که من شب قبل خواب دیده و می‌دانستم که حنظله شهید می‌شود. خدایش گرامی دارد و روحش شاد باد. پس تو‌ای همسرم امیدوارم، چون همسر حنظله ثابت کنی که همسر رشید شهید هستی تا دیگران تو را سرمشق خویش قرار دهند. پدر و مادر عزیزم همانگونه که من در پیش شما عزیز و محبوب بودم امیدوارم عروسم را نیز دوست بدارید.

شما‌ای امت حزب ا... و همیشه در سنگر از شما به عنوان یک فرزند می‌خواهم که همیشه به ریسمان الهی چنگ زده و اجازه تفرقه در بین خویش را ندهید چنان که تا کنون نیز چنین کرده‌اید قدر این انقلاب را بدانید و سعی کنید همیشه در خط اسلام و رهبر باشید. در پایان از شما همه‌ی آشنایان دوستان فامیل می‌خواهم چنانچه در حق شما اشتباه یا تقصیری کردم مرا عفو نمائید و به بزرگی خودتان مرا ببخشید.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه