شهادت را عروسی خود میدانم
به گزارش نوید شاهد هرمزگان، شهید «محمد نجفی» هشتم آبان ۱۳۵۰، در روستای پشته معزآباد از توابع شهرستان رودان چشم به جهان گشود. پدرش حسن، کارگر بود و مادرش زهرا نام داشت. تا اول متوسطه در رشته انسانی درس خواند. گروهبان دوم نیروی انتظامی بود. ششم اسفند ماه ۱۳۷۲، در روستای بندملا رودان هنگام درگیری با اشرار و قاچاقچیان بر اثر اصابت گلوله به گلو و کتف، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است.

وصیتنامه شهید:
عروسی من آن روزی است که شهید میشوم
بسمالله الرحمن الرحیم
صلوات و رحمت بیپایان الهی بر شهیدان همیشه زنده انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی؛ آنان که در نبرد با کفر جهانی و مزدوران بعثی، در راه اعتلای پرچم توحید در خون پاک خود غلطیدند و به لقاءالله رسیدند.
اما پدر و مادر و برادران و خواهرانم، از اینکه من از میان شما رفتهام ناراحت نباشید. من همیشه در کنار شما هستم، هرچند شما مرا نمیبینید.
پدر و مادرم، شما زحمات بسیاری برایم کشیدید. امیدوارم مرا حلال کنید و از من راضی باشید. سعی کنید برایم زیاد گریه نکنید و به یاد شهیدان بزرگی چون علیاکبرها و علیاصغرها باشید. من در برابر آنان فرد کوچکی بیش نیستم. از خداوند برایم طلب مغفرت کنید.
زمانی که خبر شهادتم را شنیدید، گریه نکنید و مرا ناکام نخوانید؛ چراکه من به آرزوی خود رسیدهام. شهادت را عروسی خود میدانم. بدانید که در این عروسی، قبر حجله من است، کفنم لباس دامادی من و خون سرخم حنای عروسیام.
مادرم، هرچه با خود اندیشیدم و خواستم میان ازدواج و شهادت یکی را برگزینم، شهادت را زیباتر، پاکتر و برتر یافتم. حتی ازدواج هم نتوانست مرا از این راه بازدارد. دوست دارم همه شما همچون خانواده یک شهید رفتار کنید.
پدرم، از همه زحماتی که برایم کشیدی و مرا بزرگ کردی سپاسگزارم. مطمئن باشید شهادت من باعث افتخار شما خواهد بود.
مادر مهربانم، غصه نخور؛ عروسی ما آن روزی است که شهید میشویم، آن هنگام که به فیض الهی میرسیم، آن زمان که مجلس ختم ما جشن وصال است و آنگاه که در کنار ائمه اطهار جای میگیریم.
مادرم، غم مخور گر داماد نگشتم
گر از گل دامادی دلشاد نگشتم
انتهای متن/