آرزوی وصال؛ روایت دلتنگیهای شهید علیرضا مقدسی
به گزارش نوید شاهد سمنان، بیستم مرداد ۱۳۴۲ در روستای غنیآباد از توابع شهرستان دامغان به دنیا آمد؛ همزمان با سیزدهم رجب. نامش را علیرضا گذاشتند. فرزند ششم خانواده بود و چهار برادر و دو خواهر دیگر هم دارد.

تولد، تربیت و حضور در میدانهای انقلاب و دفاع
پدرش محمدحسین کشاورز و باغدار بود و وضع مالی مساعدی داشت. «شهید علیرضا مقدسی» بزرگتر که شد، مادر او را با خود به جلسههای قرآن میبرد و پدر نیز به نماز جماعت. دوران ابتدایی را گذراند، سپس همراه برادرش به گرگان و از آنجا به اهواز رفت؛ مدتی در کنار برادر ماند و کار کرد. با پیروزی انقلاب به دامغان بازگشت، عضو پایگاه بسیج شد و با ناآرام شدن کردستان، از سوی بسیج به آنجا اعزام شد. پس از چند ماه بازگشت و با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بخش تعاون آن مشغول به کار شد. او با یاری دوستانش در سپاه، کلاسهای آموزشی گوناگونی را در مسجد روستایشان برگزار کرد.
زندگی ساده و جهاد مداوم
در همان سالها با دخترعمویش ازدواج کرد؛ زندگیاش ساده و مختصر بود و برای ادامه زندگی به دامغان رفت. اما ازدواج نیز نتوانست او را از حضور در جبهه بازدارد؛ بیشتر اوقاتش را در مناطق عملیاتی میگذراند و در عملیاتهایی چون رمضان، بدر و والفجر هشت، بهعنوان تکتیرانداز، معاون گروهان و در واحد اطلاعات و عملیات گردان ایفای مسئولیت کرد. در یکی از اعزامها از ناحیه پا مجروح شد و سرپایی مداوا گردید؛ خوشحال بود که میتواند دوباره در جبهه بماند. کمتر به مرخصی میآمد و همان زمان کوتاه را نیز به سرکشی از خانوادههای رزمندگان و رسیدگی به نیازهای آنان اختصاص میداد.
عروج سرخ
سال ۱۳۶۳ صاحب پسری شد؛ فرزند بیمارش را بسیار دوست میداشت و تولد محمد را آزمایش الهی میدانست. با شهادت دوستان و آشنایان، دلتنگیاش آشکارتر میشد و گاه در جمع خانواده میگفت که طاقت دوری آنان را ندارد و او نیز شهید خواهد شد. دیماه ۱۳۶۴ اعزام شد؛ عملیات والفجر هشت در جزیره امالرصاص بود و او معاون گروهان. به گفته دوستانش، میدانست در این عملیات شهید میشود. سرانجام در بیست و یکم بهمنماه همان سال، بر اثر اصابت ترکش به سر و کمر، به شهادت رسید. پس از هفت روز پیکرش را به دامغان آوردند و سخنرانی سید حسن شاهچراغی، نماینده وقت شهر دامغان، تصویری ماندگار از تشییع او در ذهنها بر جای گذاشت. امروز با حضور بر مزارش در گلزار شهدای روستای غنیآباد دامغان میتوان دل را صفا داد.
انتهای متن/