چند دقیقه لبخند/ جیره جنگی ۴۸ ثانیهای

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «جمشید سلیمانی» یکم شهریور سال ۱۳۳۹ در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در زادگاهش سپری کرد و در هفتسالگی راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا مقطع سوم متوسطه ادامه داد. همزمان با اوجگیری نهضت انقلاب اسلامی، به صف انقلابیون پیوست و حضوری فعال در فعالیتهای انقلابی داشت. با آغاز جنگ تحمیلی، از جمله افرادی بود که با روحیهای ایثارگرانه و پیشقدم، عازم جبهههای نبرد حق علیه باطل شد و در کنار دیگر رزمندگان اسلام به دفاع از میهن پرداخت. وی سرانجام ۲۰ فروردین سال ۱۳۶۶ در جریان عملیات کربلای ۸ منطقه شلمچه به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای کازرون به خاک سپرده شد.
متن خاطره قسمت «۲»:
اسباب و وسایل را به خود بستیم و آماده شدیم، در جلو نمازخانه به ستون ایستادیم و پس از چند بار نشستن و بر پا نشستیم و فرمانده کل مثل آخرین نتایج و آخرین پندهای لازم را برایمان گفت و بعد از آن چند قطعه عکس گرفتیم و سوار یک ایفا شدیم و راهی جاده سردشت مهاباد گشتیم.
تمام طول راه را با شعار یا نوحه سرایی میگذراندیم و خاکهای جاده را تحمل میکردیم تا اینکه پس از چند ساعتی سواری به یک روستا که در دست ارتش بود رسیدیم، حدود ۲ ساعتی در راه بودیم.
پس از رسیدن به محل مذکور جمع شدیم و باز هم فرمانده کل سپاه مهاباد با دو فرمانده عملیات برایمان سخنرانی کردند و سپس در یک دشت جمع شدیم و به ما جیره جنگی دادند که به این جیرهها جیره ۴۸ ساعتی میگفتند ولی من به بچهها گفتم که بچهها این جیره باید به جیره جنگی ۴۸ ثانیهای نام گذاشت و بچهها کمی خندیدند. جیره را گرفتم و دنبال آب گشتم تا صورتم را بشویم و مقداری هم آب برای مسیر بردارم.
به یک ساختمان بزرگ رسیدم که بچهها در آن اجتماع کرده بودند، این ساختمان بوسیلهی خمپاره صد و بیست ویرانه شده بود و یک شیر آبی در آن وجود داشت که بر اثر ترکش بریده بود و آب از آن بیرون میزد صورتم را شستم و مقداری آب برداشتم. به طرف بچهها حرکت کردم و مقداری از جیرهام را خوردم و مقداری هم برای عملیات گذاشتم.
بعضی از بچهها همان اول جیره را خورده بودند دنبال بقیهی آن میگشتند و صدا میکردند جیره جیره.
ادامه دارد/