شهید والامقام حسین نائینی؛ پدری از جنس آسمان

به گزارش نوید شاهد، در نگاهش، مهربانی هیچ مرز و محدودیتی نداشت. لبخندش از عمق جانش میجوشید و آرامشی عجیب به دلها میبخشید. یکی از زیباترین آرزوهایش این بود که اگر روزی خداوند فرزندی به او عطا کرد، سرپرستی کودکی از بهزیستی را نیز بر عهده بگیرد. برایش فرقی نمیکرد آن کودک دختر باشد یا پسر؛ تنها میخواست خانهاش پناه امن کودکی باشد که سالها چشمانتظار آغوشی گرم و لبخندی صمیمی مانده است.
او باور داشت برای «پدر بودن»، لازم نیست نامت در شناسنامه کودکی ثبت شده باشد؛ گاهی یک قلب بزرگ، برای پدر شدن کافی است.
اما تقدیر، مسیر دیگری برای او نوشت. مردی که آرزو داشت پناه یک کودک باشد، امروز پناه دلهای یک ملت شده است. اکنون او شهید است و نامش با ایثار، انسانیت و عشق گره خورده؛ گویی همه کودکان این سرزمین، وارثان آرمان بزرگ او هستند.
شهید حسین نائینی، تجسم مهربانی و معنای واقعی انسانیت بود.
از سوی دیگر، عشق او به ولایت نیز بخشی جداییناپذیر از شخصیتش بود. « آرزو منصوری عبدی»، همسر شهید، از علاقه عمیق او به رهبر شهید انقلاب چنین روایت میکند:
«همسرم همیشه با شوخی و لبخند از حضرت آقا صحبت میکرد، اما پشت آن لبخندها، اعتقادی عمیق و عشقی وصفناشدنی نهفته بود. بارها به من میگفت اگر روزی خبر شهادتم را شنیدی، قوی باش و نگران نباش. همیشه میگفت همه ما باید جانمان را فدای رهبر انقلاب کنیم. من از شنیدن این حرفها میترسیدم و او وقتی نگرانیام را میدید، صحبتش را عوض میکرد.»
او عاشق لباس سربازی، عاشق خاک وطن و دلبسته ایران بود. همه زندگیاش را با عشق به مردم و میهنش گره زده بود و همسرش نیز در تمام این سالها، همراه و همدل او بود.
و امروز، تنها یک حسرت برای همسرش باقی مانده است؛ حسرتی که با هیچ واژهای جبران نمیشود:
«ای کاش سعادت داشتم تا آخرین لحظه، کنار حسین باشم؛ تا لحظهای که بال گشود و آسمانی شد.»
انتهای پیام/