آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۱۵۳۳
۱۳:۴۳

۱۴۰۴/۱۱/۲۱

روایت زندگی و مجاهدت‌های سردار شهید سیّد ابراهیم شجیعی

سردار شهید سیّد ابراهیم شجیعی، از چهره‌های برجسته ایثار و جهاد در خطه خراسان، با تربیتی دینی و روحیه‌ای سرشار از ایمان، صداقت و شجاعت، مسیر زندگی خود را وقف دفاع از ارزش‌های اسلامی کرد. او که از سال‌های نوجوانی در میدان مبارزه با طاغوت و سپس در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل حضوری فعال داشت، سرانجام در عملیات والفجر ۸ به فیض عظیم شهادت نائل آمد و نام خود را در شمار فرماندهان ماندگار دفاع مقدس ثبت کرد.


به گزارش نوید شاهد خراسان رضوی، سردار شهید سیّد ابراهیم شجیعی، فرزند سیّد رضا، دوم آبان‌ماه سال ۱۳۳۵ در روستای روئین از توابع شهرستان اسفراین دیده به جهان گشود. او ششمین و آخرین فرزند خانواده بود و دوران کودکی را در فضایی آکنده از ایمان، تلاش و پاکی سپری کرد. تحصیلات ابتدایی خود را تا پایان کلاس پنجم در زادگاهش به پایان رساند و در کنار درس، یاری‌رسان پدر در امور کشاورزی بود. حضور مستمر در مسجد، انس با نماز و علاقه به مطالعه قرآن و کتب دینی، از همان سال‌ها شخصیت معنوی او را شکل داد.

روایت زندگی و مجاهدت‌های سردار شهید سیّد ابراهیم شجیعی

سیّد ابراهیم کودکی پرجنب‌وجوش، فعال، کنجکاو و دوست‌داشتنی بود. صداقت، درستکاری، شجاعت و پاک‌دستی از ویژگی‌های برجسته او به‌شمار می‌رفت، به‌گونه‌ای که اهالی روستا او را به «سیّد ابراهیم امین» می‌شناختند. برای ادامه تحصیل به گنبد رفت و تا پایان سوم راهنمایی در آنجا درس خواند، اما به‌دلیل بازگشت خانواده به روستا ناچار به ترک تحصیل شد. پس از آن برای کار راهی اصفهان گردید و مدتی در کارگاه‌های پارچه‌بافی و سپس در ذوب‌آهن مشغول به کار شد.

علاقه فراوانی به قرآن، مفاتیح و رساله داشت و همواره مطالعه متون دینی را در برنامه روزانه خود قرار می‌داد. دلبستگی عمیقی به والدین داشت و همواره در هر شرایطی پیگیر حال آنان بود. پدرش در این‌باره می‌گوید: «هر جا که بود به یاد ما بود و مرتب نامه می‌نوشت و تماس می‌گرفت. هنگام حضورش در روستا، افراد سودجو و قاچاقچی جرأت فعالیت نداشتند.»

در سال ۱۳۵۴ به خدمت سربازی اعزام شد و آموزش‌های هوایی و چتربازی دید. در جریان یکی از پرش‌ها از هواپیمای C-۱۳۰ دچار شکستگی پا شد و ادامه خدمت را در بخش تدارکات پایگاه گذراند. روحیه مردم‌دوستی و عدالت‌خواهی در وجود او موج می‌زد و همواره جوانان را به نماز، قرآن و پایبندی به ارزش‌های اسلامی دعوت می‌کرد.

پس از پایان خدمت سربازی، با بانویی مؤمن به نام فاطمه نیازی ازدواج کرد که حاصل این پیوند مبارک چهار فرزند به نام‌های مهدی، زینب، سمیه و زهرا است. در دوران اوج انقلاب اسلامی، حضوری فعال در راهپیمایی‌ها داشت و مردم را به شرکت در حرکت‌های انقلابی دعوت می‌کرد. فعالیت‌های مستمر او موجب شد چندین بار توسط ساواک دستگیر شود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به کمیته انقلاب اسلامی اسفراین پیوست و در سال ۱۳۵۸ وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سبزوار شد. با آغاز جنگ تحمیلی، راهی جبهه‌های نبرد شد و در مناطق مختلف غرب و جنوب کشور حضوری مؤثر داشت. پس از تولد نخستین فرزندش، به‌عنوان فرمانده گروهان به کردستان اعزام شد و مدتی در منطقه سرپل‌ذهاب به مجاهدت پرداخت.

او فرمانده‌ای دلسوز، شجاع، متواضع و پرتلاش بود که همواره در خط مقدم حضور داشت. در عملیات‌های مختلف از جمله مسلم‌بن‌عقیل، طریق‌القدس، بیت‌المقدس، خیبر، میمک، بدر و والفجر ۸ شرکت فعال داشت و بار‌ها مجروح شد، اما هیچ‌گاه میدان نبرد را ترک نکرد.

نماز اول وقت، شب‌زنده‌داری، تهجد، رعایت بیت‌المال و تبعیت کامل از ولایت فقیه از شاخصه‌های برجسته شخصیتی او بود. همرزمانش از اخلاق نیکو، تواضع، شجاعت، اخلاص و روحیه بالای مدیریتی‌اش یاد می‌کنند. در تمامی امور جمعی پیشقدم بود و خود را خادم نیرو‌ها می‌دانست.

سرانجام این سردار سرافراز در تاریخ ۲۳ بهمن‌ماه ۱۳۶۴، در جریان عملیات والفجر ۸ و در حالی که برای سرکشی به نیرو‌ها در خط مقدم حضور داشت، بر اثر اصابت ترکش توپ دشمن به سر، به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر پاکش پس از تشییعی باشکوه، در بهشت شهدای سبزوار به خاک سپرده شد.

در فرازی از وصیت‌نامه این شهید والامقام آمده است:

«انقلاب اسلامی صحنه حضور دائمی در میدان جهاد است. منتظران واقعی حضرت ولی‌عصر (عج) آنان‌اند که با جان و مال خویش در راه خدا قدم برمی‌دارند و فریاد می‌زنند: یا مهدی ادرکنی.»

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه