شعر دلنشین دختر شهید در وصف امام زمان (عج) منتشر شد
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، در روزهای سختی که دنیایمان پر از آشوب و ناآرامی است، دلهای بسیاری در انتظار منجی جهانی، امام مهدی (عج) به تضرع و دعا نشستهاند. شعری که توسط دختر شهید محمدحسن عاشورخانی سروده شده است، نمایانگر این دلتنگی و آرزوست. این شعر که به مناسبت روز ولادت امام زمان (عج) منتشر شده، از زبان دختری که در سایه پدر شهیدش زندگی کرده و با دردهای مختلف جامعه آشناست، به ما یادآوری میکند که امید به ظهور امام زمان (عج) همچنان در دلها زنده است. شاعر در این اثر به وضعیت کنونی جهان و جراحتهایی که در دلها و جوامع نشسته است، اشاره کرده و از همه میخواهد که برای تحقق وعده الهی صبر پیشه کنند و منتظر آن روز بزرگ باشند.

مهدی فاطمه سلام آقا
منجی ما همه سلام آقا
ای به قربان اشک چشمانت
غصه از چه نشسته در جانت
روز میلاد توست می دانم
گوش کن درد دل .پریشانم
این دروغ است حالمان خوب است
دل گرفته است غرق آشوب است
من تو را شرح قصه خواهم گفت
زانچه بر دل نشسته خواهم گفت
دلمان خون ز دست اشرار است
جای جایش نشانِ پیکار است
ظلم ظالم ز حد فراتر شد
به گمانم زمانه آخر شد
خانه هامان به زیر موشک رفت
زیر آوار ،چند ... کودک، رفت
رفت از دستِ ما سلامی ها
پر کشیدند باز ، نامی ها
نقطه نقطه زدند و خانه زدند
قلب مارا چه بد نشانه زدند
توی هر خانه صد سیاوَش سوخت
مادری در میان آتش سوخت
جنگ... اما ! ادامه پیدا کرد
غمِ شب را ، ستاره معنا کرد
وقت حاجت رسید وصبح دمید
صفِ خیبر شکن زِ راه رسید
وعده ی صادقی که بوده و هست
گنبند آهنین شان بشکست
همه از ترس در پی چاره
استرس در وجود و آواره
مدتی رفت تا زمان طی شد
نوبت سوگواری دی شد
هر که در هر کجای جا میماند
سرش آنجا به زیر پا می ماند
کودک و پیر ونوجوان وجوان
همه را سوختند ،بی وجدان
همه را هم زدند و سوزاندند
سر هر مَرد .ده نفر ماندند
قمه ،قداره ، دشنه، تیزی، تیغ
زخم هاشان همه عمیق و دقیق
آنچه آتش زده است بر این جان
هتک حرمت به مسجد و قرآن
امنیت چون دوباره لازم شد
قاسم از پیروان (قاسم ) شد
شیعیان صبرشان به سر آمد
از ولی فقیه خبر آمد
اتحاد است رمز پیروزی
وحدت و انسجام و به روزی
دشمن از اقتدار ما ترسید
بی شک از ذوالفقار ما ترسید
دشمنان هر چه فتنه خط کردند
کور خواندند و هَم غلط کردند
گرچه خون در ره وطن دادیم
وان چه قرآن بگفته ،تن دادیم
جان فداییِ امر رهبر خویش
عزتش ماندگار بیش از پیش
عمر او پایدار و طولانی
عشقِ ما سید خراسانی
نور در بین سایه ها گم شد
قلمم در گلایه ها گم شد
درد و دل های من ز دوری بود
همه جا کار من صبوری بود
هر کجا رد پایِ دشمن بود
انتظار تو در دل من بود
من تو را وعده داده ام به دلم
تا بیایی ز وعده ام خجلم
ندبه ی التماس می خوانیم
از غمِ برگیاس می خوانیم
پس سحر کن تو شام تار مرا
خط بزن مشقِ انتظار مرا
جمعه ها بی تو عشق تعطیل است
جان ما، وقت . وقت تعجیل است
مهدی فاطمه ...بیا آقا
منجی ما همه ... بیا آقا