غنچهای که در راه حسین شکوفا شد/ جای خالی شهدایمان پُر نمیشود
به گزارش نوید شاهد مازندران به نقل ازدفاعپرس، شب آرام آغاز شد، اما خیابان ۱۸ دی ساری شلوغ ولی عادی بود، رهگذران، خودروها و مغازههایی که هنوز روشن بودند نشانی از حادثهای که ساعاتی بعد رخ داد نداشتند شبی که در آن زندگی یک زوج جوان و آرامش چند خانواده در میان خشونت و ناامنی برای همیشه دگرگون شد.

«معصومه علیآبادی» زن جوانی که به همراه همسرش برای انجام یک کار ساده پزشکی از خانه خارج شده بود و در جریان حوادث آن شب جان خود را از دست داد، حادثهای که به سرعت افکار عمومی مازندران را تحت تأثیر قرار داد و به نمادی از قربانی شدن شهروندان عادی در دل آشوبها و کشته سازی از سوی معاندان تبدیل شد.
همسر شهیده «معصومه علیآبادی» در گفتوگویی با اشاره به جزئیات آن شب حادثه میگوید: آن شب برای چکاپ به پزشک رفته بودیم، زیرا حدود ۱۵ سال از ازدواجمان میگذشت و هنوز بچهدار نشده بودیم و تصمیم داشتیم زندگیمان را با امید بیشتری ادامه دهیم.
وی ادامه داد: ساعت حدود هشت یا نه شب بود که از خیابان ۱۸ دی عبور میکردیم، دست همسرم در دستم بود و در حال عبور آرام از خیابان بودیم که ناگهان صدای نالهاش بلند شد و در حال افتادن روی زمین بود که وی را گرفتم، اما دستهایم خونی شد.
همسر شهیده «علیآبادی» اضافه کرد: چه آروزهایی که نداشتیم و بعد از ۱۵ سال قرار بود بچه دار شویم و برایش رویابافی میکردیم، اما آشوبگران در آن شب، همه زندگی ما را تغییر دادند و زنی بیگناه را شهید کردند.
مادر شهیده «معصومه علیآبادی» نیز با صدایی لرزان و چهرهای اندوهگین، از آخرین تماس آن شب سخن گفت: حدود ساعت سه بامداد تماس گرفتند و گفتند پای دخترم آسیب دیده و او را به بیمارستان بردهاند، همان لحظه دلم فرو ریخت و حس مادریام میگفت دخترم مرده است و وقتی به بیمارستان رسیدم، فهمیدم دیگر معصومهای وجود ندارد.
وی ادامه داد: دخترم همیشه از آینده حرف میزد و آرزو داشت مادر شود، میگفت دوست دارد بچهاش دختر باشد و اسمش را خودش انتخاب کند حتی برایش برنامه داشت و میخواست همه لباسهایش را خودش ببافد، اما همه این آرزوها ناتمام ماند.
مادر این شهیده تنها یک مطالبه دارد و میگوید: فرزند من بیگناه بود و نه اهل درگیری بود و نه خشونت و فقط عدالت میخواهم و انتظار دارم عاملان این جنایت شناسایی و مجازات شوند.
حادثه شهادت «معصومه علیآبادی»، تنها یک اتفاق خانوادگی نیست، این آتشی است که معاندان بر جان خانوادههای این شهر نشاندهاند و شهروندانی که بدون هیچ نقش و دخالتی، قربانی آشوب شدند و آرزوهایش نقش بر آب شد.

«امین ضیایی» جوان ۲۱ ساله و دانشجوی معماری از مازندران، در آشوبهای اخیر توسط تروریستها به شهادت رسید. مادر این شهید از آرزوهایش برای فرزندش میگوید و او را غنچهای میداند که به راه حسین (ع) شکوفا شد.
امین، جوان ۲۱ ساله و دانشجوی رشته معماری از شهرستان مازندران، در حالی که برای آیندهای روشن و خدمت به مردم کشورش تلاش میکرد، در جریان آشوبهای اخیر به دست گروههای تروریستی به شهادت رسید. این جوان فداکار که همیشه به عنوان الگویی برای اطرافیانش شناخته میشد، جان خود را در راه آرمانهای انقلاب اسلامی و دفاع از حریم ولایت فدای حسین بن علی (ع) کرد.
مادر شهید «امین ضیایی» در حالی که اشک در چشمانش جمع میشود، در گفتوگویی گفت: فرزندم غنچهای بود که در دست من رشد کرد، شکوفا و زیباتر شد، و خانهام را با وجودش قوت قلب بخشید و همیشه آرزو داشتم که فرزندم در راهی بزرگ و عزتآفرین قدم بردارد و حالا میبینم که او در راه امام حسین (ع) جانش را فدای آرمانهای حق کرد.
امین با ضربات چاقو و قساوت قلبی که از سوی تروریستها به او وارد شد، جان خود را فدای حقیقت و آزادی کرد. مادر شهید با افتخار ادامه داد: راه او، راه حسین (ع) است و من به او افتخار میکنم.
این جوان شهید، بهویژه بهعنوان یک دانشجوی معماری، نمادی از نسل جدیدی بود که با ایمان و عشق به وطن و آرمانهای انسانی به میدان آمد. خانواده و دوستان او میگویند که امین همیشه از کودکی علاقه زیادی به خدمت به مردم داشت و آرزویش این بود که روزی معماری بزرگی شود و سهمی در آبادانی کشورش داشته باشد.
پس از این حادثه، فضای عمومی شهرهای مازندران رنگ و بوی اندوه به خود گرفته است. بسیاری از شهروندان، «معصومه علیآبادی» و دیگر جانباختگان را نماد مظلومیت مردم عادی در میانه ناامنیها میدانند.
امروز نام شهیده «معصومه علیآبادی» و شهید «امین ضیایی»، تنها در قاب خبرها باقی نمانده است. آنها به نمادی از آرزوهای ناتمام و زندگیهایی تبدیل شدهاند که در سایه ناامنی، نادیده گرفته شد.
خانوادههای داغدار، با دلهایی شکسته، همچنان چشمانتظار اجرای عدالت هستند؛ عدالتی که شاید اندکی از رنج آنها بکاهد، اما جای خالی عزیزانشان را هرگز پر نخواهد کرد.
انتهای پیام/