خاطرات/ به حفظ حجاب و رعایت تقوا سفارش میکرد
به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید «غلامرضا خرده مینا» متولد هشتم مرداد ۱۳۴۶، در شهرستان ساری به دنیا آمد و در تاریخ بیست و دوم شهریور ۱۳۶۵ در فاو، بر اثر اصابت ترکش به دست به شهادت رسید. پیکر این شهید بزرگوار در گلزار شهدای روستای اروست به خاک سپرده شد.

چند خاطرهای از شهید «غلامرضا خرده مینا»:
برادر شهید میگوید: بسیار با حجب و حیا، اهل شوخی و مزاح و در مشکلات هم صبور بود. در رعایت حق الناس بسیار حساس بود تا حدی که دوست نداشت کوچکترین دینی در گردن کسی داشته باشد. بسیار اهل کمک بود سعی میکرد تا حد توان به دیگران کمک کند. همچنین بسیار متواضع، فروتن و حرف گوش کن بود. من کمترین نافرمانی از ایشان ندیدم. من و ایشان با هم خیلی صمیمی بودیم و اکثر کارها را با هم انجام میدادیم. روزی پدرم به ما گفت: من فردا کمی کار دارم شما صبح زود بلند شوید و گوسفندان را به صحرا ببرید. من و غلام رضا قول دادیم شما بروید ما مواظب گوسفندان هستیم. غذا و وسایل را برداشتیم و به همراه گوسفند به سوی چراگاههای اطراف روستا حرکت کردیم. وقتی تا نیمه راه رفتیم غلام رضا گفت: من خسته شدم و میخواهم استراحت کنم. من گفتم: این جا، جای استراحت نیست بیا کمی جلوتر چشمه دارد همان جا استراحت میکنیم و چای و غذا هم میخوریم. او هم مثل همیشه تابع حرف بزرگترها بود حرف مرا قبول کرد و با هم تا پایان راه رفتیم و در آن ا با کمک هم چای درست کردیم و خوردیم.
خواهر شهید میگوید: او همیشه در سخت شرایط و مراحل زندگی یار و غمخوار ما بوده است وهمیشه به من در خصوص حفظ حجاب و رعایت تقوا سفارش میکرد. روزی من به اتفاق دوستان به منزل یکی از هم محلیها رفتیم. ایشان هم در سرزمین مشغول کار بودند. ما بعد از مدتی که خانه هم محلی مان نشسته بودیم میخواستیم به خانه برگردیم که در بین راه برادرم من را بدون چادر دید او در بین دوستانم به من چیزی نگفت ولی وقتی به منزل رسیدم به من گفت: اگر چادری بگذاری بهتر است؛ چون چادر به شما ارزش و شخصیت میدهد. انسانی که تابع امامان و حضرت فاطمه است باید حجاب اش مثل حجاب آنها باشد. من از آن روز به بعد هر جا میرفتم با چادر میرفتم و هیچ گاه راهنمایی او را از یاد نمیبرم.
انتهای پیام/