شهیدی که اطاعت از امام خمینی (ره) را از واجبات دینی میدانست
به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید منصور نوبرپور در چهارم شهریور سال ۱۳۴۳ در بهبهان دیده به جهان گشود و تحت آموزههای دینی پدر و مادرش تربیت یافت. پدرش فرج نام داشت که بسیار مومن و صالح بود و مادر مهربانش در فضای مذهبی و معنوی در پرورش وی همت گماشت.

علاقه و مهارت به امور فنی و صنعتی
اگرچه در دوران تحصیلات ابتدایی دانش آموزی کوشا و درسخوان بود ولی نیاز خانواده به وضعیت بهتر زندگی و علاقه منصور به امور فنی و صنعتی او را از تحصیل بازداشت و پس از اخذ مدرک پنجم ابتدایی راهی بازار کار و تلاش و کوشش شد.
وی شغلهای جوشکاری و مکانیکی و فنرسازی را به خوبی تجربه کرد و کم کم در این فنون مهارت چشمگیری به دست آورد.
پرورش در دامان پدر و مادری مومن
پرورش در دامان پدر و مادری پارسا و مومن از او فرزندی مومن، متعهد و صالح ساخت به طوری که از همان اول نوجوانی حرفهای زیادی در مورد مال حرام و حلال و زندگی مومنانه و بی ریا برای گفتن داشت.
انجام واجبات و پرهیز از محرمات
انجام واجبات دینی و پرهیز از محرمات یکی از مهمترین دغدغههای او شده بود و در نظر او دروغ و ریا فسادی بودند که عقل و ایمان را تهدید میکردند.
حضور در راهپیمایی علیه رژیم جنایتکار پهلوی
در سالهایی که جوانان غیور کشور قصد براندازی رژیم جنایتکار پهلوی را داشته و در کوچه پس کوچه آرمانهای حضرت امام را انتشار میدادند او نوجوانی ۱۴-۱۳ ساله بود که همراه بزرگترها در مراسمها راهپیماییهای انقلاب حضور فعال داشت.
تلاش جهت پیشرفت انقلاب اسلامی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی مثل فرشی که وقف مسجدی شده باشد او نیز خود را وقف پیشرفت انقلاب اسلامی نمود، ضمن استخدام رسمی در نهاد انقلابی جهاد سازندگی بهبهان در نوروز ۱۳۶۰ شبها را در کمیته انقلاب اسلامی و دادسرای انقلاب اسلامی به وظیفه دینی خود میپرداخت.
وی شبهای زیادی از عمرش را در پایگاههای بسیج خصوصاً پایگاه بسیج مسجد حجت بن الحسن (عج) به نگهبانی و پاسداری از ارزشهای دینی مشغول بود و با برادران روحانی ارتباطی داشت.
خصوصیاتهای اخلاقی وی
از خصوصیات برجسته اخلاقی او میتوان به خنده رو بودن و پرهیز از دروغ و ریا و دلسوزی نسبت به برادران دینی خود و اموال دولتی و مهربانی با دوستان و آشنایان اشاره نمود.
اطاعت بی چون و چرا از حضرت امام خمینی (ره)
اطاعت بی، چون و چرا از حضرت امام خمینی (ره) از واجبات دینی خود میدانست و با آغاز جنگ تحمیلی داوطلبانه درخواست اعزام به میدان نبرد نمود و بارها در مناطق عملیاتی مختلف حضور یافت.
جراحات شیمیایی در جبهه
این حضور مخلصانه بارها با جراحت و زخم همراه بود، اما اندکی از اراده او نسبت به حضورش در صحنههای نبرد نکاست. جراحتهای شیمیایی و موج دیدگی، انفجارات حالت تشنج شدیدی را بر بدنش وارد میکرد به طوری که پزشک به او گفته بود برای التیام جراحتها باید چهار سال در خانه استراحت کنی ولی او از این تجویز سرباز زد.
شهادتش
منصور در عملیات والفجر مقدماتی نیز از ناحیه پا و در عملیات کربلای ۴ از ناحیه دست مجروح شد، اما در عملیات کربلا ۵ در بیست و نهم دی ماه ۱۳۶۵ در جبهههای شلمچه به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای بهبهان پس از تشییع با شکوه به خاک سپرده شده است.
انتهای پیام/