رشید غریبی مجروح بود

به گزارش نوید شاهد همدان، در تاریخ جنگ هشت ساله ایران، ۲۱ تیر ۱۳۶۷ را میتوان به عنوان تلخترین روز جنگ نامگذاری کرد، از آن روزهایی که بوی خون، غم، اسارت، دلتنگی و رنگی به سرخی خون دارد. خیلی از آزادگان در آن روز در کنار همرزمانشان جان دادند و الان فقط جسم هایشان را میبینیم که در کنار ما هستند.
سیدجلال سعیدی از آزادگان استان آذربایجان غربی در خاطراتی از شهید رشید برزگر میگوید:
رشید همسایه، دوست، همرزم، رفیق و عضوی از خانوادهام بود. او را از کودکی میشناختم و با خلق و خوی و مرامش به خوبی آشنا بودم. رشیدی جوانی نمونه و ناب بود.
با رسیدن به سن جوانی هر دو باهم به سربازی رفتیم و در لشگر ۷۷ ثامن جای گرفتیم. در ۲۱ تیر ۱۳۶۷ در فکه به اسارت نیروهای بعثی درآمدیم، رشید مجروح بود و دو گلوله در ران چپ و یک گلوله در کتفش جا خوش کرده بودند.
وقتی که به اسارت نیروهای بعثی درآمدیم ما را در کامیونهای آیفا سوار کردند و به سمت العماره به راه افتادیم، در میانه راه حال رشید بد و بدتر میشد خون زیادی از او رفته بود و نای ناله کردن نیز نداشت.
مقداری که راه افتادیم به شهادت رسید و بعثیها در نهایت بی رحمی پیکر غرق خونش را در میانه راه به پایین پرت کردند و دلم با رشید دوست روزهای کودکیم به جاده پرت شد و در همان جاده خاکی باقی ماند.
شب در العماره ماندیم حدود ۳ هزاری نفری بودیم، صبح که بیدار شدیم تعداد زیادی از همرزمانمان به شهادت رسیده بودند که چالهای حفر و تک تک آنها را در آنجا به صورت گور دسته جمعی به خاک سپردند.
سالها از آن روز میگذرد و با لحظه لحظه آن روز کذایی زندگی میکنم و خاطرات آن روز همچون خنجری قلبم را میشکافد.