کتاب «درخت بیبرادر» منتشر شد

به گزارش نوید شاهد، کتاب درخت بیبرادر نوشتهی فاطمه سلیمانی ازندریانی اثری داستانی با محوریت نوجوانان و خانواده در بستر سالهای جنگ ایران و عراق است. این کتاب توسط انتشارات روایت ۲۷ بعثت منتشر شده است. داستان حول محور زندگی دو نوجوان به نامهای یاسین و رضا میچرخد که با وجود نسبت عمو و برادرزاده، همسن و همکلاسی هستند و رابطهای شبیه به برادری دارند. روایت کتاب در فضای مدرسه، خانه و محله میگذرد و دغدغههای نوجوانان آن دوران، کشمکشهای خانوادگی، آرزوها و چالشهای رفتن به جبهه را به تصویر میکشد. درخت بیبرادر با نگاهی واقعگرایانه و بیپیرایه به روابط خانوادگی، تأثیر جنگ بر نوجوانان و نقش والدین در تصمیمگیریهای حساس فرزندان میپردازد.
قسمتی از متن کتاب:
بیدار شدن برای نماز صبح از سختترین کارهای دنیا بود. خیلی وقتها هر قدر صدایم میزدند نمیتوانستم جا کن شوم. یک بار بابا گفت: «با این وضع میخواهی بروی جبهه؟ جبهه رفتن گاو نر میخواهد و مرد کهن». داداش یحیی هم پشتش درآمد که: «توی جبهه نه ساعت خواب مشخصه، نه خواب و خوراک، یه وقتی عملیات هم به پستت میخوره، ممکنه حتی بیآب و غذا هم بمونی. تو که ده دقیقه نمیتونی برای امر خدا از خوابت بزنی، میخوای برای خدا جهاد کنی؟ خیال کردی جبهه رفتن بچه بازیه.»
میگفت جبهه با این فیلمهای وسترن آمریکایی فرق میکند که یک نفر هفت تیر میبندد به کمرش و به جای هفت هفتاد تا تیر شلیک کند و صد نفر آدم را بکشد. جبهه رفتن آداب دارد. سختی دارد. روحیه خاص خودش را میخواهد. رضا قبل از شندین این حرفها خودکار برای نماز صبح بیدار میشد. شنیده بود رزمندهها وی جبهه نماز شب میخوانند. او هم بعضی از شبها نماز شب میخواند. من که ندیده بودم، ولی یک بار بهار فت نصف شب بلند شده آب بخورد دیده رضا مشغول نماز شب خواندن است. من هم مسخرهاش میکردم که اخلاص نداری اگر اخلاص داشتی توی اتاقش نماز میخواند نه توی هال که بقیه ببینندش.
«درخت بیبرادر» در 119 صفحه یه قلم «فاطمه سلیمانی ازندریانی» به نگارش درآمده و توسط نشر بیست و هفت بعثت در هزار نسخه منتشر شده است.
انتهای پیام/