از خنداب تا سردشت؛ روایت پرواز سربازی آرام و بیادعا به نام شهید حیدر زمانی
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید حیدر زمانی، فرزند محمد، در نخستین روز آذرماه سال ۱۳۴۱ در روستای قلعه خنداب و در خانوادهای زحمتکش، مؤمن و پایبند به ارزشهای اسلامی چشم به جهان گشود. او در دامان پدر و مادری مهربان و خداترس رشد یافت و از همان سالهای نخستین زندگی، کار و تلاش را همزمان با درس آموخت. دوران ابتدایی خود را در روستا سپری کرد و پس از آن برای ادامه تحصیل راهی شهر اراک شد؛ جایی که با پشتکار فراوان در کنار اشتغال به کشاورزی، تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم ادامه داد.
حیدر نوجوانی آرام، مؤدب، کمحرف و خوشرفتار بود. هیچگاه هنگام خروج از خانه سرش را بالا نمیگرفت و ادب و تواضعش زبانزد خانواده و دوستان بود. در کنار درس، به پدرش در کار سخت کشاورزی کمک میکرد و همزمان دو سال نیز در بسیج فعال بود؛ دورانی که روحیه انقلابی و عشق به دفاع از اسلام در او ریشه گرفت. پس از گرفتن دیپلم، روزی به خانواده گفت: «میخواهم بروم دانشگاه الهی.» ابتدا تصور کردند مقصودش دانشگاه است اما بعدها فهمیدند منظور او جبهه و «دانشگاه جهاد و شهادت» بوده است.
با فرا رسیدن زمان خدمت سربازی، افتخار پوشیدن لباس مقدس سربازی را یافت و به تیپ ۵۵ هوابرد پیوست. او که از آغاز دفاع مقدس مشتاق حضور در جبههها بود، سرانجام به منطقه عملیاتی سردشت در استان آذربایجان غربی اعزام شد و بهعنوان خدمه توپ پدافند مشغول خدمت گردید. در طول بیش از یک سال خدمت، با اخلاص، انضباط و روحیهای آرام و مؤمنانه وظایف خود را انجام میداد و محبوبیت زیادی در میان همرزمانش داشت.
حیدر آخرین روزهای حضورش را با رفتارهایی از جنس وداع پشت سر گذاشت؛ تسبیحش را به یکی از دوستانش بخشید و انگشترش را به دوستی دیگر. در آخرین مرخصی، به دوستانش گفته بود: «دیگر برنمیگردم…» و به مادرش نیز سفارش کرد: «مبادا از دست من ناراحت شوی»، سپس خم شد تا پای مادرش را ببوسد. این جملات و رفتارهای آرام و معنوی او، نشانههایی از شوق وصال و عزم شهادت بود.
سرانجام در ۱۸ آبان ۱۳۶۴، هنگامی که در منطقه تاوه نارش سردشت مشغول پاکسازی میدان مین بود، مین منفجر شد و او به همراه فرماندهاش در خون خود غلتید و به فیض شهادت رسید. پیکر مطهرش با احترام در شهر خنداب به خاک سپرده شد.
در وصیتنامهای که پس از خاکسپاریاش پیدا شد، نوشته بود:
«خدایا، عاجزانه از تو میخواهم که نام ما را در کنار شهدای بزرگ تاریخ ثبت کنی… تنها آرزوی من شهادت در راه حق و حقیقت است.»
زندگی و شهادت شهید حیدر زمانی، نمونهای روشن از جوان مؤمن، نجیب، زحمتکش و سربازی عاشق ولایت است که برای دفاع از میهن و ارزشهای الهی از همهچیز گذشت و نام خود را در دفتر جاودانگی ثبت کرد.
منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی