آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۰۱۷۳۱
۱۶:۱۹

۱۴۰۴/۰۷/۱۲
در تکریم مقام رهبر مقاومت به بهانه نخستین سالروز شهادت:

و انا علی العهد...

گفتی: «پس از شهادت ما، باید کسانی باشند که صدای خون ما را به نسل‌های آینده برسانند. باید کسانی پیدا شوند که صدای اراده ما، آرمان ما، جهاد ما، مظلومیت ما و مقاومت ما را به همه جهان برسانند.» و اینک ببین که این آغاز توست. گفتی شهادت، حیات و بقای ما را می‌سازد. اینک‌، ای پرچمدار «تمدن سازی مکتب شهادت»!‌ ای که به دشمن وعده دادی؛ فردا، از کوه و درخت و سنگ و ستاره، صدای مرگ خود و زندگی شهیدان را خواهد شنید، ببین که تولد تازه‌ات، انفجار نورت از بطن خورشید خون، فریاد فرداهاست...


 

و انا علی العهد...

به گزارش نوید شاهد، حضور ملت در آئین نخستین سالروز جاودانگی سید مقاومت و اسطوره مکتب شهادت، رهبر جاوید حزب الله، شهید بزرگ، «سید حسن نصرالله»، حماسه ای دیگر بود در اثبات زنده بودن نامی که همچنان و با گذشت یکسال از شهادت، الهام بخش مجاهدان جبهه حق در برابر نظام ظلم و غارت و تجاوز بین الملل است و چراغ بیداری و نقشه راه یک تاریخ...
یکسال از شهادت نصرالله امت نور و کرامت گذشت. در این یکسال، شگفتی‌های یک تاریخ، یک قرن را یکجا دیدیم؛ نماز جمعه تاریخی نصر را و امام حماسه آفرین‌اش را که یک جهان، مظلومیت و مقاومت، پشت سرش به نماز ایستاد زیر آوار تهدید و ترس و چراغ امید یک امت شد. شهادت دیگر یاران و همراهان جهاد فلسطین و لبنان را از هاشم صفی الدین، یار و یادگار و یادآور نصرالله و یحیی سنوار و محمد ضیف و... را، و خود، در رودررویی علنی و آشکار با تمامیت سلطه و ستم به نیابت صهیونیسم سفاک و خونخوار در جریان جنگ ۱۲ روزه، جوشش اراده و ایمان ملتی را در برابر جهانی از قساوت و جنایت دیدیم. داغ فراق و فقدان شهیدان بزرگ «طریق القدس»: سلامی و حاجی زاده و رشید و باقری و... بر جگر و جان، داغ شهادت زنان و کودکان و نوزادان بر دل، نعش پاره پاره عزیزان بر دوش، با اینهمه سرو بی سر و سوخته پیکر، قلعه بان و قله بلند یک تمدن شدیم که تنها برج و باروی امید همه جهان شده است و فانوس نور و نجات در دل دریای ظلمتی که امواجش کران نا کران از شرق تا غرب عالم را فروگرفته است.
نصرالله در گذار از حیات زمینی و در ارتفاع جان خود بر بلندای افق شهادت، دیگر یک‌ نام نیست. یک نماد است از تمامیت این مکتب و منطق که به گفته او شهادت را عنصر تمدن ساز و تحول بخش می سازد و آئین زندگی است. او فراتر از جغرافیای جسم و جهان و جهات، جانمایه و جریان و جوشش چشمه حیات جاوید است. به گفته رهبر معظم انقلاب و مقتدای مقاومت، یک مکتب و یک طریقت است. مکتب و طریقتی که امروز در بیداری ملت‌های جهان در برابر جنایات رژیم صهیونیستی در غزه، زنده بودن خود را فریاد زده است.

 

و انا علی العهد...

مقاومت؛ راهبرد تمدن سازی، محور هویت آفرینی جهانی

 

یکسال پس از شهادت رهبر بزرگ‌ مقاومت، آنچه در عینیت و آزمون عملی اثبات شد، این حقیقت بود که مقاومت، نه تنها یک راه حل ناگزیر و منحصر در ابعاد نظامی و سیاسی، که یک راهبرد آگاهانه برای ترسیم انگاره ی هویتی و یک عنصر محوری در شکل گیری تمدنی جهانی است. در روند تشدید و تحکیم یکجانبه گرایی جهان سلطه و سیاست جهانی سازی، مقاومت، بعنوان تنها منظر وحدت معنوی جهان اسلام و خاستگاه و بستر تمدن سازی مبتنی بر هویت واحد اعتقادی، جریان و مسیر آینده تاریخ را رقم زده است. تمدن نوین اسلامی که به دنبال ایجاد ساختارهای عادلانه و مبتنی بر ارزش‌های انسانی و اسلامی است، نیاز به مقاومت در برابر منافع و موجودیت سلطه و استکبار دارد. این مقاومت نه تنها به معنای مبارزه نظامی، بلکه در عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی نیز نمود می یابد و در تکامل خود، تبدیل به اصلی ترین تکیه گاه معرفتی و بنیان مرکزیت گفتمانی پدیده ای به نام امت اسلامی می شود. در این یکسال به تجربه اثبات شد که مقاومت و تمدن‌سازی، دو روی یک سکه‌اند. بدون مقاومت، تمدن نوین اسلامی به معنای واقعی آن شکل نخواهد گرفت و بدون تمدن نوین اسلامی، مقاومت در برابر دشمنان موجودیت و هویت اسلامی، ناپایدار و شکننده خواهد بود. بنابراین، مقاومت، راهی است به سوی بیداری جمعی، گسترش معرفت عقلانی و معنوی در قالب یک چارچوب فراگیر گفتمانی، تمدن‌سازی، و آینده‌ای که در آن عدالت، آزادی و کرامت انسانی بر جهان بشری، سايه افکنده است.
گفتمان مقاومت توسط انقلاب اسلامی ایران همراه با تشکیل جبهه مقاومت در برابر گفتمان نظام تک قطبی جهان، در غرب آسیا گسترش و در قطب بندی‌های جدید جهانی جایگاه ویژه‌ای یافت. جمهوری اسلامی و محور مقاومت، با رویکرد راهبردی مقاومت، لیبرال دمکراسی آمریکا و هژمونی جهان غرب را به چالش کشید و منادی و مروج راهی دیگر در افق جهانی شد. واژه‌ «اسلام سیاسی» را غرب برای نامیدن انقلاب اسلامی ایران و محصول آن و نیز برای نامیدن جنبش‌های اسلامی مشابه و تابع آن ابداع کرد و به کار گرفت. به رغم تنوع بسیار در میان گروه‌های اسلامگرا و اسلام سیاسی، کماکان انقلاب اسلامی ایران را کانون اصلی و نقطه‌ مرکزی دایره‌ اسلام سیاسی در جهان می شناسند. بر این اساس، فلسفه مقاومت، محور پیشتازی تفکر جهادی در تغییر معادلات جهانی و قرارگاه بعثت معنوی بشر در جهان معاصر است. اساس ایدئولوژی مقاومت، باور به این حقیقت است که مقدرات خود را نمی توان به دست اراده قدرتهای جهانی سپرد. قدرتهایی که ماهیت و موجودیتشان حاصل غارت و خوی سلطه گری و زورگویی و زیاده خواهی است. در کلام امام راحل (ره) که آغازگر این مسیر مبارک بود، طنین این اندیشه را می‌شنویم: 
«ما در عصرى‏ زندگى‏ می‌کنیم که مقدرات ملتهاى در بند مظلوم، به دست مشتى جنایت پیشه که خوى سبُعیت بر آنان غالب است مى‏باشد. دنیا در عصر ما و عصرهایى نظیر آن مبتلا به حکومتهایى بوده است که جز قانون جنگل در آن حکومت نمى‏کند. ما در عصرى هستیم که جنایتکاران به جاى توبیخ و تأدیب، تحسین و تأیید مى‏شوند. ما در عصرى به سر می‌بریم که سازمانهاى به اصطلاح حقوق بشر، نگهبان منافع ظالمانه ابرجنایتکاران و مدافع ستمکارى آنان و بستگان آنان هستند.» 

 

و انا علی العهد...

«سید مقاومت»؛ راهی به افق فردا

 

امروز، مکتب سید حسن نصرالله به‌عنوان یک رهیافت و الگوی ماندگار از فرماندهی اعتقادی، سیاسی در ابعاد ملی- بین المللی، برای نسل‌های بعدی مقاومت، همچون گنجینه ای بزرگ و سرمایه ای پایان ناپذیر باقی مانده است. این رهیافت، آمیزه ای از سه مولفه محوری است: 
اول- ایمان، معرفت و جهان بینی و گفتمان توحیدی و روح توکل و معنویت، به مثابه منبع مولد قدرت نرم و منشا مشروعیت
دوم- دید فراگیر آینده پژوهانه و درک راهبردی از تحولات منطقه ای و جهانی، هوشمندی سیاسی–نظامی برای تأثیرگذاری بیشتر بر روند اوضاع و تسلط بر دشمن
سوم- تکیه مستمر و ساختاری به مردم بعنوان پایداری و پیشروی جمعی روح مقاومت و نگاه فراقومی و امت محور. 
چهارم- ترکیب عقلانیت و معنویت و پیوند تفکر و روح کنشگر، پیشتاز، راهگشا، خط شکن و جریان ساز جهادی، با بهره از حداکثر ظرفیت تعامل و دیپلماسی فعال، مبتکر و خلاق
پنجم- تبدیل مقاومت به یک مانیفست و آیین نامه اعتقادی، معرفتی جهانی و تاریخی و پیروزی در جنگ روایت ها
ششم- نگاه فرازمانی و فرامکانی به مساله مقاومت  و تفسیر حداکثری از آن، بعنوان جوهره تمدن سازی، دینامیسم تحول زایی و کانون و مرکزیت تعیین مسیر آینده منطقه غرب آسیا و جهان اسلام

 

و انا علی العهد...

رهبری برای تمام فصول

 

شخصیت این شهید بزرگ، ترکیبی منحصر به فرد و یگانه از بینش معرفتی و معنوی، تشخیص دقیق و درست دوست و دشمن، بصیرت سیاسی، نگرش راهبردی و کلان نگر، تدبیر و هوشمندی در تعیین مسیر و نحوه مواجهه با چالشها، بحران‌ها و موانع، شجاعت میدانی و ترسیم ساختار عملیاتی و روانی و رسانه ای و روایی، در کنار  اخلاق و سلوک مومنانه و حکمت عملی منبعث از مکتب و سیره اهل بیت (ع) بود. در سال‌هایی که جنگ‌های روانی و رسانه‌ای به‌مراتب سخت‌تر از گلوله عمل می‌کرد، این رهبر کارآمد و شجاع، با هوشمندی کم‌نظیر خود، نبرد روایت‌ها را به نفع جبهه حق پیش برد. سخنان موجز و گیرا و اثرگذارش، نه تنها مردم لبنان، که ملت‌های مسلمان و حتی آزاداندیشان غیرمسلمان را نیز به مقاومت، مطمئن و امیدوار می‌ساخت. اما برجسته ترین وجه حیات فکری و سیاسی او، ایمان و یقین خدشه ناپذیر به وعده‌ الهی بود که هرگز و در سخت ترین تلاطم های زمانه، دستخوش تردید و تزلزل نشد. بارها در میدان و میانه ی خوف و خطر ظاهر شد، خود را کنار نیروهایش قرار داد و در متن تهدیدها جلوداری کرد و نشان داد که فرماندهی در مقاومت، یعنی پیش‌گامی در دشواری ها و به عمق مخاطره ها زدن، پیش از همه. این مسلک اخلاقی و معنوی و این طریق مومنانه و تفکر و بینش تعبدی و توحیدی، همان روحیه نصرت آفرین و شکست شکن است که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، بارها به‌عنوان رمز ماندگاری جبهه مقاومت بر آن تأکید کرده‌اند.

 

و انا علی العهد...

شهادت، شناسنامه هویت و منطق هستی شناسی مقاومت

 

مفهوم شهادت در اندیشه و استراتژی سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، به عنوان یک اصل بنیادین و حیاتی در جبهه مقاومت اسلامی شناخته شده است. شهادت، شناسنامه هویت و هستی شناسی و معرفت اعتقادی، جهادی سید مقاومت است. شهادت، منظومه معرفت و سلوک معنوی اوست. در این راستا، ضرورت درک عمیق‌تر از دیدگاه‌های سید حسن نصرالله و پیوند آن با مذهب، سیاست و استراتژی‌های نظامی و اجتماعی در جبهه مقاومت، آشکارتر می شود. مفهوم شهادت در اندیشه نصرالله نه تنها به‌عنوان یک ارزش فردی بلکه به‌عنوان ابزاری استراتژیک در مبارزه با ظلم و استکبار جهانی تبیین می‌شود. تاملی در سخن و سیره سید نصر و نور، نشان می‌دهد که شهادت در دیدگاه او، بیش از یک فدای فردی، به‌عنوان یک راهبرد اجتماعی، فرهنگی و حتی دیپلماتیک برای تقویت روحیه مقاومت و به چالش کشیدن قدرت‌های استعماری در سطح جهانی در نظر گرفته می‌شود. شهادت در اندیشه سید حسن نصرالله و حزب‌الله لبنان، به عنوان یک ارزش معنوی، فرهنگی و راهبردی در مسیر مقاومت مطرح می شود و موضوعیت می یابد. در این دیدگاه، شهادت تنها یک مرگ فیزیکی نیست بلکه یک پیروزی نهایی است که به یک فرد و یک ملت، این امکان را می‌دهد تا با فدای جان خود در راه حقیقت، عدالت و مبارزه با ستم و سلطه، به آرمان‌های الهی و انسانی خود دست یابد.

و انا علی العهد...

 

شهود شهادت، راهی به «جهانی شدن‌ تمدن مقاومت»

 


سید حسن نصرالله، شهادت را به عنوان یکی از اصول بنیادین هویت مقاومت در لبنان و سایر مناطق عربی می‌دید. در نگاه او، شهادت، یک تجربه معنوی است که نه تنها باعث تقویت روحیه مجاهدان می‌شود، بلکه سبب همبستگی میان مردم و ارتقای مبارزه در برابر دشمنان خواهد بود. در این راستا، شهادت در دیدگاه نصرالله، ابزاری برای استمرار راه مقاومت و پیام آن در سطح منطقه‌ای و جهانی است. شهادت به‌ویژه در عرصه های مقاومت در برابر دشمن صهیونیستی، مفهومی فراتر از مرگ فردی دارد. به گفته او: «شهادت، یک جهاد بزرگ است که فرد را به معنای واقعی کلمه از مرگ رهایی می‌دهد و در عوض، او را در تاریخ و در ذهن  بشریت، زنده می‌سازد.» اینگونه شهادت، از نظر نصرالله، موتور مولد و محرک شور و روح و بستر زایش و حرکت و حیات جمعی است که می‌تواند جرقه‌ای برای بیداری و مقاومت در سایر ملت‌های منطقه و حتی جهان باشد. در اندیشه نصرالله، شهادت نه تنها یک ارزش فردی برای مجاهدان محور مقاومت است، بلکه به عنوان یک نیروی محرک و انگیزشی در راه پیروزی بر دشمنان نیز به‌شمار می‌رود. در این بینش، شهادت، نه تنها به‌عنوان فدای شخصی، بلکه به‌عنوان یک ارزش و فضیلت جمعی در نظر گرفته می‌شود. مبارزان از این مسیر الهام می‌گیرند و این آرمان جمعی، موجب تقویت اراده مجاهدان برای مقابله با تهدیدات دشمنان خواهد شد.

 

و انا علی العهد...

و انه لجهاد؛ نصر او استشهاد....

 

افزون بر این، شهادت، هویت هستی شناسانه و جوهره معرفتی این مکتب است که با آن می توان حقانیت و مشروعیت الهی و انسانی و خمیرمایه توحیدی مقاومت را شناخت. مکتبی که ریشه در شهادت طلبی دارد، رد پایش در بیراهه منفعت اندیشی و دنیاطلبی و قدرت خواهی و محاسبات مادی نیست. به افقی دیگر، ورای این عالم، نظر دارد و تاریخ را بر حقیقت راه خود به شهادت گرفته است. در چنین مرام و منشی که روی در عزت و کرامت دارد، طبیعتا شکست و تسلیم‌ و اسارت نیز معنایی نخواهد داشت. سخن او، سرلوحه این اندیشه است که: «مقاومت با شهادت به جهانیان نشان می‌دهد که مسیر درست، همان مسیری است که در راه خدا و آزادی است.» و این همان شعار تاریخساز اوست: و انه لجهاد، نصر او استشهاد... راه فقط جهاد است، پیروزی و شهادت در ادامه این راه، هردو یکی است. چرا که طریق جهاد و مقاومت، طریق شکست نیست. شاهراه عزت و افق معراج نصر و فطرت فتح فتوحات ابدی و سرمدی است. نام نصرالله در امتداد این راه نورانی و پرعظمت، اسم رمز پیروزی و نصرت است. نام‌ نمادین او: نصرالله هم، شگفتا که به کمک این تفسیر و تداعی تحقق این وعده صادق آمده است: اذا جا نصرالله و الفتح....

 

و انا علی العهد...

انا علی العهد... لبیک یا نصرالله!

 

و اینک، قیامتی است از لبنان تا تهران، از کربلای تو؛ مقتل «حره حریک» ضاحیه بیروت تا قلب تهران، از دیوارهای شکسته و خرابه های غرق به خون غزه، تا مشت و فریاد میلیونی معترضان به جنایت کودک کشان قحطی ساز صهیونیست در توقیف کشتی امداد صمود برای آوارگان و گرسنگان شهر غم؛ غزه‌ی عزیز و مظلوم و همچنان مقاوم، این قلب خونین اسلام و انسان، که از پاریس تا بروکسل، از بارسلون تا میلان و ناپل و تورین، از رم‌ تا استانبول، از لهستان تا یونان، نام تو تکرار می‌شود، نام تو بال می‌کشد و بالا می‌رود تا بلندای هر جاودانگی و بی مرگی. نام تو، معنی چاک چاک و غرقه به خون آن حیات جاوید است و آن حقیقت بی‌مرز و بی‌مرگ. نام تو ریشه در عاشورا دارد. ریشه در گودی مقتل و خیمه های سوخته دارد. نام تو رمز معرفت «ما رایت الا جمیلا» است. نام تو راز فهم «القتل لنا عاده و کرامتنا الشهاده» است سید! تو می‌مانی تا روزگاران برپاست و دشمنانت همه می‌روند. یعنی همین الان هم رفته اند! فقط فهمش را ندارند و خودشان نمی‌فهمند و توهم دارند! اگر فهم داشتند که ترامپ و نتانیاهو نمی‌شدند!... به آقای ما، مقتدای همه شهیدان، خامنه‌ای عزیز گفتی: «ای پسر حسین! تا آخرین قطره‌ی خون، تنهایت نمی گذاریم.» اکنون ای فرزند فاطمه! ببین که خونت سِیلی شده است و دارد همه بنیان ستم و قساوت را با خودش می‌برد و محو می‌کند. ببین که خامنه‌ای هنوز، پرچم خون تو و همه شهیدان مقاومت را یکتنه بالا گرفته در جهانی که جولانگاه دیوهای آدمخوار است. تو هستی چون خامنه‌ای هست. خواستند تو را زیر آوار آن ساختمان، به خیال خودشان دفن کنند اما تاریخ، صدای خون تو شد... به نام‌ تو سوگند که ما بر سر عهدیم. «انا علی العهد»... و سوگند به قداست خون، که امروز، تو زنده‌ترینی و این‌، تازه آغاز توست نصرالله!....

 

و انا علی العهد...

جهان را می کند بیدارتر، اعجاز نصرالله


به قرآن گریه کردم  لحظه پرواز نصرالله
شهادت چیست اصلا؟ بهترین آغاز نصرالله

چه پاییز سرافرازی شده، بیروت می‌بینی؟
جهان را می‌کند بیدارتر اعجاز نصرالله

نمانده هیچ برگی از تنش در شعله آتش
و باد این سو و آن سو می‌برد آواز نصرالله

مثلث‌های پرچم را به آتش می‌کشد دنیا
محقق می‌شود در قدس چشم‌انداز نصرالله

سیاهی در بلندی‌های جولان می‌دهد جولان
به پا خیز‌ای فرات و نیل‌ای سرباز نصرالله

به دست اشقیای قوم خیبر باز پرپرشد
غرور حاج قاسم حامی و دمساز نصرالله
 
ندیدم هیچ کوهی را که هر شب جا به جا می‌شد 
شکوه و این صلابت خصلت ممتاز نصرالله

همیشه منتظر بودی برای اینچنین روزی
مبارکباد این خونی که باشد راز نصرالله

نجمه پورملکی

 

و انا علی العهد...


جهان، روشن شد از نور شهادت، جاءَ نصرالله....


دلی که بر ندارد چشم از آن دلخواه، پیروز است
قدم تا پایمردی می کند در راه پیروز است

زمان پلکی زد و بانگ رحیل آمد سواران را
هر آنکس زنده شد زین فرصت کوتاه، پیروز است

به جز صبح وصال دوست، فتحی نیست در عالم
دلت گر شعله ور شد در شهادتگاه، پیروز است

بکش ما را، که ما را زنده تر کرده ست مرگ آری
بترس از داغ غزه، اشک لبنان، آه پیروز است

جهان روشن شد از نور شهادت، جاء نصرالله
که باشم من؟! خدا فرموده حزب الله پیروز است

نغمه مستشار نظامی

 

و انا علی العهد...


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه